سفارش تبلیغ
صبا
مرد را آن بهاست که بدان نیک داناست آن ارزى که مى‏ورزى ، [ و این کلمه‏اى است که آن را بها نتوان گذارد ، و حکمتى همسنگ آن نمى‏توان یافت و هیچ کلمه‏اى را همتاى آن نتوان نهاد . ] [نهج البلاغه]
لوگوی وبلاگ
 

آمار و اطلاعات

بازدید امروز :9
بازدید دیروز :13
کل بازدید :45196
تعداد کل یاداشته ها : 154
97/9/27
10:34 ع
شعارها مثل انگشت اشاره‌ای هستند که به هدفها اشاره می‌کنند

از شعار مرگ بر شاه گرفته تا بر مرگ آمریکا و اسرائیل، همگی بیانگر یک ایدئولوژی و گفتمان واحدی است که توسط امام خمینی (ره) بنیان گذاشته شد و توسط امام خامنه‌‌ای شتاب گرفت.
اینکه این گفتمان چیست و چگونه جهان را به لرزه انداخت آنقدر بزرگ و پرمغز است که گفتنش نه در توان قلم نگارنده است و نه در این مقال جایی برای گفتن دارد.
آنچه قصد نوشتن است انحراف از شعار است. بی‌مقدمه بپردازیم به اصل مطلب که انحراف از شعار به چه معناست.

در ادبیات سیاسی هر جامعه‌ای یکی از نکاتی که اگر از آن غافل شویم احتمال انحراف را بالا می‌برد بحث ادبیات و کلمات مورد استفاد توسط خواص و موثران جامعه است.
این یک حقیقت است که هر جمله‌ای باری دارد و اگر کلمه‌ای به جای کلمه دیگر به کار رود می‌تواند بوی انحراف را از آن استشمام کرد. قصد نداریم تاریخ را بررسی کنیم ولی تنها برای تصدیق جمله بالا یک واقعیت تلخ تاریخی را بررسی می‌کنیم. در زمان انقلاب مشروطه، مردم و خواص جامعه بدنبال عدالت‌خوانه بودند اما به مرور زمان با نفوذ انگلیسی‌ها در اندیشه برخی از گروه‌های تاثیرگذار، عدالت‌خوانه به مشروطه تغییر نام پیدا کرد. به عقیده بسیاری از محققان آشنا به دو حوزه تاریخ و سیاست همین اتفاق روند شکل گیری انقلاب اسلامی را 7 دهه به تغییر انداخت.
آری حقیقت این است که واژه‌ها خود ایجاد کننده جریان هستند از همین باب بود که امام خامنه‌ای در نماز جمعه 14 بهمن فرمودند: شعارهای انقلاب، امروز همان شعارهای روز اول است؛ که این نشان‌دهنده‌ی سلامت انقلاب است. شعارها مثل انگشت اشاره‌ای هستند که به هدفها اشاره می‌کنند، هدفها را ترسیم میکنند. وقتی شعارها تثبیت‌شده در یک نظامی، در یک انقلابی باقی ماند، معنایش این است که هدفها در این نظام به شکل اول است؛ هدفها تغییر پیدا نکرده است؛ دست‌اندرکاران و مردم از صراط مستقیم و هدفهای اصلی منحرف نشده‌اند. امروز شعارهای ملت ایران، همان شعارهای اول انقلاب است.
این جمله رهبری یک معیار است. به این معنا که در تشخصیص جریان‌ها و افراد باید نسبت به عبارات به کاربرده توسط آنان بسیار دقت کرد. اگر در کلام و شعارهایشان حرفی غیر از اسلام مطرح شد باید فهمید که انگشت اشاره چنین گروهی به هدفی غیر از پیشرفت نظام جمهوری اسلامی ایران اشاره دارد.
نمونه بارز این جریان را می‌توان در سال 88 و در جریان انتخابات ریاست جمهوری مشاهده کرد. جریانی که در انتخابات سال 88 کلاه بر سرشان رفت، در موارد متعددی شعارهایی را سر دادند که به هدفی غیر از صراط مستقیم اشاره داشت. یکی از شعارهایی که توسط جریان فتنه برای رای آورن به کار گرفته شده بحث حمایت ایران از لبنان، فلسطین و مظلومان جهان بود. شعاری که با این سوال که چرا تا زمانیکه مردم ایران خود به کمک نیاز دارند باید به دیگران کمک کرد آغاز شد اما به اینجا ختم نشد. در واقع ختم این شعار که انحراف را نمایان کرد شعار نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران بود.
در حقیقت در سال 88 جریان موسوم به جنبش سبز برای به چالش کشیدن نظام ایران و جمع کردن رای، دخالت ایران در کشورهای منطقه را زیر سوال بردند و جملاتی در راستای تبیین این موضوع بارها به زبان آوردند. در حقیقت این جریان قصد داشت با استفاده از تغییر ادبیات سیاسی به اهداف خود برسد.
وقتی که رهبری در سخنان 14 بهمن خود فرمودند: «ما در قضایای ضدیت با اسرائیل دخالت کردیم؛ نتیجه‌اش هم پیروزی جنگ سی و سه روزه و پیروزی جنگ بیست و دو روزه بود. بعد از این هم هر جا هر ملتی، هر گروهی با رژیم صهیونیستی مبارزه کند، مقابله کند، ما پشت سرش هستیم و کمکش میکنیم و هیچ ابائی هم از گفتن این حرف نداریم» این موضوع را شفاف‌تر کرد که جریان فتنه و یا هر جریانی که در آینده انقلاب اسلامی بخواهد مسیری غیر از گفتمان اصیل انقلاب اسلامی را استفاده کند محکوم به انحراف است و باید با آن مقابله کرد.
حضرت امام خامنه ای بسیار عالمانه و هوشمندانه از ارتباط اهداف و شعارها در شرایط امروز سخن به میان آوردند. وقتی که شعار ساده زیستی جای خود را به تجمل می‌دهد، وقتی آزادی به معنای برهنگی تعبیر می‌شود، وقتی شعار مرگ بر اسرائیل می‌شود نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران، وقتی بیداری اسلامی جای خود را به بیداری انسانی می‌دهد، وقتی مکتب اسلامی جای خود به مکتب ایرانی می‌دهد، وقتی که فریاد ضد اسرائیلی و ضد آمریکایی کمتر به گوش می‌رسد، طبق فرمایش رهبری باید هوشیار بود که انگشت اشاره هدفی غیر از صراط مستقیم را نشانه گرفته است.
نکته‌ای که باید بر آن تاکید کرد تصدیق این مطلب است که با تمام این انحرافات که از اول انقلاب تا به امروز برخی از جریان ها به دنبال تحقق آن بوده‌اند به فرموده رهبری امروز شعارهای ملت ایران، همان شعارهای اول انقلاب است.
روح الله متقی مجد


  
  
 
 
 
عکسهای شاه پس از فرار از ایران، توسط مردم  به آتش کشیده شده است
عکسهای شاه پس از فرار از ایران، توسط مردم به آتش کشیده شده است
ورود بالگرد امام خمینی(ره) به بهشت زهرا  جهت سخنرانی در جمع مردم
 
رود بالگرد امام خمینی(ره) به بهشت زهرا جهت سخنرانی در جمع مردم
 
 
 
مجسمه رها شده محمد رضا شاه پهلوی در حاشیه شهر
مجسمه رها شده محمد رضا شاه پهلوی در حاشیه شهر
 

راهپیمایی با شکوه مردم در دوران انقلاب اسلامی
راهپیمایی با شکوه مردم در دوران انقلاب اسلامی

 
 

جا به جا نمودن تصویر امام خمینی(ره) با عکس شاه توسط یکی از راهپیمایان پس از فرار شاه در خیابانهای تهران
جا به جا نمودن تصویر امام خمینی(ره) با عکس شاه توسط یکی از راهپیمایان پس از فرار شاه در خیابانهای تهران
عکسهای شاه پس از فرار از ایران، توسط مردم  به آتش کشیده شده است
عکسهای شاه پس از فرار از ایران، توسط مردم به آتش کشیده شده است
ورود بالگرد امام خمینی(ره) به بهشت زهرا  جهت سخنرانی در جمع مردم
ورود بالگرد امام خمینی(ره) به بهشت زهرا جهت سخنرانی در جمع مردم
حضور مردم و سردادن شعار در دوران انقلاب اسلامی
حضور مردم و سردادن شعار در دوران انقلاب اسلامی

رژه روحانیون پس از پیروزی انقلاب اسلامی در جمع مردم
رژه روحانیون پس از پیروزی انقلاب اسلامی در جمع مردم

مجروح شدن یکی از راهپیمایان در اثر تیراندازی نیروهای گارد سلطنتی در دوران انقلاب اسلامی
مجروح شدن یکی از راهپیمایان در اثر تیراندازی نیروهای گارد سلطنتی در دوران انقلاب اسلامی
ورود مردم انقلابی به پادگانها در دوران پیروزی انقلاب اسلامی
ورود مردم انقلابی به پادگانها در دوران پیروزی انقلاب اسلامی
انتقال یکی از مجروحین به بیمارستان توسط مردم
انتقال یکی از مجروحین به بیمارستان توسط مردم
مجسمه رها شده محمد رضا شاه پهلوی در حاشیه شهر
مجسمه رها شده محمد رضا شاه پهلوی در حاشیه شهر
تشییع یکی از شهدای انقلاب اسلامی توسط مردم
تشییع یکی از شهدای انقلاب اسلامی توسط مردم
انتقال یکی از مجروحین به بیمارستان توسط مردم
انتقال یکی از مجروحین به بیمارستان توسط مردم
حضور مردم در دوران انقلاب اسلامی
حضور مردم در دوران انقلاب اسلامی
مجروح شدن یکی از راهپیمایان توسط عوامل رژیم پهلوی در دوران انقلاب اسلامی
مجروح شدن یکی از راهپیمایان توسط عوامل رژیم پهلوی در دوران انقلاب اسلامی
به آتش کشیدن خودرو توسط مردم در دوران مبارزه با رژیم پهلوی
به آتش کشیدن خودرو توسط مردم در دوران مبارزه با رژیم پهلوی
درگیری مسلحانه نیروهای انقلابی با عوامل رژیم پهلوی
درگیری مسلحانه نیروهای انقلابی با عوامل رژیم پهلوی

راهپیمایی با شکوه مردم در دوران انقلاب اسلامی
راهپیمایی با شکوه مردم در دوران انقلاب اسلامی

خانواده شهدای انقلاب اسلامی در غم از دست دادن نزدیکان خود عزاداری می کنند
خانواده شهدای انقلاب اسلامی در غم از دست دادن نزدیکان خود عزاداری می کنند

حضور خانواده شهدا جهت شناسایی در مراکز نگهداری پیکر شهدا
حضور خانواده شهدا جهت شناسایی در مراکز نگهداری پیکر شهدا

تیراندازی مستقیم نیروهای گارد رژیم پهلوی به مردم

  
  

دیروز از هر چه بود گذشتیم
امروز از هر چه بودیم گذشتیم
آنجا پشت خاکریز بودیم و اینجا در پناه میز
دیروز دنبال گمنامی بودیم و امروز مواظبیم ناممان گم نشود
جبهه بوی ایمان می داد و اینجا ایمانمان بو می دهد
آنجادرب اتاقمان می نوشتیم یا حسین فرماندهی از آن توست
الان می نویسم بدون هماهن
گی وارد نشوید
الهی نصیرمان باش تا بصیر گردیم...


  
  

عده‌ای تخریب می‌کنند، اسمش را می‌گذارند انتقاد!

وقتی شما طلا را میبرید پیش یک زرگر که نقادی کند، او میگوید که آقا! این عیارش بیست است؛ یعنی عیار بیست را قبول میکند؛ حالا از بیست و چهار عیار - که طلای خالص است - چهار عیار کم است. این شد نقادی اما اگر چنانچه طلا را بردید مثلاً پیش یک آهنگر و او یک نگاهی کرد و آن را انداخت و گفت: آقا! اینکه چیزی نیست! این اسمش نقادی نیست.

در دین مبین اسلام بر لزوم نقد و انتقاد سازنده تأکید فراوانی شده است. به طوری که مسلمانان باید نسبت به مشکلات جامعه حساسیت داشته باشند و در صدد رفع آن مشکلات باشند.

روایت معروف «المؤمن مراه المؤمن» به خوبی گویای این واقعیت است. امام صادق(ع) فرموده است: «محبوب‌ترین برادرانم نزد من کسی است که عیب‌هایم را به من هدیه کند.» امام علی(ع) نیز در این بحث می‌فرمایند: «باید برگزیده‌ترین مردم نزد تو آن کسی باشد که عیب تو را به تو هدیه کند و در پیکار با نفست تو را یاری رساند.» بنابراین آنچه در آیات و روایات بر آن تأکید شده است ارائه نقد سازنده و نشان دادن عیب به منظور اصلاح و رفع آن می‌باشد.

* نامزد مورد علاقه‌ خودتان را تمجید کنید، اما دیگران را تخریب نکنید

«از طرف علاقه‌مندان به نامزدهای انتخاباتی گوناگون، بداخلاقیهای انتخاباتی، شایسته‌ی ملت ما نیست؛ تهمت زدن آدمهای مؤمن را، مصونیت‌دار از لحاظ اسلامی و شرعی را؛ در معرض هتک آبرو قرار دادن در شبنامه‌ها، در مطبوعات، در پایگاههای اینترنتی و غیره، اینها اصلاً مصلحت نیست. من به طور جد از همه‌ی کسانی که نسبت به نامزدهای مختلف علاقه‌مندی‌ای دارند، درخواست میکنم، اصرار میکنم که این علاقه‌مندی خودتان را از راه تخریب دیگران، اهانت به دیگران، متهم کردن دیگران نشان ندهید. هرچه میخواهید، از نامزد مورد علاقه‌ی خودتان تمجید کنید، تعریف کنید؛ اما دیگران را تخریب نکنید. این علامت بدی است. بعضی جاها در دنیا معمول است اسرار خانوادگی یکدیگر را برملا میکنند، عکسهای پنهانی از هم میگیرند، افشا میکنند.»

