سفارش تبلیغ
صبا ویژن
زبانت را به نرم گویی و سلام کردن، عادت بده، تا دوستانت فراوان شوند و دشمنانت اندک گردند . [امام علی علیه السلام]
لوگوی وبلاگ
 

آمار و اطلاعات

بازدید امروز :49
بازدید دیروز :69
کل بازدید :76221
تعداد کل یاداشته ها : 154
100/2/29
8:11 ص
مردم ترکیه به دنبال چه هستند
 

ترکیه در روزهای اخیر با زنجیره‌ای از بحران های امنیتی و اعتراضات مردمی همراه شده است. بهانه اولیه‌این اعتراضات نارضایتی مردم از طرح دولت اردوغان مبنی بر تخریب مکان تاریخی «گزی پارک» و تبدیل آن به مجتمع تجاری و فرهنگی است. هرچند که آغاز ناآرامی های ترکیه، نارضایتی مردم از اقدام دولت در مقابل‌این مسائل عنوان شده است، اما بررسی مواضع و خواسته های مردم ترکیه بیانگر عمیق تر بودن ریشه های نارضایتی ها و مطالبات مردم است. نکته قابل توجه آنکه اعتراضات مردمی به سیاست های اردوغان صرفاً معطوف به مقطع کنونی نبوده است، بلکه در ماه های گذشته نیز اعتراضات بسیاری به سیاست های اردوغان، نخست وزیر ترکیه وارد شده است که اکنون مسئله مکان تفریحی «گزی پارک» در میدان تقسیم استانبول به شعله ور شدن‌این اعترا ضات منجر شده است. 

 