(بیانات در اجتماع عظیم مردم یزد 12/10/86)

در همین آیات و روایات با تخریب و نقد گزنده، به شدت مخالفت شده است. بر همین اساس چه در قرآن و چه در احادیث معصومین(ع) به افرادی که از مردم و مسئولین عیب‌جویی، و آنان را تخریب می‌کنند به شدت حمله شده است. خداوند متعال در قرآن کریم می‌فرمایند: «وای بر هر غیبت‌‌کننده غیبت‌‌جویی» (همزه/ 1).

در این آیه شریفه، «همزه» در لغت به معنای کسی است که به‌ناحق بر دیگران بسیار خرده می‌گیرد و آنچه را عیب نیست از آنان عیب می‌گیرد. این واژه در اصل به معنای شکستن است، بنابراین کسی که از دیگری عیب‌جوی و خرده‌گیری می‌کند، با این کار خود، گویی او را می‌شکند و شخصیت او را خرد می‌کند. «همزه» به معنای عیب نیز است. پیامبر اسلام(ص) فرموده است: «بدترین مردمان کسانی هستند که سخن‌چینی می‌کند و میان دوستان جدایی می‌افکند و کسانی که برای بی‌گناه عیب می‌تراشند.»

با توجه به این آیات و روایات متوجه می‌شویم که دین مبین اسلام‌ حامی و مدافع نقد و انتقاد پویا و سازنده می‌باشد و با تخریب به شدت مخالف است و این عمل غیراخلاقی را تهدیدی برای وحدت و اتحاد تلقی می‌کند.


*شاخص های نقد سازنده چیست؟

در روزهای اخیر با توجه به نزدیک شدن ایام انتخابات، در رسانه ها‌ گروهی شاهد اظهار نظرهای تند برخی از احزاب و گروه‌ها علیه یکدیگر هستیم. عده‌ای برای حزب و گروه خود خطوط قرمز هایی مشخص کرده‌اند و هر کسی را که تشخیص دهند وارد مجموعه خود و هر کسی را که تشخیص دهند مورد انتقاد و یا تخریب قرار می‌دهند.

اکثر این احزاب و گروها بر لزوم پیروی از ولی فقیه و قانون اساسی متفق‌القول هستند. اما آیا تمام این احزاب پایبندی خود را بر این اصول به اثبات رسانده‌اند؟

بدون شک یکی از دلایل برای اثبات این مدعا توجه و پیروی از فرامین رهبری بدون هیچ گونه افراط و تفریط است.

شاید بتوان علت تعدد احزاب و جریانات مختلف در کشور را افراط و تفریط در سیاسیت گذاری ها و همچنین برداشت‌های شخصی از قوانین و سخنان مقام معظم رهبری دانست.

تمامی کارشناسان بر این امر اتفاق نظر دارند که برای شناخت نخبه ممتاز از نخبه مردود می‌توان به اظهارات و عمل کرد او در مقابل با جریانات و موج‌های رسانه‌ای توسل جست.

متأسفانه برخی از افراد در داخل که داری وجهه سیاسی و علمی در کشور هستند، گاهی اوقات اسیر برخی از موج های رسانه‌ای هدایت شده از سوی دشمنان غربی می‌شوند و در زیر چتر انتقاد به تخریب و له کردن چهره رقیب و یا جریان مخالف خود می‌پردازند و از رسانه‌ای شدن اظهارات خود هیچ ابایی ندارند.

این افراد فارغ از اینکه مطلع باشند که سخنان آنان دقیقاً همان اهداف دشمن است، توسط برخی از رسانه،های دیگر تحریک می‌شوند و آگاه یا نآگاهانه در پازل دشمن نقشی را بازی می‌کنند.

حال این سوال برای مخاطب به وجود می‌آید که از چه طریقی باید تفاوت انتقاد سازنده و تخریب را شناسایی کند؟

بدون شک یکی از مهمتیرین شاخص های یک فرد با صلاحیت و قابل اعتماد، مسئله وحدت و تقوا در کلام و در عملکرد اشخاص است.

از این رو برای روشن شدن این صفات و تفاوت نقد و تخریب به شاخص و کدهایی که مقام معظم رهبری در مقاطع زمانی مختلف و حساس، ایراد فرمودند اشاره ای می‌نمائیم:


* انتقاد به معنای تضعیف نیست

«البته معنای این حرف آن نیست که ما بگوییم هیچ‏کس حق ندارد از دولت انتقاد کند؛ چون انتقاد به معنای تضعیف نیست. انتقاد اگر دلسوزانه و منصفانه باشد، کمک هم می‏کند. اگر انتقادی دلسوزانه هم نبود، بالاخره دانسته می‏شود. در مقابل حرکت دولت، اگر یک وقت عیبجوییِ غیرمنصفانه‏ای هم بشود، نخواهد توانست افکار عمومی و واقعیّتهای بیرونی را تحت تأثیر قرار دهد. بنابراین من نمی‏خواهم انتقاد را منع کنم؛ اما تخریب را چرا. تخریب به‏هیچ‏وجه مصلحت نیست. با هیچ توجیهی کسی نمی‏تواند خود را قانع نماید که دولت را تخریب کند.»

(بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار اعضای هیأت دولت، به مناسبت هفته 04/06/81)

* بعضی‌ها طوری انتقاد می‏کنند که تخریب است

«من البته هیچ‏وقت جلوِ انتقاد را نگرفته‏ام و کسی را منع نکرده‏ام. انتقاد صحیح و دلسوزانه ضرری ندارد؛ اما این انتقاد بایستی به تخریب نینجامد. بعضیها طوری انتقاد می‏کنند که تخریب است؛ این مصلحت نیست. کسی که مسؤولیت سنگینی در کشور بر دوشش هست و از او توقّع داریم که فلان کار را بکند - اقتصاد را درست کند و... - اگر ما او را تقویت نکنیم؛ اگر یک وقت ضعفی هم پیدا شد، آن را نپوشانیم؛ آیا می‏توانیم چنین توقّعی داشته باشیم؟ باز هم می‏توانیم امیدوار باشیم که آنچه که ما می‏خواهیم، انجام خواهد گرفت و آنچه که وظیفه اوست، انجام می‏گیرد؟ به نظر من، وظیفه همه است که به مسؤولان کشور کمک کنند و آنها را یاری نمایند.»

(پاسخ‌های رهبر معظم انقلاب اسلامی به پرسشهای دانشجویان در دانشگاه صنعتی شریف‏ 01/09/78)

*اهانت و تخریب جزء رسوم زشت برخی از کشورهای غربی

«آن کسانی هم که دستی در تبلیغات دارند، فضای سیاسی کشور را آشفته نکنند؛ بدگویی از این، اهانت به آن، معارضه‌ی جناحهای سیاسی با هم. مردم چه تقصیری کرده‌اند که بایستی ذهن آنها به خاطر انگیزه‌های مختلف سیاسیِ اشخاص و گروهها و جناحها و مجموعه‌ها، آشفته و مغشوش شود. اینها بگذارند فضای انتخابات سالم باشد. البته هرکس حق دارد از خود و نامزد انتخاباتی خود دفاع و حمایت کند؛ این مانعی ندارد. تبلیغات در حد متعارف و بدون اسراف و زیاده‌روی، خیلی خوب است؛ اما اهانت، تخریب و بدگویی - این‌کارهایی که جزو رسوم زشتِ بعضی از کشورهای غربی است - را کنار بگذارند» (خطبه‌‌های نماز عید سعید فطر02/08/85)


* بعضی از این مطبوعاتی که امروز هستند، پایگاه‌های دشمنند

«متأسّفانه امروز می‏بینم همان دشمنی که به‏وسیله تبلیغات خود، همّتش این بود که افکار عمومی یک کشور را به سمتی متوجّه کند، به‏جای رادیوها آمده در داخل کشور ما پایگاه زده است! بعضی از این مطبوعاتی که امروز هستند، پایگاههای دشمنند؛ همان کاری را می‏کنند که رادیو و تلویزیونهای بی.بی.سی و امریکا و رژیم صهیونیستی می‏خواهند بکنند!

من نه با آزادی مطبوعات مخالفم، نه با تنوّع مطبوعات. اگر به‏جای بیست عنوان روزنامه، دویست عنوان روزنامه در این کشور در بیاید، بنده خوشحالتر هم خواهم بود و از این‏که روزنامه‏های کشور زیاد شوند، هیچ احساس بدی ندارم. اگر مطبوعات، آن‏طوری که در قانون اساسی هست، مایه روشنگری باشند؛ مصالح کشور را رعایت کنند، به نفع مردم قلم بزنند، به نفع دین قلم بزنند، هرچه بیشتر باشند، بهتر است. اما امروز مطبوعاتی پیدا می‏شوند که همه همّتشان، تشویش افکار عمومی و ایجاد اختلاف و بدبینی در مردم و خوانندگانشان نسبت نظام است! ده عنوان، پانزده عنوان‏روزنامه، گویا از یک مرکز هدایت می‏شوند؛ با تیترهای شبیه به هم در قضایای مختلف. قضایای کوچک را بزرگ می‏کنند و تیترهایی می‏زنند که هرکس این تیترها را می‏بیند، خیال می‏کند که همه چیز در کشور از دست رفته است! اینها امید را در جوانان می‏میرانند؛ روح اعتماد به مسؤولان را در آحاد مردم کشور تضعیف می‏کنند و نهادهای اصلی کشور را مورد اهانت و توهین قرار می‏دهند!

من می‏دانم که در بسیاری از این مطبوعات، آدمهای خوب و مؤمنی مشغول کارند - چه کسانی که قلم می‏زنند، چه کسانی که اداره می‏کنند - اما در لابلای همینها اثرِ انگشت «عبداللَّه‏بن‏ابی‏ها» را می‏بینم: تفرقه‏افکنیها، اختلاف‏افکنیها، تشنج آفرینیها، تشویش افکار عمومی، نا امید کردنها، یأس پراکنیها، چهره‏سازی عناصر وابسته و مرید دشمن، از نظر انداختن عناصر مفید و مؤمن و مخلص و دلسوز! البته این کارها به جایی هم نخواهد رسید؛ خدای متعال رسوا می‏کند.» بیانات بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با جوانان در مصلّای بزرگ تهران‏01/02/79)


*مسائل اختلافی را در در مجامع تخصصی بیان کنید

«هر کس حرفی و طرحی درباره آینده کشور و حل مسائلی همچون تورم و گرانی دارد آنرا به ویژه در مجامع تخصصی بیان کند اما این مسائل نباید با تخریب مسئولان و دولت همراه شود همچون روند موجود در برخی کشورهای غربی، به بهانه دمکراسی، موجب تضعیف و تخریب مسئولان شود. فضای باز و آزادیهای جاری، امکان اظهار نظر را درباره هر مسئله ای برای همه فراهم آورده است اما نباید دچار بی انصافی شد و با هدف تخریب دیگران به اظهار نظر پرداخت.

همه جناحها و مسئولان و اشخاص باید مراقب گفتار و رفتار خود باشند و نخبگان و سیاسیون بهتر است این واقعیت را در نظر داشته باشند که مردم نیز از این اخلاق ناراضی هستند و به دور از حرفهای مخرب، آگاهانه تصمیم می گیرند.»

(نماز جمعه تهران با امامت ولی امر مسلمین در دانشگاه تهران اقا 29/06/87)


* امید را در دلهای مردم متزلزل نکنید

«توقّع دوم این است: نظامی را که قبول دارند، تضعیف نکنند. نمی‏گوییم به فلان وزیر یا فلان مسؤول یا فلان بنیاد یا فلان نهاد انقلابی، اعتراض نکنید. اگر اعتراض و انتقاد در حدّ معقولی باشد، چه مانعی دارد؟! به قول آقایان دولتیها «سازنده» هم هست. بر سرِ انتقاد، بحثی نداریم. بحث بر سرِ نظام است. از آن‏جا که پایه هر نظام و هر زندگیِ فردی بر امید است، پس امید را در دلهای مردم متزلزل نکنید. این، یکی از سفارشهای ماست. به گونه‏ای حرف نزنید که پیر و جوان و زن و مرد، افق آینده خود را تیره و مه آلود ببینند. چرا این کار را می‏کنید؟! ایران که افق مه آلود و تیره‏ای ندارد! این ملت، ملتی است که با همه مشکلات بزرگ در طول قرنها دست و پنجه نرم کرده و بر همه آنها، ولو بعد از گذشت مدتها، فائق آمده است. پس افق تیره‏ای در کشور نداریم.»

(بیانات مقام معظم رهبری در دیدار مدیران و مسؤولان مطبوعات کشور 12/02/75)


* به خاطر علاقه به نامزدانتخاباتی خود ، نامزد دیگر را تخریب نکنید

«به همه‏ی برادران و خواهران و همه‏ی ملت عزیز ایران سفارش می‏کنم که فضای انتخابات را، هم گرم و هم سالم نگه دارند. کسانی که به یک نامزد انتخاباتی علاقه‏مندند، مراقب باشند به خاطر علاقه‏ی به او، نامزد دیگر را تخریب نکنند؛ این بین مردم اختلاف و نقار ایجاد می‏کند؛ علاوه بر این‏که تخریب اساساً کار درستی نیست و فایده‌ای هم ندارد. کسی که با تخریب یک نامزد انتخاباتی می‏خواهد آراء او را کم کند، به مقصود خودش دست پیدا نمی‏کند؛ هم یک کار غلط و خلاف منطق و در موارد بسیاری خلاف شرع انجام می‏گیرد، هم فایده‌ای گیر او نمی‏آید. فضا را سالم نگه دارید. شما از نامزدِ خودتان حمایت کنید، دیگران هم از نامزدِ خودشان حمایت کنند و به او رأی دهند. در پیدا کردن نامزد مورد نظر دقت کنید. به کسی گرایش پیدا کنید که به دین مردم، به انقلاب مردم، به دنیای مردم، به معیشت مردم، به آینده‏ی مردم و به عزت مردم اهمیت می‏دهد. بحمداللَّه میدان برای آزمودن و دیدن و شناختن باز است؛ ملت ما هم هشیار است.»

(بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی‏ در مراسم شانزدهمین سالگرد ارتحال امام خمینی (ره) 14/03/84)


* تخریب، فضای انتخابات را خراب می‌کند

«بعضی فضای انتخابات را خراب میکنند؛ تخریب کردن، اهانت کردن و خُرد کردن شخصیتهای گوناگون، همه بر خلاف اقتضای سلامت انتخابات است. هم مطبوعات، هم رادیو و تلویزیون، هم کسانی که به ابزارهای گوناگون ارتباط جمعی دیگری مجهز هستند - رایانه‌ها و شیوه‌های رایانه‌ای - هم کسانی که یک منبری برای سخن گفتن دارند؛ مثل خطبای جمعه و نمایندگان مجلس شورای اسلامی؛ همه توجه داشته باشند که «تخریب، فضای انتخابات را خراب میکند». شما از آن کسی که به او علاقه‌مندید، دفاع کنید؛ هیچ مانعی ندارد؛ اما به آن کسی که رقیب اوست، مطلقا حمله نکنید؛ تخریب نکنید. این تخریب و این حرف‌زدنها و اهانت کردنها، نه حجیت دارد برای مستمعان، و نه جایز است؛ به خاطر اینکه فضا را خراب میکند.»

(بیانات‌ در دیدار مسئولان و کارگزاران نظام جمهوری اسلامی‌ 18/07/85)


* عده‌ای تخریب می‌کنند، اسمش را می‌گذارند انتقاد!

«به انتقادها هم توجه کنید؛ البته بعد هم عرض خواهم کرد. انتقاد با تخریب فرق دارد. متأسفانه خیلیها تخریب می‌کنند، ولی اسمش را می‌گذارند انتقاد. آن جایی که واقعاً انتقاد است و کسانی با نظر خیرخواهانه، نقاط مثبتِ کاری را توجه می‌کنند و نقاط اشکالش را هم ذکر می‌کنند، اینها را با سعه‌ی صدر گوش بدهید؛ نه این که همه جا قبول کنید - چون ممکن است آن منتقد اشتباه کرده باشد - اما گوش کنید تا آن جائی که واقعاً درست است از شما فوت نشود. اینها چیزهایی است که قبلها عرض کرده‌ایم؛ حالا هم تأکید میکنیم. به بعضیها توجه شده، بعضی را هم باید بیشتر توجه بکنید.

یک مسئله هم - که مسئله‌ی آخر باشد که عرض میکنیم - مسئله‌ی انتقاد و تخریب است. مرز انتقاد و تخریب چیست؟ تخریب بکنند و اسمش را بگذارند انتقاد؛ یا از ما انتقاد بشود و ما تلقیِ تخریب از آن داشته باشیم. خب، باید مشخص بشود تخریب کدام است و انتقاد کدام است. معنای انتقاد آن ارزشیابیِ منصفانه‌ای است که یک آدم کارشناس میکند؛ نقادی همین است دیگر. وقتی شما طلا را میبرید پیش یک زرگر که نقادی کند، او میگوید که آقا! این عیارش بیست است؛ یعنی عیار بیست را قبول میکند؛ حالا از بیست و چهار عیار - که طلای خالص است - چهار عیار کم است. این شد نقادی. البته زرگر هم هست و وسیله‌ی نقادی را هم دارد. اما اگر چنانچه طلا را بردید مثلاً پیش یک آهنگر و او یک نگاهی کرد و آن را انداخت و گفت: آقا! اینکه چیزی نیست! این اسمش نقادی نیست. اولاً اصل طلا بودن این، انکار شده. خب، بالاخره مرد حسابی! حالا عیار بیست و چهار ندارد، عیار بیست که دارد؛ این را قبول کن! ثانیاً: شما که اهل این کار و آشنای این کار نیستی!»

( بیانات در دیدار رئیس‌جمهوری و اعضای هیئت دولت 02/06/87)


*انتقاد خدمت است و تخریب خیانت

«آدم متأسفانه می‌بیند چیزهایی که به نام انتقاد از دولت و نقادی دولت، امروز گفته می‌شود، شکل همین تخریب را دارد: یعنی انکار امتیازات، قبول نکردن برجستگیها و کارهای خوب، و درشت کردن و برجسته کردن ضعفها. خب بله، ضعف هست. هر دولتی بالاخره ضعف دارد؛ انسانها ضعف دارند دیگر؛ ضعفها را بگویند، قوّتها را بگویند. جمع‌بندیِ کار یک دولت، آن وقتی است که ضعفها و قوّتها را منصفانه پهلوی همدیگر قرار بدهند؛ آن وقت میشود جمع‌بندی کرد.

انتقاد خوب است، تخریب بد است؛ انتقاد خدمت است، تخریب خیانت است؛ نه خیانت به دولت، بلکه خیانت به نظام و خیانت به کشور است. نباید تخریب بکنند، انتقاد بکنند.»

(بیانات در دیدار رئیس‌جمهوری و اعضای هیئت دولت 02/06/87)


*با تخریب، جدول دشمن را کامل نکنید

«در انتقادها، مرز میان انتقاد سازنده و تخریب رعایت شود و سخنان به گونه ای نباشد که جدول دشمن را کامل کند و زمینه گسترش بدبینی در جامعه را فراهم آورد. »

(دیدار جمعی از اساتید دانشگاه‌ها با رهبر انقلاب 02/06/90)


* انتقاد، نق‌نق نیست

«انتقاد» که دوستان ذکر می‌کنند و به تعبیر این دوستمان می‌گویند انتقادگری «نق نقو» تلقی نشود؛ نه، انتقاد، نق‌نق نیست؛ انتقاد - معنای لغوی انتقاد را نمی‌خواهیم بگوییم- یعنی همان عیب‌جویی. منظور از انتقادی که ممکن است نق‌نقو بودن از آن تلقی شود؛ یعنی عیب‌جویی کردن. دو نوع عیب‌جویی ممکن است؛ الان من و شما روبه‌روی هم نشسته‌ایم، خیلی آزادانه می‌توانیم از هم عیب‌جویی کنیم؛ شما هم از من عیب‌جویی کنید، من هم از شما عیب‌جویی کنم. منتها این عیب‌جویی دو نوع است؛ یک وقت عیب‌جویی جنبه‌ی تحقیر، اهانت، طرف را به خاک سیاه نشاندن، از طرف انتقام گرفتن و چهره‌ی او را در نظر دیگران زشت کردن است و این کار در هیچ عرف نجیبانه‌ای - نمی‌گویم اسلامی - ممدوح نیست. یک وقت هم نه، هدف از انتقاد، دلسوزی است، تکمیل است، برطرف کردن عیب است و آیینه‌وار نمودن عیب شخص یا نظام یا مدیر یا مردم به خود آنهاست و این ممدوح است. ممکن است این هم به نظر شنونده تلخ باشد؛ اما این تلخی، تلخی گوارایی است. این هیچ ایرادی ندارد. حالا من ادعا می‌کنم از نظر دستگاه هم ایرادی ندارد؛ اگر شما در این تردیدی دارید، من به شما صادقانه می‌گویم، لااقل از نظر شخص من، هیچ ایرادی ندارد. ببینید! این هدف و این جهتگیری در کیفیت کار معلوم می‌شود؛ یعنی اینکه ما توقع داشته باشیم یک جوری انتقاد کنیم که آن جهتگیریِ اول در آن وجود داشته باشد، اما مردم یا مخاطبین خیال کنند که ما داریم دلسوزی می‌کنیم، این هم نمی‌شود. همین‌طور که چند نفر از دوستان گفتید، مخاطبین ما هوشمندند و می‌فهمند»

بیانات در دیدار جمعی از کارگردانان سینما و تلویزیون‌ 22/03/85


* انتقاد در واقع هدیه کردن عیوب آنها به خود آنهاست

«وحدت کلمه را حفظ کنید. یکی از بدترین کارها این است که مسؤولان موظف نظام، به وسیله‌ی اشخاص دیگر - صرفا به خاطر این‌که تریبونی در اختیارشان قرار گرفته - مورد تخریب واقع شوند. انتقاد کردن غیر از تخریب کردن است. انتقاد، خوب و نعمت است. اگر دولت یا مسؤولان دیگر، مورد انتقاد قرار نگیرند، عیوب خودشان را نمی‌فهمند. انتقاد در واقع هدیه کردن عیوب آنها به خود آنهاست. ممکن است گاهی انتقاد درست باشد، ممکن هم هست نادرست باشد؛ اما انتقاد کردن غیر از تخریب کردن است. نه قوه‌ی مجریه و دولت را تخریب کنید؛ نه قوه‌ی قضاییه را تخریب کنید؛ نه قوه‌ی مقننه را تخریب کنید؛ بخصوص کسانی که خودشان جزو این مجموعه هستند؛ تخریب آنها یک عیب مضاعف است. باید یکپارچه باشید؛ کمااین‌که هدف و خاستگاه فکری شما یکی است. این معنی ندارد که اگر کمبود و ضعفی در کار دولت و در بخشی ایجاد شد، کلیت دولت مورد اهانت قرار گیرد و یا اگر کسی به یک حکم قضایی اعتمادی ندارد، قوه‌ی قضاییه را تخریب کند. بدترین رفتار با قوه‌ی قضاییه‌ی یک کشور همین است که کسی به خاطر نپسندیدن صدور و اجرای حکمی از صدها و هزاران حکم، بنا کند کل قوه‌ی قضاییه و دادگستری کشور را زیر سؤال بردن و مورد اهانت قرار دادن. یکی هم یک حکم دیگر را قبول ندارد، دیگری هم حکم سومی را قبول ندارد؛ این‌که مجوز اهانت نمی‌شود. اهانت کردن و تخریب کردن و زیر سؤال ناشایست بردن قوه‌ی مقننه - چه مجلس و چه شورای نگهبان که جزو قوه‌ی مقننه است - برخلاف مصالح ملت و ناسپاسی نسبت به رأی ملت است. همه باید مراقب باشند.» (بیانات پس از مراسم تنفیذ حکم ریاست جمهوری سید محمد خاتمی 11/05/1380)


* تضعیف دیگری خلاف رضای خداست

«باید کوشش کنید در تأیید، نه کوشش کنید در انتقاد. انتقاد سالم باید بکنید، این هم در پیشرفت مسائل مؤثر است. انتقاد سالم و راهنمایی دولت در همه کارهایی که می‏خواهد انجام بدهد، اینها از اموری است که لازم است. اما اینکه خدای نخواسته، یک وقت برای اینکه اثبات کنید مطلب خودتان را راجع به دولت، بخواهید کارشکنی بکنید، دولت را به شکست وادار کنید، ملت را تضعیف کنید، دولت را تضعیف کنید، اسلام را به شکست برسانید، این یک مطلبی است که الزاماً باید جلوش گرفته بشود و من امیدوارم این جور نباشد....

در نطقهای قبل از دستور و در صحبتهایی که وقتی معرفی می‏کنند وزرا را هتاکی نکنند این از شأن آقایان دور است. نباید یکی دیگری را تضعیف کند، همدیگر را تضعیف کنند، نه آنهایی که در اکثریت هستند، نه آنهایی که در اقلیت هستند، نه آنهایی که ممتنع هستند، هیچ‏کدام نباید این کار را بکنند، برای اینکه این خلاف رضای خداست، خلاف شرع است.»
امام خمینی(ره)




* شاخص های یک انتقاد سازنده

با توجه به این رهنمودها اگر بخواهیم شاخص‌هایی را برای یک انتقاد سازنده و مصلح مطرح کنیم ، باید به موارد زیر اشاره کنیم:

1. دیدن ویژگی‌های مثبت در کنار ویزگی های منفی(انصاف)

2. انتقاد از سر دلسوزی و در جهت اصلاح باشد

3. انتقاد به نحوی باشد که اذهان عمومی را نسبت به مسولین ناامید نکند

4. انتقاد، خوارک رسانه‌های بیگانه نشود.

5. انتقاد تا حد ممکن به خود شخص و یا در محافل تخصصی گفته شود و از رسانه‌ای کردن آن پرهیز شود.

6. منتقد بر شرایط آگاهی و اشراف داشته باشد

7. انتقاد به عملکرد، نه به خود شخص باشد

8. انتقاد همراه با پیشنهاد و راهکار باشد


با این اوصاف هر کسی که وارد میدان انتقاد می‌شود باید دقیقا به این ویزگی‌ها اهتمام بورزد تاانتقاد او اثر داشته باشد.

حال باید دید که مسئولین در اظهارنظرهای خود و رسانه‌ها در قبال انتشار و نحوه پرداختن به سخنان افراد تا چه میزان به این اصول پایبند هستند.

http://hezbollah313.blogfa.com


  
  
 آیا جاسبی الزاما باید محاکمه شوند؟!

هیچ بخشی از فساد آقای جاسبی مصون نماند. من با قدرت می‌گویم هیچ بخشی در کشور نبود که از فساد آقای جاسبی مصون بماند. در دانشگاه آزاد در علوم پزشکی سوالات برای چند سال دوخته می‌شود. آقای مرتضوی که وارد رشوه‌دهی و رشوه‌گیری با آقای جاسبی شده این پرونده‌ها را می‌بندد.
 