ریشه های اعتراضات مردمی 
در باب اعتراضات مردمی می توان گفت که‌این امر برگرفته از مجموعه‌ای از تحولات داخلی و خارجی است که نتیجه آن را در تشدید اعتراضات مردمی به سیاست های اردوغان می توان مشاهده کرد. 
الف) حوزه داخلی 
بررسی کارنامه اردوغان در دو سال اخیر نشان می دهد که مجموعه‌ای از رفتارها در حوزه سیاست داخلی ترکیه نمود یافته که چندان مطلوب مردم نبوده است. ناتوانی دولت در حفظ رشد اقتصادی و چالش هایی که به ویژه برای اشتغال جوانان‌ایجاد شده است، تلاش های دولت اردوغان برای تغییر قانون اساسی که بر اساس نظام ترکیه از پارلمانی به ریاست جمهوری با اختیارات تام رئیس جمهور تغییر می کند و اردوغان می تواند بر اساس آن تا دو دوره (حداقل 10 سال) با مقام ریاست جمهوری در رأس قدرت باقی بماند، دامن زدن دولت به مسائل قومیتی از جمله فضای سرکوب علیه علوی ها که 25میلیون نفر از جمعیت ترکیه را تشکیل می دهند، رویکرد به مصالحه با پ.ک.ک و حتی واگذاری برخی از مناطق به آن ها، فضای بسته اجتماعی حاکم بر کشور، چنانکه گزارش های سازمان ملل و خبرنگاران بدون مرز رتبه آزادی بیان در ترکیه را 138 در میان کشورهای جهان عنوان کرده اند که بیانگر وضعیت اسفناک آزادی بیان در‌این کشور است و... از جمله چالش های داخلی ترکیه است که خشم مردم‌این کشور را برانگیخته است. نکته مهم آنکه، برخلاف ادعاهای رسانه های غربی که برآنند اعتراضات مردمی را برگرفته از واکنش های منفی آن ها به اسلام گرایی دولت عنوان کنند، اکثریت جامعه مسلمان ترکیه از خلف وعده های اردوغان مبنی بر اجرای شریعت اسلامی در کشور ابراز نارضایتی می کنند، چنانکه برخی از ریشه های‌این اعتراضات، نارضایتی از عدم اجرای طرح لغو ممنوعیت حجاب برای زنان در مراکز اداری و علمی عنوان شده است. البته‌این نکته قابل توجه است که نارضایتی ارتش و سیاستمداران مخالف دولت از یکجانبه گرایی و خودرأیی دولت اردوغان نیز از مسائل تأثیرگذار در ناآرامی های ترکیه است. 
ب) نابسامانی ها در سیاست خارجی 
آنچه بیش از هر چیز، خشم مردم را برانگیخته است، نارضایتی از سیاست خارجی دولت اردوغان است. دولت ترکیه در سال های اول فعالیت خود اصولی را مورد تأکید قرار داد که مورد توجه مردم بود. اصولی نظیر به صفر رساندن تنش با همسایگان با محوریت همگرایی و بهبود روابط با همسایگان که نمود آن را در از سرگیری روابط ترکیه با سوریه و عراق و حتی میانجی گری میان ارمنستان و جمهوری آذربایجان می توان مشاهده کرد، تأکید بر احیای روابط با کشورهای اسلامی و دوری از غرب، مقابله با رژیم صهیونیستی و حمایت از فلسطین، چنانکه حتی آنکارا بر قطع روابط با‌این رژیم تأکید کرد و... از جمله‌این اقدامات است. مردم ترکیه نیز در ابعاد گسترده‌ای از‌این اقدامات استقبال کرده اند که نتیجه آن نیز سه دور نخست وزیری اردوغان بوده است. هر چند که‌این رویکردها، دستاوردهای بسیاری برای ترکیه به همراه داشته است، اما دولتمردان آنکارا در دو سال اخیر از‌این اصول فاصله گرفته اند. مردم ترکیه تأکید دارند که غرب گرایی دولتمردان شان موجب عدول آن ها از اصولی همچون همزیستی مسالمت آمیز با همسایگان، عدم استمرار همگرایی با جهان اسلام و در نهایت، برقراری روابط با رژیم صهیونیستی شد که نتیجه آن را در رویارویی ترکیه با کشورهای همسایه به ویژه سوریه و عراق و عدم پشتیبانی واقعی از فلسطین می توان مشاهده کرد. 
مردم ترکیه امروز نه تنها از جایگاه خود در جهان تصور عزت و سربلندی ندارند، بلکه تأکید دارند که دولتمردان شان، آن ها را تحقیر و از اوج به زیر کشانده است. به عبارت دیگر، دولتمردان ترکیه با خروج از مسیر خواسته های مردمی در عرصه داخلی و خارجی عملاً جایگاه مردمی خود را از دست داده اند که نتیجه آن را در اعتراضات اخیر می توان مشاهده کرد. به ویژه‌اینکه، سرکوب مردم در روزهای گذشته، واهی بودن ادعای اردوغان مبنی بر تلاش برای آزادی خواهی در جهان را آشکار ساخت. نکته مهم در رفتار غرب آن است که همزمان با اوج گیری اعتراض ها در ترکیه و رویکرد دولت به سرکوب مردم ، غرب تلاش کرده تا از‌این مسئله برای به چالش کشاندن اسلام در منطقه و جهان استفاده نماید. چنانکه ذکر شد آمریکا سالها ترکیه را محور اسلام گرایی معرفی کرده است لذا هر رفتاری از سوی سران ترکیه به عنوان رفتاری از سوی یک دولت اسلامی معرفی می گردد چنانکه سازش دوباره اردوغان با صهیونیست‌ها را سازش یک دولت اسلامی با صهیونیست ها عنوان کرده‌اند. 
اکنون با برجسته سازی سرکوب‌گری‌های صورت گرفته در ترکیه و حتی ابراز نگرانی در قبال‌این مسئله برای تشدید توجهات جهانی به وضعیت درونی ترکیه، غرب تلاش کرده تا دو اصل را اجرایی سازد. 
نخست آنکه به ملت‌هایی که با بیداری اسلامی همراه بوده و به دنبال الگو گیری از ترکیه بوده‌اند چنان تفهیم می کند که حکومت اسلامی در نهایت به سمت دیکتاتوری و سرکوب پیش می‌رود پس ضرورتی برای تشکیل حکومت اسلامی وجود ندارد و در نهایت غرب ترویج فرهنگ سکولار و لائیک را برای‌این جوامع اجرا می‌سازد. 
دوم آنکه غرب با برجسته سازی سرکوب مردم ترکیه در رسانه و برجسته سازی نام اسلام گرایی دولتمردان ترکیه تلاش دارد تا چهره‌ای از اسلام را به جهانیان نشان دهد تا از یک سو توجیهی برای انزوای مسلمانان در غرب باشد و از سوی دیگر جنگ طلبی‌های غرب برای سلطه بر کشورهای اسلامی و حتی مخالفت غرب با بیداری اسلامی ملت‌ها را توجیه نمایند. به عبارت دیگر می‌توان گفت که اردوغان با رویکرد به سرکوب مردم خیانتی دوباره به جهان اسلام داشته است و آن تخریب جایگاه جهانی اسلام به عنوان دین رفعت و مردم سالاری و نمایش چهره‌ای غیر مردمی از آن می باشد. اقدامی که پیامدهای آن کمتر از خیانتی که ترکیه با تقابل با سوریه علیه جهان اسلام داشته نخواهد بود.