ترلیاردها تومان پول و ابزارهای جاذب دنیوی که همه در اختیار جاسبی است از جمله دادن مدرک، دادن عضویت هیئت علمی، مسئولیت‌های دانشگاهی و پول‌های متعدد که برای یک نماینده خرج کردن برای جاسبی به سهولت یک آب خوردن است چون هیچ حساب و کتابی در دانشگاه نیست و هیچ مرجعی بر آن رسیدگی نمی‌کند.
سلیمی نمین گفت: جاسبی در گزارشی که به هاشمی می‌دهد می‌گوید می‌خواهیم دوره دکترا بگذاریم در حالی که هنوز یک دوره کاردانی را پشت سرنگذاشته، در سال 63 دوره دکترا را تاسیس می‌کند در حالی که از هیچ ارگانی از جمله وزارتخانه های مربوطه مجوز نداشت.

به گزارش جهان به نقل از «خبرگزاری دانشجو»؛ پس از برگزاری جلسه هیئت امنای دانشگاه آزاد در چهارشنبه شب 21 دی ماه‌و به سر رسیدن انتظارها برای روشن شدن تکلیف بلاتکلیف دانشگاه آزاد سرانجام ریاست 30 ساله عبدالله جاسبی در راس دانشگاه آزاد به پایان رسید و با اکثریت آراء فرهاد دانشجو به عنوان رئیس جدید دانشگاه آزاد انتخابا شد.

از این رو با دکتر عباس سلیمی نمین رئیس مرکز تدوین و مطالعات تاریخ معاصر و یکی از چهره های علمی و دانشگاهی به عنوان چهره ای شناخته شده در مبارزه علیه مفاسد اقتصادی و باندبازی های سیاسی دانشگاه آزاد و مدیریت جاسبی به گفت و گو نشستیم که از نظر شما می گذرد.

خبرگزاری دانشجو: چرا تنها برکناری ایشان از تصدی 30 ساله کافی نیست و باید محاکمه شوند و یکی از کسانی به نمایندگی از مردم هستند که خواستار محاکمه جاسبی است. آیا الزاما باید محاکمه شوند؟!

سلیمی نمین: برای پاسخ به این سوال باید مسائل دانشگاه آزاد را به دو بخش تقسیم کنیم، بخش آموزشی دانشگاه آزاد که قاعدتا مدیریت آقای جاسبی بر بخش آموزشی بسیار طولانی شده و انتظار درستی است که در بخش مدیریت آموزشی تغییر ایجاد شود و مدیریت جدید به همراه خود نوآوری آورده و مجموعه را متحول کند.

بخش دوم مسائل دانشگاه آزاد است که همه ملت مایل است آقای جاسبی به خاطر آن محاکمه شوند و آن بخش بنگاه اقتصادی – سیاسی است که آقای جاسبی در پشت صحنه دانشگاه آزاد به وجود آورده بود و برای اینکه این بنگاه کارش گسترش پیدا کنند و رونق بیابد،‌برخی مفاسدی را وی در جامعه ترویج داده است.

*آقای هاشمی هم اظهار کردند که جاسبی کارغیر قانونی کرده

آقای جاسبی برای اینکه بتواند یک قدرتی در کشور به وجود آورد از دانشگاه آزاد به عنوان یک مهمل و پوشش سوءاستفاده کرد و اینکه این پوشش چگونه نتوانسته باعث شود که آقای جاسبی مدیریت فاسد را در کشور ایجاد کند مسئله اصلی است که جامعه باید به آن توجه کند.

آقای جاسبی با دامن زدن به یک کار کاملا غیر قانونی و از ابتدای بنیان‌گذاری این مجموعه به صورت غیر قانونی است این حرف من مستند به اظهارات آقای هاشمی، مستندات ارائه شده از سوی کارکنان دانشگاه آزاد و اساسنامه آن است. کلیه امور در دانشگاه آزاد به طور غیر قانونی دنبال شد تا زمینه یک بنگاه اقتصادی – سیاسی را به وجود بیاورد.

فراهم آوردن زمینه یک بنگاه اقتصادی – سیاسی بزرگ نیازمند این است که خلاف قانون عمل شود و دست باز باشد تا هر خلافی را در پوشش آموزشی انجام دهد. در سال 61 یک موسسه خدماتی شکل گرفت که هیچ ربطی به آموزش عالی کشور ندارد. در آن دوره هنوز شورای عالی انقلاب فرهنگی تشکیل نشده بود و ممنوع کرده بود تاسیس هر موسسه آموزش عالی را چون قصد شکل‌گیری انقلاب فرهنگی وجود داشت.

از طرف دیگر شعار اولیه دانشگاه آزاد این بود که یک موسسه ایجاد شود که در ثبت شرکت‌ها به ثبت برسد و کار آن ارائه تک‌درس باشد تا آخرین دستاوردهای یک رشته را به افراد ارائه دهد.

این ایده بسیار ایده ارزشمندی بود زیرا با یک پدیده بسیار تلخی مبارزه می‌کرد و آن هم این بود که با مدارک بدون پشتوانه علمی مبارزه می‌کرد.

زیرا یک آفت قبل از انقلاب اسلامی این بود که بسیاری از مدیران ما مدارک کاذب داشتند و به همین دلیل در برابر بیگانگان خضوع نشان می‌دادند. یعنی مدرک داشتند اما سواد نداشتند.

ملت ایران از این مسئله بسیار رنج می‌برد و تحمل این مسئله سخت بود و مطالبه مردم بود که بعد از انقلاب در ارتباط با مدرک‌گرایی کاذب یک انقلاب صورت گیرد. آقای هاشمی رفسنجانی در نماز جمعه وعده دادند که قصد داریم این تحول را تحقق بخشیم و جامعه را به لحاظ سواد متحول کنیم.

آقای هاشمی عنوان کرد با این دوره‌ها نه مدرکی مطالبه می‌کنیم و نه مدرکی ارائه خواهیم کرد. این تحول، مدرک‌گرایی را کنار گذاشت و اساس را برای افراد سواد و آگاهی آنها نسبت به موضوع خاص قرار داد.

جاسبی روی این موج مطالبه سوار شد و مدلی که جاسبی انتخاب کرد مدل جدیدی نبود مدل open universitiدر همه کشورها وجود دارد.

بر این اساس در سال 61 همه کمک کردند و یک موسسه شکل گرفت که تک درسی ارائه دهد که هیچ ربطی به نظامم آموزشی کشور نداشت.

* جاسبی پیش از اینکه دانشجویان اولین دوره کاردانی دانشگاه فارغ التحصیل شوند دوره دکتری تأسیس کرد

اما به فاصله اندکی (در خاطرات آقای هاشمی در سال 61 آمده) که 1 سال و نیم از این قضیه می‌گذشت که آقای جاسبی در گزارشی که به آقای هاشمی می‌دهد می‌گوید می‌خواهیم دوره دکترا بگذاریم در حالی که هنوز یک دوره کاردانی را پشت سرنگذاشته در سال 63 دوره دکترا را تاسیس می‌کند در حالی که از هیچ جا از جمله وزارت آموزش عالی، وزارت بهداشت، ستاد انقلاب فرهنگی مجوز ندارد دوره دکترا را دایر کرده و بعد آن را گسترش می‌دهد. این یعنی یک بنیان خلافی گذاشته شده است.

گاهی قوانین را دور می‌زنند که یک خدمتی را به نظام انجام دهند اما بعدها نشان داد که هدف پشت پرده این نیست که یک خدمتی را به نظام ارائه دهند، به خاطراین است که دستشان باز باشد تا فلان مدیر در قوه قضائیه، فلان مدیر در قوه مقننه، فلان مدیر در قوه مجریه رو به راحتی بتوانند مدرک داده و اون وارد داد و ستدهای خود کنند.

کارهای خلاف قانون آقای جاسبی یک طراحی داشت و گرنه با توجه به پشتیبانی آقای هاشمی و سایر مسئولان کار دشواری نبود که بروند و مجوز کسب کنند.

اما اینکه اصلا به دنبال مجوز نرفتند و در چارچوب قانون قرار نگرفتند، به خاطرداشتن مشکل قانونی نبود، هیئت موسسه دانشگاه آزاد،‌ آیت‌الله خامنه‌ای، هاشمی، موسوی اردبیلی و میر حسین موسوی و سید احمد خمینی است که دارای قدرت بسیار زیادی در کشور هستند.

بعدها هم در شورای عالی انقلاب فرهنگی این اعضا تاثیر بسیار داشتند زیرا هر کدام دارای قدرت در یک رکن اساسی نظام بودند. بنابراین مشکل دانشگاه آزاد این نیست که سدی برای اخذ مجوز در برابر آن وجود دارد بلکه می‌خواهد یک حیات خلوتی ایجاد کند که هیچ نظارتی بر آن وجود نداشته باشد.

وقتی آقای جاسبی وارد چارچوب قانون نمی‌شود به خاطر این است که می‌خواهد از هر نظارتی بگریزد تا هر کاری دلش می‌خواهد انجام دهد در خاطرات آقای هاشمی هست، افرادی مانند آقای نجفی که بعدها عضو شورای مرکزی کارگزاران شد و وزیر آموزش عالی است به آقای هاشمی نسبت به عملکرد جاسبی که قانون را رعایت نمی‌کند اعتراض می‌کند.

وزیر بهداشت و درمان وقت هم به آقای هاشمی اعتراض کرد که جاسبی رشته پزشکی دایر کرده بدون اینکه هیچ مجوزی را دریافت کند. همه این شکایات و اعتراضات در خاطرات آقای هاشمی هست اما کاش این آقایان به جای آنکه به طور خصوصی به آقای هاشمی اعتراض می‌کردند، فریاد می‌زدند و این اعتراض را در جامعه مطرح می‌کردند. در سال 66 مجبور شدند اساسنامه را تغییر دهند و زیر نظر آموزش عالی قرار بگیرند.

اساسنامه‌ای تنظیم شد و به شورای عالی انقلاب فرهنگی داده شد و شورا در سال 66 این اساسنامه را تصویب کرد. حتی بر اساس اساسنامه‌ای که خودشان نوشته بودند هم تابع قانون نبودند .

در این اساسنامه آمده است مدیر دانشگاه آزاد کسی است که از سوی هیئت امنا به شورای عالی انقلاب فرهنگی معرفی شود و در صورت تایید صلاحیت شود می‌تواند به عنوان مدیر دانشگاه آزاد معرفی شود.

این روال درباره‌ آقای جاسبی انجام نشد زیرا سابقه جاسبی در خارج از کشور بسیار تیره و تار بود عضو حزب زحمت‌کشان بوده که یک حزب کاملا وابسته‌ای است. بنابراین این مراحل را طی نکرده تا هیچ کجا سوابق وی را بررسی نکنند اگر به شورای عالی انقلاب فرهنگی می‌رود بدون شک راجع به خود و خانواده‌اش تحقیق و بررسی می‌کردند.

همه اینها به جاسبی یک امکان می‌دهد که برای در قدرت ماندن و در قدرت تاثیر گذاشتن بتواند نظامات یک سیستم را بر هم بزند.

در یک سیستم نظارت‌هایی بر بخش‌های مختلف انجام می‌شود اما جاسبی یک مجموعه‌ای به وجود آورد که می‌تواند با جسارت و وقاحت تمام در برابر نظارت مجلس بایستد.

نامه‌نگاری‌های جاسبی به مجلس را اگر ببینید خواهید دید که با چه جسارتی می‌گوید مجلس حق ندارد درباره من تحقیق و تفحص کند. بعد که مجلس فشار می‌آورد که این مال عمومی است می‌پذیرد اما مسدود می‌کند و بعضی از عناصر دانشگاه را کتک می‌زند و با کمک عناصر آلوه قوه قضائیه، پرونده‌سازی‌هایی را برای مامور تحقیق و تحفص می‌کند.

*خرج کردن پول برای یک نماینده آسان تر از آب خوردن برای جاسبی بود

ترلیاردها تومان پول و ابزارهای جاذب دنیوی که همه در اختیار جاسبی است از جمله دادن مدرک، دادن عضویت هیئت علمی، مسئولیت‌های دانشگاهی و پول‌های متعدد که برای یک نماینده خرج کردن برای جاسبی به سهولت یک آب خوردن است چون هیچ حساب و کتابی در دانشگاه نیست و هیچ مرجعی بر آن رسیدگی نمی‌کند.

در این شرایط جاسبی توانسته علاوه بر آلوده کردن مدیران کشور و دنیا طلب کردن و به رشوه گرفتن آلوده کردن یا به طور کلی وقتی با مسئول نظارت در سازمان بازرسی کل کشور یا نظارت در بازرسی رهبری یا در هر مرکز دیگری با تک‌تک این افراد وارد یک معامله پنهان شده و بگوید در ازای یک مدرک نامعتبر بر من هیچ نظارتی انجام ندهید یا اگر پرونده‌ای آمد آنجا و از من شکایت کرد به نفع من پرونده را مخدومه اعلام کنید یک فسادی را به وجود می‌آورد این فساد هم متوجه همه بخش‌های کشور شد.

هیچ بخشی از فساد آقای جاسبی مصون نماند. من با قدرت می‌گویم هیچ بخشی در کشور نبود که از فساد آقای جاسبی مصون بماند. در دانشگاه آزاد در علوم پزشکی سوالات برای چند سال دوخته می‌شود. آقای مرتضوی که وارد رشوه‌دهی و رشوه‌گیری با آقای جاسبی شده این پرونده‌ها را می‌بندد.

بازپرسی که رسید به فرزند‌ آقای جاسبی در فروش سوالات از خدمت برکنار می‌شود و پرونده‌ها را مفقود می‌کند در پرونده‌ای که به رئیس قوه قضائیه دادم، یکی از دستیاران اقتصادی آقای جاسبی 400 میلیارد تومان پول با دعوت خود آقای جاسبی در دبی از مردم جمع می‌کند شما ببینید چه فسادی در قوه قضائیه ایجاد کرده که پرونده 400 میلیاردی را می‌بندد که در لار و گراش صورت گرفته که البته اهالی گراش می‌گویند دادستان لار را عضو هیئت علمی کرده است.

مدارک زیادی دارد که با این آلوده‌سازی زمین گرفته و املاک بسیار گران قیمت گرفته و به مردم ظلم و احجاف کرده است.

تخلفات بساری را آقای جاسبی در پناه آلوده‌سازی‌هایی که انجام داده است وزرای دوران آقای هاشمی، خاتمی، وزیر بازرگانی دوران آقای خاتمی را مدرک تحصیلی داد و تمام جناح‌های سیاسی را وامدار خود کرده.

این مفاسد آنقدر زیاد شد که رهبری هم اعتراض خود را علنی کرد در دهه 60 که اوج ایثار و فداکاری و زندگی‌های ساده بود و کسی جرات نمی‌کرد رشوه دهد و هر روز شهید می‌آمد اما در همان فضا آقای جاسبی در پشت صحنه مسئولان را وارد فساد دنیاگرایی کرد.

تغییر اساسنامه دانشگاه آزاد آن هم به دستور رهبری 5 سال طول کشید این نشان‌دهنده یک فساد و قدرت فساد بزرگ است.

وقتی رهبری دستور می‌دهد که اساسنامه دانشگاه‌‌ آزاد تغییر کند برخی نمایندگان نامه می‌نویسند که شورای عالی انقلاب فرهنگی نمی‌تواند این کار را بکند. این برای ملت باید یک شاخصه خوبی باشد که فسادهای بسیار بزرگی رخ داده است.

http://www.nooreaseman.com/forum321/thread33931.html


  
  


احمدی نژاد درآغاز این جلسه گفت: سال 84 در جلسه ای که سه ماه قبل از انتخابات در منزل احمد توکلی برگزار شد، در پاسخ به دعوت او برای حضور در انتخابات 84 که توکلی می گفت “ما به شما رسیده ایم”، به او گفتم: “شما که مرا دعوت می کنید آیا به تبعاتش هم واقفید؟ اگر من که از متن پابرهنه ها هستم بیایم، یک انقلاب دیگر به راه می افتد. یک عده دارند از خوردن منفجر می شوند و یک عده دارند از فقر می میرند. این بساط اشرافی گری باید جمع بشود.” به همین خاطر این کاری که ما در این دولت کردیم کردیم یک الگوی جایگزین در سطح دنیا است.

رئیس جمهور کشورمان در ادامه صحبتهای خود درباره جنبش وال استریت گفت: من در سفر سال قبلم به آمریکا پیش بینی جنبش وال استریت را در جمع اقتصاددانان و بزرگان اقتصادی آمریکا کردم و به آنها اخطار دادم که مردم این وضعیت را تحمل نخواهند کرد و به زودی علیه نظام سرمایه داری قیام می کنند و به آنها توصیه کردم که قبل از اینکه وضع به شورش برسد خودتان اصلاح کنید و مسائل را مدیریت کنید.

وی همچنین درباره انقلابهای منطقه نظر خود را چنین اذعان کرد: در لیبی و برخی کشورهای منطقه، قبل از اینکه انقلابها به بلوغ برسند، توسط آمریکا هدایت می شوند و نمونه آن کسانی هستند که در لیبی سر کار آمده اند.

احمدی نژاد گفت: ما به زمان برخورد نهایی آماده می شویم و باید برای نبرد مثل زمان مبارزه با استعمار آماده باشیم و اگر بتوانیم انقلابهای منطقه را خوب مدیریت کنیم، بعد از 3 تا 5 سال می توانیم این کشورها مسائل را مدیریت کنیم.


به اژه ای گفتم دونفر از معاونان شما دنبال براندازی هستند اما قبول نکرد تا وقتی که کار از کار گذشته بود و فتنه شده بود


احمدی نژاد درباره انتخابات 88 با بیان اینکه در انتخابات ثابت شد که 14-15 میلیون نفر که به من رأی ندادند، منتقد جدی نظام بودند، افزود: من خودم هم منتقد فضای انتخابات بودم. دو نفر از معاونین وزارت اطلاعات با جریان فتنه همراهی می کردند. قبل از انتخابات آقای اژه ای را فراخواندم و گفتم این دو معاون شما با جریان برانداز هستند. اژه ای گفت من تکلیف خودم را از جای دیگری می گیرم. گفتم اگر زمان انتخابات رسید و براندازی اتفاق افتاد، جواب خدا و شهدا را چه می دهید؟ اژه ای در اواخر فهمید که قضیه براندازی است، گفتم نگران نباشید، من خودم به عرصه می آیم و انتخابات را برنده می شویم. اژه ای گفت شما نمی توانید، اینها همه جا را گرفته اند و میدان دست آنهاست. من گفتم من در متن مردم هستم و می دانم چه می شود. بنده به ایشان عرض کردم که من انتحاری به خط می زنم، هوز فرصت داریم و مناظره ها نیز باقی مانده است که در مناظره ها کار را تمام می کنم. اژه ای گفت تند نروید، گفتم کمی تند می رویم و رفتم. البته در مناظره ها نیز فقط یک درصد از ده درصد مسائلی را که می توان به مردم گفت را گفته ام.وی افزود: آقای موسوی قبل از انتخابات در مصاحبه با تایمز گفته بود که انتخابات فقط برای ما یک مرحله است و ما چه برنده و چه بازنده، تجمعاتمان را ادامه می دهیم. برنامه بر این بود که جلوی هر وزارت را 500 نفر بگیرند تا وزرا نتوانند سر کار بیایند و سپس مجلس را تعطیل کنند و سپس به سمت بیت رهبری بروند.


اگر در دولت نهم یازده نفر از یاران بقیه کاندیداها را وزیر نمیکردم ریشه ما را می کندند.


رئیس جمهور افزود: در انتخابات سال 84 به من گفتند برو کنار. گفتم چرا؟ گفتند تو یک درصد بیشتر رأی نداری. گفتم که من جوان هستم و اگر یک درصد رأی دارم، برای شما مشکلی ایجاد نمی شود بگذارید شرکت کنم تا دلم خوش باشد. با جریانات دیگر هم همراه شدند و گفتند کاری می کنیم که تو نتوانی در این ملکت زندگی کنی! بعد از انتخابات که من رأی به کاندیداها گفتم هرکس طرح و برنامه و نیرویی دارد به من بدهد. یکی از آنها گفت من نه طرح دارم و نه نیرو. ولی با این وجود از بیست و یک نفر اعضای کابینه اول، یازده نفر از کسانی بودند که در لیست آنها بودند که بخاطر همین موضوع مورد انتقاد خیلی از حامیان و شماها قرار گرفتیم. اما بدانید اگر آن یازده نفر را نمی آوردیم ما را ریشه کن می کردند.وی همچنین گفت: قبل از انتخابات 88 هم گفته بودند اگر این دولت دوباره رأی بیاورد، ما دیگر نمی توانیم در این مملکت کاری انجام بدهیم. یکی از اینها نامه نوشته بود به رهبری که موسوی رأی می آورد و ما خودمان را آماده برای کار با او کرده ایم.


برخی حیثیتشان از اصولگرایی بود، به موسوی تبریک می گفتند / اگر بازشماری کامل صورت می گرفت حدود هشتصد هزار رأی من اضافه می شد.


احمدی نژاد در ادامه با بیان اینکه کردان از ابتدا یک سناریوی طراحی شده جهت انتخابات بود تا ما را تخریب کنند، گفت: برخی خودشان را آماده تبریک به موسوی کرده بودند. اینها خودشان تمام حیثیتشان از جریان اصولگرا بود تبریک را به نامزد اصلاح طلبان می گفتند و گول آنها را خورده بودند. وقتی 10 درصد از صندوقهای تهران را بازشماری کردند، رأی من 8 هزارتا بیشتر شد که تصمیم گرفتند بازشماری را ادامه ندهند چرا که در کل کشور اگر این کار را می کردند، حدود 800 هزار تا به آرای من اضافه می شد.احمدی نژاد همچنین گفت: بعد از انتخابات حدود 300 خانه تیمی سازماندهی شده کشف شد که در برخی از آنها اسلحه وجود داشت. اما وزارت اطلاعات از اینها غفلت کرد. به جای اینکه روی براندازان تمرکز کند، روی دولت و تیم دولت تمرکز کردند.رئیس جمهور کشورمان در ادامه گفت: بعد از انتخابات 88 در سفر به سازمان ملل اعتقاد آنها این بود که احتمالا ما در موضع انفعال قرار داریم. اما ما از موضع قدرت رفتیم و تندتر از قبل هم عمل کردیم.وی افزود: بعد از انتخابات چونکه دور آخر دولت بود، برخی بجای اینکه همکاری کنند از فردای انتخابات، موضوع انتخابات ریاست جمهوری بعدی را در کارگروههایشان قرار دادند و چون می دانستند دولت محبوب است و رأی می آورد برنامه ریزی کردند برای تخریب دولت و اتهامات عجیب و غریب به آن. قرار بود اتهاماتشان را از آبانماه شروع کنند اما کار از دستشان خارج شد و چندماه زودتر شروع کردند.


ورود زنان به ورزشگاه ها با هماهنگی رهبری بود اما برخی جار و جنجال راه انداختند


احمدی نژاد گفت: با یکی از کسانی که قبلا به ایشان ارادت داشتیم و الآن هم دوستشان داریم، چهل و پنج دقیقه صحبت کردیم که تمام این چهل و پنج دقیقه به فحش و ناسزا به دولت گذشت. تهمتهای دزدی، جادوگری، رمالی به دولت نثار کرد و گفت تمام مسایل و برنامه های فرهنگی شما از ارزشها و از مسیر اصلی منحرف است. من گفتم شما یک موضع دولت را نشان بدهید که مخالف فتواهای رهبری باشد. گفت: ورزشگاهها! من گفتم من با رهبری صحبت کردم، رهبری گفتند در دولتهای دیگر بخاطر اینکه سوء استفاده و بهره برداری سیاسی ممکن بود بشود، اجازه ندادم ولی ایشان به بنده اجازه دادند. بعد چون فضا خراب شد، ایشان فرمودند موضوع را جمع کنید چون فعلا مسأله اول مملکت این نیست.احمدی نژاد با بیان اینکه بعد از موضع رهبری در قبال کار فرهنگی (مظلومیت فرهنگ) ما یک سال را سال کار فرهنگی دولت اعلام کردیم، گفت: در تمام سفرها کمیسیون فرهنگی تشکیل شد و مصوبات کمیسیون فرهنگی را به رهبری دادم و ایشان تأیید کردند. دقیقاً همان چیزهایی بود که رهبری فرمودند.وی ادامه داد: بعداً آمدند و گفتند که مشایی به ائمه جمعه پول داده است. اولا من داده ام، ثانیاً مگر پول دادن به ائمه جمعه خلاف است؟ کجا مهمتر از ائمه جمعه است؟ ائمه جمعه مراجعات مردمی دارند، دفاترشان شلوغ است و هزینه دارد. خیلیهایشان درخواست پول داشتند و کسی نگفت که ما نمی خواهیم. بین 20 تا 50 میلیون بسته به وسعت شهر به همه ائمه جمعه پرداخت شد و هیچکس بجز دوسه نفر هم آنرا پس ندادند.رئیس جمهور در ادامه گفت: گفتند مشایی به آدمهای فاسد پول می دهد. گفتیم مگر دولت بدون حساب و کتاب است؟ حساب دارد، ذیحساب دارد، مملکت دیوان محاسبات دارد. مگر دستگاههای نظارتی کجا هستند؟ چرا مدرک رو نمی کنند؟ خود آنها هم می دانند که نمی شود یک ریال را هم بدون حساب و کتاب هزینه کرد.
احمدی نژاد همچنین افزود: گفتند رمالی گرفته ایم که در مورد شما اینطوری گفته! گفتم شما از زبان رمالها به ما نگاه می کنید؟ دست شما درد نکند! بعداً مشخص شد که این رمال با همه شخصیتهایی که شما فکرش را هم نمی کنید ارتباط داشته ولی ثابت شد که با ما ارتباطی نداشته است.


احمدی نژاد با اشاره به اینکه تاکنون دهها گروه برای ترور من اعتراف کرده اند که در اعترافات ریگی و امثال ریگی موجود است، گفت: مثلا گروهک ریگی حتی عامل انتخاری را بین جمعیت آورده بودند که موفق به این کار نشدند. اما من باید در کنار مردم باشم. مسئول باید در کنار مردم باشد.


دردشان از این است که دولت زیاد کار کرده و بین مردم محبوب است!


رئیس جمهور کشورمان ادامه داد: این بنده خدا آخر حرفش این بود که مخالفانتان می گویند شما رفته اید کار کرده اید و محبوب شده اید و نظرتان در انتخابات آینده نافذ است. گفتم پس برای آنها موضوع جریان انحرافی و اسلام و … نیست. مسأله انتخابات است اینها که گفتید همه تهمت است و مسأله اصلی انتخابات دولت است و نه عملکرد دولت. وقتی کار می کنیم می گویند کار می کنید تا محبوب شوید. کار نمی کنیم می گویند باید دست دولت قطع شود. بالاخره ما چکار کنیم این وسط؟محمود احمدی نژاد با بیان اینکه به من هم انجن حجتیه می گویند و هم بهایی و هم فراماسونر، گفت: بهایی و حجتیه که با هم مخالفند! رمال و جن گیر گفتند. اگر قرار بود کار ما با رمال و جن گیر باشد که نیاز نبود شهر به شهر برویم و جان بکنیم. به همان رمالها و اجنه می گفتیم که یک کاری بکنند! در ضمن اگر این رمال و جن گیرها کاری از دستشان بر می آمد که می توانستند جلوی دستگیری خودشان را بگیرند.وی ادامه داد: گفتند در دولت فساد وجود دارد. مگر در قوه قضائیه فساد اخلاقی و اقتصادی وجود ندارد؟ گفتند توسط آقای رحیمی سوء استفاده صورت می گیرد. من در جلسه سران قوا به رئیس قوه قضائیه گفتم مگر در قوه قضائیه کسی سوء استفاده اقتصادی نمی کند؟ گفت چرا! گفتم شما رحیمی را قبل از محاکمه مجازات کرده اید. شما آبروی ایشان را بردید. هم خودتان گفتید و هم آقای اژه ای گفتند. شما که به همه حسابهای بانکی دسترسی دارید. در بیاورید که رحیمی چقدر پول دارد، مشایی چقدر پول دارد و… مخالفان باید بدانند که در این مقطع هم شکست خواهند خورد.