 
کد مطلب: 81778
, مولف : قاسم غفوری

  
  

هفت دهه تلاش و فعالیت سیاسی جنبش جهادی اخوان المسلمین برای تغییر رژیم از دیکتاتوری به مردمسالاری با کودتای ارتش بر باد رفت و اهداف انقلابی که اخوان المسلمین بیش از هفت دهه برای آنها مبارزه کرده بود و این اهداف را جزء لاینفک حرکت انقلابی در جهان اسلام می دانست تنها یکسال دوام آورد . اینک مرسی و رهبران اخوان باید به زندانهای برگردند که مبارک را روانه آن کرده بودند . مهمترین دلیل عدم حمایت انقلابیون و طرفداران ایشان از وی سیاست خارجی غلط مرسی و جبهه اخوان بوده تا جایی که اکثر طرفدارانش در عرض یکسال به حدی از سرخوردگی رسیدند که نه تنها حاضر به خون دادن برای انقلاب و اخوان نبودند بلکه میدان التحریر ا به مخالفان ایشان واگذار نمودند و در مقابل کودتای نرم ارتش سکوت کردند .

دیری نپایید که مردم فهمیدند که مرسی همان مبارک است و راه مبارک را درسیاست خارجی در پیش گرفته است . و سیاست را به اقتصاد می فروشد و تنها با رای آنان به قدرت رسیده است . لذا او را تنها گذاشتند و این شد که دیدیم .

عادی سازی روابط با اسرائیل و ، ایجاد مزاحمت برای اهداف مقاومت در منطقه و عملکرد نا صحیح در مسئله سوریه ، حفظ پیمان صلح با اسرائیل و سکوت در قبال مسئله شهرک سازی در سرزمین های اشغالی و همچنین عملکرد اشتباه او در موضوع کمک به فلسطینی ها با عدم بازگشایی کامل مرز غزه و خارج نکردن فلسطینی ها از محاصره از مهمترین سیاست های خارجی غلط ایشان بوده که با عث منزوی و ناامید شدن حامیان ایشان از و ی و نهایتا سرنگونی دولتش شد .


  
  

سرنوشت سرخ پوست ها در رویارویی با آنگلوساکسون ها مانند سرنوشت کنعانیان در رویارویی با اسرائیلی ها همانا مرگ است. (جیمز بولدن نماینده کنگره در سالهای 1834 – 1839)

سرنوشت سرخ پوست ها در رویارویی با آنگلوساکسون ها مانند سرنوشت کنعانیان در رویارویی با اسرائیلی ها همانا مرگ است. (جیمز بولدن نماینده کنگره در سالهای 1834 – 1839)

سرخپوستان تا قبل از ورود اروپاییان به قاره آمریکا از نظر شرایط اقتصادی منطقه به منطقه متفاوت بودند اما از نظر نظام اجتماعی بسیار پیشرفته بودند. در آن زمان در میان آنها شهرهای مختلفی به وجود داشته است. ساختار اجتماعی و طبقات اجتماعی در آن شکل گرفته بوده است. کشاورزی در این مناطق وجود داشته است ودر هر منطقه محصول متناسب با آنجا کشت می شده است. مزارع ذرت و... که در خاطرات اولین اروپایی هایی که به  این قاره می روند به آنها اشاره شده است بیان گر این است که در آن زمان سرخ پوستان کشاروزی را به صورت سازمان یافته انجام می داده اند. 


سرخ پوستان قبل از ورود اروپائیان به قاره امریکا مزارع ذرت و ... داشتند و به کشاورزی می پرداختند.


خانم ارنا گنیشر در خصوص معماری و شاهکارهای هنری آنان در کتاب خود اشاره می کند. او می نویسد: «در روستای opitaten متعلق به قوم سرخ پوست نوتکا حدود 200 خانه بسیار زیبا و مجلل وجود داشت که دیوارها وسقف های آن با انواع شاهکارهای هنری نقاشی شده و مجسمه های گوناگون به زیبایی آن افزوده بود. در ها و پنجره های آن را به شکل موجودات زنده ساخته بودند. اگر خواسته باشید وارد یکی از این خانه ها بشوید بی تردید لازم است  از دربی که به شکل جسم انسان و سرحیوان ساخته شده است عبور کنید.»


سرخ پوستان به صورت روستایی به دور هم زندگی می کردند. 
در روستای opitaten متعلق به قوم سرخ پوست نوتکا حدود 200 خانه بسیار زیبا و مجلل وجود داشت


از نظر فرهنگی نیز با توجه به روایاتی که از برخی از فعالیت های اجتماعی آنها شده است؛ برداشت می شود؛ از فرهنگ اجتماعی فوق العاده بالایی برخوردار بوده اند.

در زمینه مهمان نوازی بسیار قوم با فرهنگی بوده اند. یکی از سربازان همراه کاپیتان «جان اندیکوت» در توصیف حمله خود بر قوم پیکو چنین می گوید: «هنگامی که سرخ پوستان پیکو احساس کردند به آنان نزدیک می شویم به استقبال ما شتافتند و فریاد خوش آمدید انگلیسی ها سردادند اما آنها از طرح شومی که برای آنان پنهان کرده بودیم آگاهی نداشتند.»

در زمینه آداب و رسوم جنگیدن آنان ستانلی دایموند می گوید میان سرخ پوستان کشته شدن انسان یک حادثه تاریخی به شمار می آید. اگر یک نفر در  میان جنگ زخمی شود جنگ متوقف می شود تا او را برای درمان ببرند. 


میان سرخ پوستان کشته شدن انسان یک حادثه تاریخی به شمار می آید.

این صفات سرخپوستان باعث شد تا اروپاییان به راحتی بتوانند وارد این قاره شوند. در بدو ورود آنان سرخ پوستان به استقبال آنان می روند. آنها را به خانه های خود دعوت می کنند. از آنها پذیرایی می کنند و به آنها محل سکونت می دهند.  
  
آنها یک سرخ پوست جوان را که پدر و مادر خود را از دست داده بود به بردگی می گیرند. نویسندگان و تاریخ نگاران آمریکایی اعتراف کرده اند که این نوجوان سرخ پوست برای مهاجران غذا تهیه می کرد و شیوه کاشت ذرت و کدو و انواع حبوبات و صید ماهی و شخم زدن زمین را به آنان می آموخت همچنین آنان را به چگونه حمام رفتن و خود را از کثافت و پلیدی و بوی زننده تعفن شستشو دادن راهنمایی می کرد. این در زمانی است ملکه ایزابیل به اطرافیان خود فخر فروشی می کرد که در عمر  خود دوبار بدنش را شستشو داده است. یکبار هنگام تولد و بار دیگر هنگام ازدواج. 


نوجوانی سرخ پوست به آنها ماهیگیری آموخت


از این زمان به تدریج دست یازی اروپاییان تازه وارد به سرزمین های آمریکا شروع می شود. قوم سرخ پوست سینیکا ، جرج واشنگتن، پیشوا و بینان گذار جمهوری آمریکا را «ویرانگر شهرها» نامیدند چرا که به دستور مستقیم او بود که 28 شهر از 30 شهر اصلی قوم سینیکا در ظرف پنج سال بکلی ویران و با خاک یکسان شدند. جرج واشنگتن می گوید: گسترش تدریجی شهرک های سفید پوست نشین مستلزم آن است که سرخ پوستان وحشی از مناطق سکونت خود فرار کنند. همانگونه که گرگ ها فرار می کنند . گرگ ها و سرخ پوستان هر دو موجودات درنده هستند هر چند که منظرشان متفاوت است.


جرج واشنگتن، پیشوا و بینان گذار جمهوری آمریکا


این حمله اروپاییان به شدتی است که یکی از رهبران قوم اروکوا در دیدار با جرج واشنگتن به او می گوید: «هنگامی که نام و یاد تو به میان می آید زنان ما از شدت ترس به پشت سرخود نگاه می کنند. رنگ چهره آنان زرد می شود... کودکان از شنیدن نام تو از شدت ترس به گردن مادرانشان آویزان می شوند.»