جهرمی که با علم به مشکل گروه امیرمنصور آریا برای آنها lc باز کرد، چرا آزاد است؟


احمدی نژاد افزود: در قضیه اختلاس قائم مقام بانک مرکزی را به دلیل اینکه نظارت بر جزئیات نداشت بازداشت کردند، ولی جهرمی که سیزده تیرماه برای اینها lc باز کرد هنوز آزاد است. در حالی که قبلا تذکر داده شده بود که اینها مشکل دارند. به پورمحمدی (قائم مقام بانک مرکزی) گفته بودند بگو کار مشایی است تا آزادت کنیم. به او گفتند تو چرا از جلسه ای که با رؤسای بانکها داشتی صورتجلسه نداری؟ رئیس جمهور درباره هجمه ها به اطرافیان خود گفت: اینها برنامه ریزی داشتند که در گام اول مشایی، سپس رحیمی بعد بقایی و بعد هم ثمره مظلوم را تخریب کنند.


گفتند یک استاد گفته تو طلسم محبت شده ای، گفتم چرا همان استاد طلسم را نمی شکند؟


احمدی نژاد با بیان اینکه بنده خدا گفت باید رحیمی را بردارید چون من می گویم، گفت: به ایشان گفتم شما که باشید که می گویید باید بردارم؟! من پای حق تا هرجا که باشد می ایستم! گفت من مطمئنم تو طلسم شده ای. گفتم چرا؟ گفت چون یک نفر استاد این کار بوده و این حرف را گفته. گفتم چه طلسمی؟ گفت طلسم محبت! گفتم به استادت بگو بیاید طلسم را باطل کند. گفت استاد می گوید که طلسم آنقدر محکم است که اگر بخواهیم طلسم را بشکنیم به خودمان بر می گردد و آسیب می رساند! گفتم شما دولت را متهم به طلسم می کنید و اراده خدا را زیر سوال می برید. شما می دانید با این حرف چه لطمه ای به سی سال خدمات جمهوری اسلامی می رسانید؟احمدی نژاد گفت: در قضیه ای که گفتند دولت افراد مشکل دار را به بانک معرفی کرده، بعد از قضیه تحریم برای واردات اقلام ضروری از تجار دعوت کردیم. با توجه به اینکه کار سودده نبود، افراد بسیار کمی قبول کردند. برخی را که قبول کردند جهت شروع کار به بانکها معرفی کردیم. ولی بعدا بانک گفت که اینها بدهکارند و وام نمی دهیم. این موضوع را آنچنان علیه دولت بزرگ نمایی کردند که دولت را تخریب کنند.رئیس جمهور کشورمان همچنین افزود: مخالفین ما بعضی حرفها را می گویند که ما از بیت رهبری شنیده ایم. اینها از کجا از جلسه خصوصی من و رهبری مطلع می شوند که حرفهای خصوصی بین من و رهبری را می دانند؟وی ادامه داد: شما بدانید که ولایت فقیه از جنس محبت است و حالت خشن و دستوری ندارد. رابطه پدر و پسری است. پیامبر فرمود من و علی “پدر امت” هستیم. یک عده گفتند که نه، باید بحث ارباب و رعیتی باشد و گفتند که رهبری می تواند زن شما را بر شما حرام کند. به حضرت آقا گفتم اگر شما دوتا دوست اینطوری داشته باشید فاتحه ولایت خوانده می شود.


ما و مخالفانمان فهرست اموالمان را اعلام کنیم، هرچه در فهرست نبود مال مردم!


احمدی نژاد در ادامه با بیان اینکه کسانی که ما را متهم کردند، بیایند فهرست اموال و حسابهای مالی خود را بگویند و اموال و حسابهای ما را هم در بیاورند، گفت: ما حاضریم این کار را بکنیم و بقیه اموال هر چیزی که در فهرست نبود متعلق به مردم باشد. تمام نارضایتی های مردم مربوط به کثافت کاریهای اینهاست. پابرهنه بودند و الآن اعیان نشین شده اند. مردم را به نظام بدبین کرده اند و حالا دم از ولایت می زنند. زمینهای کلان در بالای شهر خریده اند و خانه های آنچنانی دارند. یک نفر از اینها هفتصد هکتار زمین در اطراف تهران را تصرف کرده که الآن ارزشی حدود هشتصد میلیارد تومان دارد.احمدی نژاد گفت: درباره اتهامات دولت می گویند احمدی نژاد به قضات فشار می آورد. اما من به شما می گویم اینها چون نمی توانند چیزی را اثبات کنند این حرفها را می زنند. درباره پرونده بقایی بخاطر اعلام نظر کارشناسی در مورد یک ساختمان در شیراز که جنبه اجرایی هم نداشت گفتند چهارسال از خدمت انفصال شود.وی افزود: آقایی که همه چیز دارد از ویلا و… می گوید دولت ضدولایت فقیه شده. خودش همه چیز دارد و تنبل و بیکار است و لکه ای است بر دامن پاک ولایت فقیه. هفت هشت ماه نهادهای امنیتی به دروغ روی ما زوم کردند و از مسایل مهم غافل شدند. به فردی گفتم این کسی که تو آورده ای در نهاد امنیتی مسئولیت داده ای مشکل دارد. روی زنش چاقو کشیده. برای کشور مشکل درست خواهد کرد. گفت زمانی که چاقو کشیده طلسمش کرده بودند و الآن طلسمش رفع شده. اگر مشکل درست کند بلافاصله بیرونش می کنیم. گفتم آوردنش دست شماست ولی بیرون کردنش دست شما نیست.


برخی به نام کارشناس در تلویزیون آبروی نظام را می برند و برای نظام مشکل می سازند


احمدی نژاد درباره برخی صحبتها درباره پولشویی دولتی در کشور گفت: غربیها به دنبال این هستند که با اتهام پولشویی یعنی استفاده از پول قاچاق مواد مخدر برای تروریسم بانکهای ما را تحریم کنند. یک آقای احمقی هم در تلویزیون بعنوان کارشناس می آید و می گوید دولت پولشویی دارد و با این حرفش آبروی نظام را می برد و برای نظام مشکل ایجاد می کند.رئیس جمهور افزود: من اگر احساس کنم کلیت کشور دارد به خطر می افتد سکوتم را می شکنم. به حضرت آقا گفتم اینها خیلی تند می روند و به تذکر شما هم گوش نمی کنند. گفتم بگذارید به روش احمدی نژادی همه شان را ساکت کنم. حضرت آقا فرمودند کشور فعلا سکوت می خواهد.وی ادامه داد: ما را متهم می کنند که می گوییم ظهور صغری آغاز شده و دیگر ولایت نمی خواهیم. اگر هم که ظهور صغری آغاز شده باشد به ولایت بیشتر احتیاج داریم. در چنین شرایطی باید قویتر و منسجم تر باشیم.


در استانها جلسه گذاشتند و گفتند به استقبال دولت نروید و مردم را هم نگذارید بروند


رئیس جمهور کشورمان درباره بحث استقبال از دولت در استانها گفت: اینها با بسیجیان و ائمه جمعه و … جلسه گرفته اند و به اینها گفته اند که به استقبال دولت نروید چون دولت منحرف است. ما می گوئیم مسأله نظام است که دولت مورد استقبال قرار بگیرد و عدم استقبال موضع بین المللی نظام را تضعیف می کند و لطمه می زند. به من گفته اند این دولت بزرگترین خطر برای اسلام بعد از صدر اسلام است. من به ایشان پیغام دادم که دولت نهم را خدا سر کار آورد. احمدی نژاد فقط یک فلش جهت نما بود. اگر کسی فکر کند که دولت را او سر کار آورده خدا به او نشان می دهد که هیچ کاره بوده. چون اگر ایشان این دولت را سر کار آورده با موضعگیری ایشان هم باید می رفت. این دولت را خدا آورده و خدا هم تابحال حفظ کرده است. ما همه کارمان برای خداست. حتی تبعیتمان از رهبری و پیامبر هم برای خداست و اگر برای فردی باشد، به جایی نخواهیم رسید.


احمدی نژاد ادامه داد: اینها می گویند باید کاری کنیم که نام احمدی نژاد از ذهن مردم برود ولی خدا همه کاره است و راه خدا از بین رفتنی نیست. باید برای خدا باهم باشیم و اگر مردم را دور خودمان جمع می کنیم باید برای خدا جمع کنیم. الآن هم اگر مردم باور کنند که کسی طرفدار دولت است و دولت از وی حمایت می کند، به وی رأی خواهند داد.


رئیس جمهور در پایان سخنانش گفت: به ما گفته اند که شما یک جریان انحرافی هستید. گفتم مگر شما اصل اسلام هستید که هرکس از شما زاویه داشت منحرف باشد؟! اگراینطور است بله ما منحرف هستیم، ما از شما انحراف داریم. به ابوعلی سینا هم گفتند که تو مسلمان نیستی. گفت اگر اینطور است “پس در همه دهر یک مسلمان نبود!”


سوالات حاضرین و پاسخهای احمدی نژاد:


1- تکلیف مافیای نفت چه شد؟ چرا اسامی مفسدین نفتی را اعلام نمیکنید؟


ما لیست اسامی مفسدین را به قوه قضائیه دادیم و گفتیم اینکه کار سیاسی نیست! رسیدگی کنید و اعلام کنید. ماجرای هفتصد هکتار راهم به قوه قضائیه دادیم پیگیری نکردند.


2- نظرتان درباره 7+8 چیست؟


7+8 را از هر طرف بخوانید باز هم همان 7+8 است. حتی اگر آنرا چپه کنید باز هم همان 7+8 است.


3- چرا از تعبیر بیداری انسانی به جای بیداری اسلامی استفاده می کنید؟


اولا که اسلام آمده است که انسانها را بیدار کند. من این حرف را در جمع همایش مبارزه باتروریسم گفتم. این تعبیری بیداری انسانی درباره بیداری در غرب و اروپا و آمریکا هم صادق است.


در مصر 40 درصد مردم مسلمان نیستند. همچنین هرکس پیرو واقعی حضرت موسی باشد حضرت عیسی را هم قبول دارد و هرکس پیرو واقعی حضرت عیسی باشد پیامبر اسلام را نیز قبول دارد. پس پیروان واقعی ادیان الهی باید همه مسلمان باشند.


3- علت برداشتن متکی در حین مأموریت چه بود؟


سه چهار دیپلمات را که بنده مخالف اعزام اینها به کشورهای غربی بودم، ایشان به غرب اعزام کرد و آنها هم رفتند و پناهنده شدند. بعد از سفر نیویورک، در جلسه ای قضیه بررسی شد و بنا شد ایشان عوض شوند. لازم به ذکر است که من در دور دوم دولت با ایشان دیگر کاری نداشتم وتمام کارهای بین المللی به عهده خودم بود.


بهرحال از روزی که تصمیم گرفتیم که ایشان وزیر نباشد، ایشان مداوماً در سفر بود حتی در دولت هم که حضور پیدا می کرد سریعاً ناپدید می شد تا اینکه بعد از سه ماه بالاخره در ساعت ده شب با ایشان وقت تنظیم شد و به ایشان گفتیم که شما دیگر در دولت وزیر نیستید ولی من دوست دارم شما بعنوان معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان انرژی اتمی فعالیت کنید. گفت من امشب میخواهم به سنگال بروم و اصرار کرد که من می روم. گفتم شما از نظر من وزیر نیستی. ولی با این حال با هواپیمای اختصاصی رفت و گفت که دوشنبه ظهر بر میگردم.


من هم همانجا حکم عزل ایشان را صادر کردم و نوشتم که دوشنبه عصر اعلام شود. دوشنبه عصر گفتم شاید از سفر برنگشته باشد. با دفتر تماس گرفتم که فعلا حکم را اعلام نکنند. گفتند پنج دقیقه قبل اعلام کردیم . گفتم بردارید تا مطمئن شویم که برگشته است. گفتند دیگر دیر شده چونکه در رسانه ها منتشر شده است.


بعد که از سفر برگشتند، از مدیرکل تشریفات وزارت خارجه پرسیدم چرا دیر آمدید؟ گفت: دوشنبه ظهر جلسات رسمی تمام شد و بنا بود برگردیم ولی ایشان به من گفت که یک قرار شام بگذار و سفر را تمدید کن. گفت حتی اگر می توانید یک سفر دیگر هم برای من هماهنگ کن تا من از اینجا مستقیم به ایران نروم. ضمناً زمانی هم که ایشان حکم عزلش اعلام شد، در هیچ جلسه رسمی نبوده است.


بعداً معاونان ایشان به ما گفتند که ما تعجب می کردیم چون ایشان از همان سه ماه قبل به ما گفته بود هرجا که می توانید برای من سفر هماهنگ کنید. فقط سفر باشد هرجا بود مشکلی نیست! این معاونان می گفتند ما نمی دانستیم چه اتفاقی افتاده ولی ایشان اصرار به سفر خارجی داشتند. مأموریت ها را باید من به وزیر می دادم اما ایشان بدون هماهنگی با من همه جا میرفت و این سفرها نه نتیجه ای و نه گزارشی داشت. بخدا میل شخصی من بر برداشتن متکی نبود ولی شرایطی ایجاد شده بود که باید ایشان را بر می داشتم.


  
  

به نظر می رسد موضع رهبری در این قضیه سکوت به معنای فرعی بودن مسئله است . برای اینکه لازم نیست خودشان مستقیما وارد صحنه شوند و به نظر می آید که انتظار ایشان این است که ، خود این مجموعه ولایی در مقابل این دیدگاه غلط ضمنرعایت اخلاق اسلامی و بدون دادن بهانه به دشمنان ایستادگی کنند و دیدگاه های اسلامی و ولایی را تبیین نمایند و مانع انحراف از بحث امام زمان و انقلاب اسلامی شوند.
-حال به بررسی صحبت های رهبری می پردازیم آیا از کلام ایشان چنین منطقی استنباط می شود یا نه؟

الف) عزل مشایی
ماجرای بعدی انتخاب مشایی به عنوان معاون اولی است که این انتخاب به دلیل عدم صلاحیت مشایی و وجود دیدگاه های غلط در افکار او به شدت مورد انتقاد جریان ولایی کشور قرار می گیرد که نامه ی رهبری را به رییس جمهور و درخواست ایشان مبنی بر عزل وی را به همراه دارد.

در این قضیه نیز پس از التهاب ایجاد شده در کشور و بویژه در جریان اصولگرا ، رهبری وارد قضیه می شوند و قضیه را تمام می نمایند و استدلالشان این است که این قضیه ، برخلاف مصلحت و موجب اختلاف و سرخوردگی دوستان است. ایشان در این استدلالات در مورد شخصیت مشایی هیچ اظهار نظری

نمی نمایند.

ج)پس از عزل مشایی
قضیه بعدی ،‌قضیه صحبت های رهبری پس از عزل مشایی و مقاله آقای حسین شریعتمداری است.قضیه از این قرار بود که پس از عزل مشایی توسط رهبری ،یک جریان عظیمی در کشور علیه مشایی راه افتاد. از جمله مقاله ای که حاج حسین شریعتمداری در مورد ایشان نوشت . حسین شریعتمداری پس از ماجرای انتصاب مشایی به سمت مسئول دفتر رییس جمهور سرمقاله‏ای در کیهان نوشت که طی آن انتقاداتی منطقی در خصوص مشایی نیز مطرح بود و البته در ضمن آن مشایی مهره انقلاب مخملی در ایران دانسته شده بود. این سرمقاله نیز حواشی خاص خود را ایجاد کرد.
رهبر انقلاب طی سخنانی به مسائل روز کشور اشاره کردند و مطالبی گفتند:
« من می‏بینم تو همین قضایای سه چهار روز اخیر باز بعضی‏ها هی میخواهند اختلافها و شکافها را بیشتر کنند؛ نه، نباید اختلاف به وجود بیاید؛ همه با هم برادرند، همه با هم همکاری باید بکنند؛ همه باید برای ساختن کشور به یکدیگر کمک بکنند. به کسی نباید بیهوده تهمت زد؛ کسی را نباید به خاطر یک امر، از همه‏ی آن چیزهائی که صلاحیت محسوب میشود، انسان او را نفی بکند. با انصاف باید بود؛ با انصاف باید عمل کرد؛ با انصاف باید حرف زد. خدای متعال در مورد دشمنان میگوید: «و لا یجرمنّکم شنآن قوم علی الّا تعدلوا اعدلوا هو اقرب للتّقوی»؛(7) اگر با کسی دشمنید، این دشمنی موجب نشود که نسبت به او بی‏انصافی کنید، بی‏عدالتی کنید؛ حتّی نسبت به دشمن؛ حالا آن که دشمن هم نیست. بی‏عدالتی‏ها را همه کنار بگذارند؛ بی‏انصافی‏ها را همه کنار بگذارند؛ همه در زیر پرچم نظام اسلامی و جمهوری اسلامی جمع بشوند؛ اصولی وجود دارد، به آن اصول همه پابندی خودشان را اعلام بکنند. در کنار هم باشند، اختلاف سلیقه هم باشد. چه اشکال دارد؟ همیشه اختلاف سلیقه بوده. در دورانهای مختلف هر جائی که این اختلاف سلیقه‏ها و اختلاف برداشتها با هوای نفس انسان مخلوط شد، کار خراب میشود. هوای نفس را باید خیلی ملاحظه کرد. به خودمان در فریب خوردن از هوای نفس سوءظن داشته باشیم. نگاه کنیم ببینیم کجا نفس است و هوی‏های نفسانی ماست؛ کجا نه، واقعاً احساس تکلیف است؛ و در احساس تکلیف هم دقت بکنیم که قدم از دایره‏ی تکلیف آنطرف‏تر نباید گذاشت؛ زیاده‏روی نباید کرد. آن وقت لطف خدا با ماست. همچنانی که تا امروز به فضل الهی، به حول و قوه‏ی الهی، لطف الهی با ملت ایران بوده است؛ بعد از این هم ان‏شاءاللَّه خواهد بود..»
حسین شریعتمداری که خود را مخاطب این فرمایشات آقا دید، در کیهان سرمقاله دیگری در این خصوص نوشت:
«دیروز وقتی بیانات رهبر معظم انقلاب را در جمع اهالی قرآن شنیدم، بی آن که خود را عددی بدانم تا در خطاب یا ملامت و عتاب آقا جایی داشته باشم، احساس کردم یادداشت دیروزم با عنوان "چه کسی او را اداره می کند" می تواند در حوزه ملامت مقتدایم باشد، آنجا که با اشاره به قضایای دو سه روز اخیر فرموده اند "این موضوع نباید موجب دامن زدن به اختلاف شود، ضمن آن که نباید به کسی بیهوده تهمت زد و او را به خاطر یک امر، از همه آن چیزهایی که صلاحیت محسوب می شود، نفی کرد" و در یادداشت دیروز نگارنده با استناد به تأخیر غیرقابل توجیه آقای احمدی نژاد در اجرای دستورالعمل 7 روز قبل رهبر معظم انقلاب و تعلل سؤال برانگیز ایشان در عزل آقای مشایی، ضمن گلایه از وی که چرا به وظیفه شرعی و قانونی خود عمل نکرده است، حضور آقای مشایی در کنار رئیس جمهور با توجه به برخی از مواضع و عملکرد وی طی 4 سال گذشته، مشکوک تلقی شده و احتمال وابستگی او به جریان موسوم به کودتای مخملی مطرح گردیده بود...»
مجددا در این قضیه هم می بینیم که حضرت آقا به خاطر شرایط زمانه و اینبار به علت بی اخلاقی های صورت گرفته وارد قضیه می شوند و در مقابل آن می ایستند و فقط به همین مشکل اکتفا می کنند و به اظهار نظری در مورد مشایی و جریان انحرافی نمی پردازند و این اختلافات را از نوع اختلاف سلیقه معرفی می نمایند.

ب) ماجرای مردم اسرائیل
ماجرای مردم اسرائیل شاید از مهمترین و حاشیه‏دارترین مسائلی بود که درخصوص مشایی مطرح شد. ماجرایی که چندین روز به طول انجامید و صدا و سیما نیز رسما به انعکاس مکرر آن پرداخت. رهبر انقلاب ناگزیر در نماز جمعه به این بحث اشاره کردند و ضمن تأکید بر اینکه آنچه مشایی در این خصوص گفته، اشتباه بوده است، فرمودند:
« یکی از چیزهائی که برای کشور ما حقیقتاً مهم است این است که مردم احساس امنیت سیاسی و روانی بکنند؛ فضای روانی جامعه دچار التهاب نباشد. سعی میکنند التهاب‌آفرینی کنند؛ این هست. این، جزو سیاستهای مخالفان نظام جمهوری اسلامی است. البته خود ما هم گاهی اوقات، نادانسته این التهابها را افزایش میدهیم. من توصیه میخواهم بکنم - حالا مردم عزیز ما بحمداللَّه از بسیاری از کارهائی که در این زمینه انسان مشاهده میکند، برکنارند. مردم نگاه میکنند به بعضی از گفتگوها و بگومگوهای بیجا و بی مورد که گاهی در بین نخبگان سیاسی مشاهده میشود؛ نگاه مردم نگاه رضایتمندانه نیست. این را ما از مراجعات مردم بخوبی میفهمیم - و حالا دو سه مسئله‌ی کوچک و کم‌اهمیتی را که وجود دارد و سعی میشود که از اینها برای التهاب استفاده شود، عرض میکنم، برای اینکه درِ گفتگوها بسته بشود.
یک نفر پیدا میشود درباره‌ی مردمی که در اسرائیل زندگی میکنند، اظهار نظری میکند. البته این اظهار نظر، اظهار نظر غلطی است. اینی که گفته شود ما با مردم اسرائیل هم مثل مردم دیگر دنیا دوستیم! این حرف درستی نیست؛ حرف غیرمنطقی‌ای است. مگر مردم اسرائیل کی‌هایند؟ همان کسانی هستند که غصب خانه، غصب سرزمین، غصب مزرعه، غصب تجارت به وسیله‌ی همین‌ها دارد انجام میگیرد. سیاهیِ لشگرِ عناصر صهیونیسم، همین‌هایند. نمیشود ملت مسلمان نسبت به افرادی که اینجور عامل دست دشمنان اساسی دنیای اسلام هستند، بی‌تفاوت باشد. نه، ما با یهودی‌ها هیچ مشکلی نداریم، با مسیحی‌ها هیچ مشکلی نداریم، با اصحاب ادیان در دنیا هیچ مشکلی نداریم؛ اما با غاصبان سرزمین فلسطین چرا؛ مشکل داریم. غاصب هم فقط رژیم صهیونیستی نیست. این موضع نظام است، این موضع انقلاب است، موضع مردم است. حالا کسی حرف اشتباهی میزند، عکس‌العملهائی هم در مقابل آن نشان داده میشود. خوب، مسئله را باید تمام کرد. این که یک روز یک نفر از این طرف بگوید، یکی از آن طرف بگوید، یکی اینجور استدلال کند، یکی از آن طرف حرف بزند، درست نیست. این التهاب‌آفرینی است. حرفی بود، گفته شد و اشتباه بود و تمام. موضع دولت جمهوری اسلامی هم این نیست. این با کشورهای دیگر فرق میکند که مردمش روی سرزمین غصبی‌ای ننشستند. شهرکهای یهودی‌نشین، امروز به وسیله‌ی همین مردمی که گفته میشود مردم اسرائیل هستند و به وسیله‌ی همین‌ها پر شده؛ همین‌هایند که دولت جعلی صهیونیست، اینها را مسلح کرده است علیه مردم مسلمان فلسطینی، که فلسطینی‌ها جرأت نکنند نزدیک این شهرکها بشوند. خوب، این حرف خطائی بود، حرف درستی نبود. این را نباید وسیله‌ی التهاب قرار داد. من خواهش میکنم از همه، اینجور مسائل کوچک و مسائل جزئی را - حرفی که بر زبان کسی جاری میشود؛ مطلبی گفته میشود - وسیله‌ای قرار ندهند برای اینکه مدتی جریان‌سازی و مسئله‌آفرینی در سرتاسر کشور بشود؛ یک عده مخالف، یک عده موافق، سر قضیه‌ای پوچ. موضع نظام هم معلوم است. تمام شد.»
در این قضیه می بینیم که رهبری به اجبار زمانه و شرایط کشور برای اولین بار وارد قضیه مشایی می شوند و ضمن اعلام غلط بودن دیدگاه مشایی می خواهند که رسانه ها به این قضیه خاتمه دهند و اینقدر قضیه را کش ندهند و این قضیه را یک قضیه جزئی و پوچ ! (برخلاف حرف حتی تمام رسانه های اصولگرا)معرفی می کنند.
د)سخنرانی در جمع تشکل های دانشجویی
صحبت های بعدی رهبری در جمع دانشجویان دانشگاه هاست که یکی از دانشجویان در این مورد سوال می کند و حضرت آقا این گونه جواب می دهند:
"یکی از دوستان گفتند ما از دست چپ و راست رئیس جمهور دلمان خون است. خوب، حالا دل شما خون - که خدا نکند خون باشد - اما به شما عرض بکنم؛ اینها جزو مسائل تعیین کننده و اصلی نیست. ممکن است ایراد و اشکال وارد باشد - من در این مورد هیچ قضاوتی نمیخواهم بکنم - ممکن است کسی به یک شخصی یا به یک کاری ایراد داشته باشد؛ منتها باید توجه کنیم که مسائل را اصلی - فرعی کنیم. مسائل درجه‌ی دوم جای مسائل اصلی را در انگیزه‌های ما، در همت ما، در صرف انرژی‌ای که میشود، نگیرد. من عرضم فقط این است؛ والّا من نه اعتراض میکنم به اینکه شما چرا از زید یا عمرو خوشتان می‌آید یا بدتان می‌آید؛ نه، ممکن است خوشتان بیاید، ممکن است بدتان بیاید - ایرادی ندارد - و نه اعتراض میکنم که چرا آن ایراد را یک وقت به شکلی که یک مفسده‌ای نداشته باشد، بر زبان آوردید؛ آن هم به نظرم اشکالی ندارد. فقط توجه کنید که این جای مسائل اصلی را نگیرد. مسائل اصلی ما چیزهای دیگری است."
در ایجا دقیقا آقا اصل مطلب را بیان می کنند و خط اصلی و دیدگاه خود را درمورد این قضیه بیان می کنند و اعلام می کنند که ایشان این قضیه را فرعی می دانند و از بقیه هم می خواهند که با این قضیه به صورت یک مسئله فرعی نگاه کنند و این برای اولین بار است که ایشان نظر خود را در مورد اصل این قضیه صراحتا بیان می فرمایند.
ه)سخنرانی در جمع اعضای جامعه مدرسین حوزه علمیه قم
مقام معظم رهبری طی جلسه‏ای که با اعضای جامعه مدرسین حوزه علمیه قم داشتند در پاسخ به سوالات شرکت کنندگان جلسه مطالبی را مطرح نمودند که بخشی از آن به دولت، حجاب، بحث مکتب ایرانی و مشایی ارتباط داشت. این سخنان اگر چه به صورت رسمی منتشر نشد، اما یکی از اعضای جامعه مدرسین جزئیات آن را با رسانه‏ها در میان گذاشت.
البته متن پیاده شده این جلسه-که جلسه عمومی هم نبود- هیچ گاه بر روی سایت دفتر امام خامنه ای قرار نگرفت ولیکن یکی از افرادی که به نوشتن بیانات ایشان مشغول بوده قضیه را نقل می نماید(حجت الاسلام اسلامی)
رهبر انقلاب با دقت و حوصله سخنان دوستان را گوش می‌دادند و یادداشت برداری می‌کردند و به آنها پاسخ می‌دادند. یکی از اعضا مسئله حجاب و عفاف را مطرح کرد و حرف‌های او تعریض به بی ‌توجهی برخی مسئولان نسبت به حجاب فقهی بود که آقا فرمودند:
«من این مطلب را قبول ندارم؛ مسئولان امروز همه حجاب فقهی را قبول دارند ولی اختلاف سلیقه در تاکتیک‌هاست.»
حضرت آقا فرمودند:
«فرضا دختری که حجاب کاملی ندارد اما شب قدر یا در مجلس دعای کمیل شرکت و به درگاه خداوند تضرع می‌کند و یا در راهپیمایی 22 بهمن تصویر امام را می‌گیرد، نمی‌توان گفت که بی‌دین است بلکه نمی‌داند حجاب اسلامی چیست که باید او را توجیه کرد. باید در باب حجاب کتاب نوشت و از طرق مختلف مانند فیلم‌های تلویزیونی حجاب را تبیین و افراد ناآگاه را ارشاد کرد.»
رهبر انقلاب با آنکه جهت‌گیری کلی دولت را تائید کردند و تصریح داشتند نمی‌خواهند یک طرف را تأیید کنند اما این را به قاطعیت فرمودند که ”مسئولین فعلی با حجاب فقهی مخالف نیستند ولی در تاکتیک‌ها اختلاف وجود دارد.”
در حالی که اکنون برخی تلاش زیادی برای ضدولایت فقیه ساختن از احمدی‏نژاد دارند، آن روز رهبر انقلاب در خصوص حمایت خود از دولت فرمودند:
«بنده از همه دولت‌ها حمایت کرده‌ام ولی این دولت با "دولت‌های گذشته" تفاوت دارد و فرق اساسی در این است که تلاش نمی کنند حاکمیت دوگانه درست کند. در گذشته حرف دشمن القای حاکمیت دوگانه بود و در برخی ادوار هم برخی افراد دنبال القای این وضعیت در کشور بودند که دولت و مجلس در مقابل ولایت فقیه که محور نظام است، قرار دارد ولی الان اینگونه نیست.»
جالب اینکه ایشان در لفظ دولت‏های گذشته به صورت عام استفاده کردند و این بدین معنا بود که فقط مقصودشان دولت اصلاحات نبود.
مقام معظم رهبری با قاطعیت فرمودند که در شرایط کنونی اختلاف نظر هست و من هم برخی مسائل را قبول ندارم اما الان اگر رهبری چیزی بگوید، رئیس جمهور می‌پذیرد و به آن عمل می‌کند
اما مکتب ایرانی شاید مهمترین بحثی بود که به مشایی نیز ارتباط مستقیم پیدا می کرد. رهبر انقلاب فرمودند:
«من با طرح مکتب ایرانی مخالفم و نسبت به این موضوع به آقایان تذکر هم دادم ولی برداشتم این نیست که منظور آنها مقابل قرار دادن ایرانیت در برابر اسلامیت باشد. بنده هم همین اعتقاد را دارم که آقای احمدی‌نژاد واقعا نمی‌خواهد ایران را مقابل اسلام و برتر از آن قرار دهد"
البته به شکل دیگری هم ،همین بیانات ایشان از سوی حاضرین در جلسه در سایت هاگفته شد:
" درمورد همین ایران و ایرانی گری من چیز بدی برداشت نکردم ..البته بدم میاد از این کاری که میکنند{منظور این حرف مکتب ایرانی که می زنند}!...آقای احمدی نژاد واقعا نمیخواهد ایران را در مقابل اسلام قرار بدهد"
ایشان درخصوص دولت تصریح کردند:
«من اعتقاد به نصح دارم. ... منتها مراقب باشند که یک جهت گیری عامی برای زمین زدن دولتی که حالا نسبت به شعارهای انقلاب وفادار است، نسبت به رهبری اظهار اطاعت می کند و چه و چه، ایجاد نشود، به آن حرکت کمک نشود. عرض ما این است. یک جوری نصیحت کنید که آن کسانی که قصد ریشه کنی دارند، نتوانند استفاده کنند ولی خوب نصیحت کنید، پیغام بدهید، کاغذ بنویسید، اگر یک جایی واقعا دیدید ضرورت دارد، اعلام هم بشود. اعلام عمومی در مواقع ضروری ایرادی ندارد، اما باید مراقبت بشود، این جور نیست که حالا انسان هر اعتراضی دارد مصلحت باشد که این را علنی و عمومی کند.»
باز هم می بینیم که در اینجا حضرت آقا خودشان وارد قضیه نشدند و به دنبال سوالاتی که از ایشان می شود مطالبی را مطرح می فرمایند و ضمن اشاره به غلط بودن دیدگاه مکتب ایرانی و... نکته ای اساسی و مهم را در این قضیه مطرح می کنند که قبلا در جایی نگفته بودند و آن شیوه مقابله جریان ولایی با جریان انحرافی است.
و) قضایای خانه نشینی احمدی ن‍ژاد
قضیه بعدی که حضرت آقا اظهاراتی را در مورد مشایی می فرمایند برمی گردد به قضیه عزل آقای مصلحی از وزارت اطلاعات و نامه ای که رهبری به رییس جمهور می نویسند و خواستار برگشته آقای مصلحی می شوند که این قضیه منجر به خانه نشینی 11 روزه رییس جمهور می شود و در جلسه با رهبری نیز –به نقل حجت الاسلام آقا تهرانی که احمدی نژاد جلسه خصوصی داشته- بحث استعفای از ریاست جمهوری را مطرح می کند
در صحبت های ذیل آقای احمدی نژاد هنوز خانه نشینی نکرده است ولیکن دستور رهبری مبنی بر لغو عزل مصلحی را نیز به ظاهر پیگیری نکرده است که رهبری اینگنونه می فرمایند:
"رهبری هیچگاه بنای دخالت در تصمیم ها و کارهای دولت را ندارد، مگر آنجایی که احساس کند مصلحتی مورد غفلت قرار گرفته است........ در قضیه اخیر هم که چندان مهم نیست، احساس شد از مصلحت بزرگی غفلت شده است...... نظام جمهوری اسلامی، دستگاه مقتدری است و رهبری هم محکم در مواضع صحیح خود ایستاده است.....و من میخواهم بگویم این حالت صخره‌گون را ملت و دولت عزیز ما حفظ کنند. نگذارید اختلاف به وجود بیاید. نگذارید شکاف به وجود بیاید. نگذارید آنچه را که دشمن در تبلیغات و در خباثتهای سیاسی و تفتینهای سیاسی میخواهد در مورد کشور ما انجام بدهد، انجام دهد.
شما ببینید در همین پنج شش روز گذشته سر یک قضیه‌ای که آنچنان هم از اهمیت بالائی برخوردار نبود - سر مسئله‌ی اطلاعات و امثال اینها - چه جنجالی در دنیا راه انداختند. تحلیلها را بردند به این سمت که بله، در داخل نظام جمهوری اسلامی شکاف ایجاد شده است، حاکمیت دوگانه شده است، رئیس جمهور حرف رهبری را گوش نکرده است! دستگاه‌های تبلیغاتیِ خودشان را از این حرفهای سست و بی‌پایه پر کردند. ببینید چطور منتظر بهانه‌اند. ببینید چطور مثل گرگ در کمین نشسته‌اند که یک بهانه‌ای پیدا کنند، هر جور میتوانند، حمله کنند.......... بنده‌ی حقیر هم طبق اصول بنا ندارم در کارها و تصمیمهای دولت وارد شوم. خب، مسئولیتها در قانون اساسی مشخص است؛ هر کس مسئولیتی دارد؛ مگر آنجائی که احساس کنم یک مصلحتی دارد تفویت میشود؛ مثل اینکه در همین قضیه‌ی اخیر اینجوری بود؛ انسان احساس میکند یک مصلحت بزرگی دارد مورد غفلت قرار میگیرد، تفویت میشود؛ خب، انسان وارد میشود که جلوی این تفویت مصلحت را بگیرد. این، مسئله‌ی مهمی نیست، نظائرش هم اتفاق می‌افتد؛ اما مخالفین، دشمنان بیرونی، تریبون‌دارهای بین‌المللی، بوقهای تبلیغاتی، از همین مسئله استفاده میکنند برای اینکه فضای تبلیغاتی را شلوغ کنند........... عرض من به عناصر داخلی، به مردم دلسوز، به برادران و خواهرانی که در داخل با مسائل تبلیغاتی سر و کار دارند، این است که سعی کنند به این آشفتگی کمک نکنند. این که تحلیل بگذارند، یکی از آن طرف، یکی از این طرف، این علیه آن، آن علیه این، برای هیچ و پوچ، چه لزومی دارد؟ نه، دستگاه بحمداللَّه دستگاه مقتدری است، مسئولین مشغول کارشان هستند، رهبری هم که بنده‌ی حقیر هستم با همه‌ی حقارت، خدای متعال کمک کرده، ما در مواضع صحیحِ خودمان محکم ایستاده‌ایم. تا من زنده هستم، تا من مسئولیت دارم، به حول و قوه‌ی الهی نخواهم گذاشت این حرکت عظیم ملت به سوی آرمانها ذره‌ای منحرف شود."
پس از خانه نشینی احمدی نژاد جضرت امام خامنه ای که در آن ایام برای کنترل فضای کشور و پرهیز از اقدامات نسنجیده بیشتر سخنرانی می نمودند ، در سخنانی که بیشتر مخاطب آن رییس جمهور احساس می شد می فرمایند " باید از هر کار و اقدامی که موجب پایکوبی و جنجال دشمنان می شود، و دوستان را نیز ناراحت می کند، پرهیز شود. " که فردای این سخنرانی ، آقای احمدی نژاد در جلسه هیئت دولت شرکت می کند با نطقی مناسب ، آبی بر آتش رسانه های بیگانه که در آن ایام به شدت به کار افتاده بودند، می ریزد.
می بینیم که در این قضیه نیز که برای بساری از افراد مطالب زیادی را روشن نمود رهبری مجبور می شوند ، مشکلات دولت را تذکر دهند و البته باز هم تاکید می کنند که خودی ها القای حاکمیت دوگانه نکنند و این مسایل باید به صورت داخلی حل گردد .
ز)
و آخرین قضیه مربوط می شود به صحبت های رهبری در 14 خرداد امسال که به دنبال افزایش فشارها بر جریان انحرافی و له کردن رییس جمهور کشور-هرچند با دیدگاه های غلطش- رهبری این صحبت ها را می فرمایند:
" اگر به نام عدالت‌خواهی و به نام انقلابیگری، اخلاق را زیر پا بگذاریم، ضرر کرده‌ایم؛ از خط امام منحرف شده‌ایم. اگر به نام انقلابیگری، به نام عدالت‌خواهی، به برادران خودمان، به مردم مؤمن، به کسانی که از لحاظ فکری با ما مخالفند، اما میدانیم که به اصل نظام اعتقاد دارند، به اسلام اعتقاد دارند، اهانت کردیم، آنها را مورد ایذاء و آزار قرار دادیم، از خط امام منحرف شده‌ایم. اگر بخواهیم به نام انقلابیگری و رفتار انقلابی، امنیت را از بخشی از مردم جامعه و کشورمان سلب کنیم، از خط امام منحرف شده‌ایم. در کشور آراء و عقاید مختلفی وجود دارد. اگر چنانچه یک عنوان مجرمانه‌ای بر یک حرکتی، بر یک حرفی منطبق شود، این عنوان مجرمانه البته قابل تعقیب است؛ دستگاه‌های موظف باید تعقیب کنند و میکنند؛ اما اگر عنوان مجرمانه‌ای نباشد، کسی است که نمیخواهد براندازی کند، نمیخواهد خیانت کند، نمیخواهد دستور دشمن را در کشور اجرا کند، اما با سلیقه‌ی سیاسی ما، با مذاق سیاسی ما مخالف است، ما نمیتوانیم امنیت را از او دریغ بداریم، عدالت را دریغ بداریم؛ «و لایجرمنّکم شنئان قوم علی الّا تعدلوا». قرآن به ما دستور میدهد و میگوید: مخالفت شما با یک قومی، موجب نشود که عدالت را فرو بگذارید و فراموش کنید. «اعدلوا»؛ حتّی در مورد مخالف هم عدالت به خرج دهید. «هو اقرب للتّقوی»؛(2) این عدالت، نزدیکتر به تقواست. مبادا خیال کنید تقوا این است که انسان مخالف خودش را زیر پا له کند؛ نه، عدالت ورزیدن با تقوا موافق است. همه هوشیار باشیم، همه بیدار باشیم. این بُعد هم نباید ابعاد دیگر را در سایه قرار بدهد."
وباز هم در اینجا رهبری تکرار مکررات می فرمایند و ضمن عدم بیان صریحی در مورد جریان انحرافی ،‌دلسوزان را به رعایت اخلاق سیاسی در برخورد با مخالفان –حتی مخالفان انقلاب- دعوت می کنند.
جمع بندی
به نظر می رسد موضع رهبری در این قضیه سکوت به معنای فرعی بودن مسئله است . برای اینکه لازم نیست خودشان مستقیما وارد صحنه شوند و به نظر می آید که انتظار ایشان این است که خود این مجموعه ولایی در مقابل این دیدگاه غلط ضمن رعایت اخلاق اسلامی و بدون دادن بهانه به دشمنان ایستادگی کند و دیدگاه های اسلامی و ولایی را تبیین کند و مانع انحراف از بحث امام زمان و انقلاب اسلامی شود.

http://www.nooreaseman.com/forum324/thread34223.html

 


  
  
پیامهای عمومی ارسال شده