اروپاییان برای از بین بردن ساکنان اصلی قاره آمریکا از روش های گوناگون برده داری، گرسنگی ، کوچ جمعی، حمله و غارت استفاده می کنند. 

آنها به شهرهای سرخ پوستان حمله می کردند. ابتدا مزارع آنها را به آتش می کشیدند بعد هم هر کدام از آنها را که در برابر خود می دیدند می کشتند.  حتی تا مدتی برای کسانی که پوست سر سرخ پوستان را می کندند و تحویل می دادند جایزه تعیین می¬شده است. به این ترتیب مسابقه بر سر کشتن سرخپوستان و کندن پوست سر آنان به وجود می آید. این مسابقه تا جایی پیش می رود که دیگر به سختی می توانستند سرخ پوستی پیدا کنند. جان مایسون نویسنده کتاب تاریخ جنگ پیکو و بنیان گذار مستعمره کونتیک در این باره اظهار نظر می کند که سفید پوستان اروپایی کشتار و قتل عام مستقیم سرخ پوستان را بهترین شیوه برای از بین بردن آنان می دانستند و آتش زدن مزارع و خانه های آنها را در درجه دوم برنامه های خود قرار داده بودند. 

دایوید لودرباک فرمانده اسب سسواران ارتش امریکا که در آفرینش این جنایات شرکت داشت چنین گواهی داده سات: «با شیوه وحشتناکی پیکرهای زنان و کودکان را مثله کرده بودند. من فقط هشت پیکر را دیدم. جرأت دیدن پیکرهای بیشتر را نداشتم چرا که بیشتر این پیکرها تکه تکه و پوست سر قربانیان کنده شده بود. واقعا صحنه دلخراشی بود.» با پایان یافتن مأموریت کشتار ساندکریک سرگرد چونگتون کنفرانس مطبوعاتی برگزار کرد و در آن اظهار داشت: «او با همراهی و همکاری سربازانش خونین ترین جنگ را ضد سرخ پوستان انجام داده است. در این جنگ مهم ترین و مقاوم ترین پایگاه قوم سرخ پوست را ویران کرده است.» 


حمله و کشتار سرخ پوستان


دیگر ابزار آنها برای از بین بردن سرخ پوستان کوچ اجباری و برده داری بود. آنها سرخ پوستان را با اعمال زور واردار به کوچ از سرزمین های خود می کردند. و برخی از آنها را به عنوان برده می گرفتند و به سایر کشور ها می بردند و می فروختند. سرخ پوستانی که به عنوان برده در دست آنان قرار می گرفتند از حداقل حقوق انسانی بر خوردار نبودند غذای آنها در بسیار کم بود و کیفیت آن هم بسیار پایین. آنها در برابر جان آنها کمترین احساس مسئولیتی نداشتند. اگر مریضی به برای آنها به وجود می آمد برای آنها اهمیت نداشت ولو اینکه آنها از آن مریضی جان دهند. زیرا هزینه گرفتن یک برده جدید کمتر از هزینه مداوای آن برده بود.


آنها سرخ پوستان را به عنوان برده به سایر کشورها می بردند و می فروختند.


یکی از مسائلی که با ورود اروپاییان به این قاره رخ می دهد شروع طاعون در این منطقه است. طاعون این منطقه فراگیر می شود. اما نکته این است که این بیماری فقط در میان سرخ پوستان است و خود اروپاییان به آن مبتلا نمی شوند. با رواج یافتن وبا و طاعون در میان سرخ پوستان تعداد زیادی از آنها از این طریق از بین می روند. اروپاییان وقتی که شهرهای سرخ پوستان را محاصره می کردند اجساد سرخ پوستانی را که در اثر طاعون می مردند را به داخل شهر ها می انداختند. اما نحوه انتقال طاعون و وبا به سرخ پوستان به این نحو بود که آنها ملافه ها و پتو های آلوده به وبا را در میان سرخ پوستان تقسیم می کردند و سرخ پوستان با اعتماد به آنها پتوها را آنها  می گرفتند. به این ترتیب پس از مدتی تعداد زیادی از سرخ پوستان به این بیماری مبتلا می شدند. وبه این نحو تعداد زیادی از سرخ پوستان کشته می شوند.


کشتار وسیع سرخ پوستان با طاعون و وبا


آنها به کشتار وسیع سرخ پوستان اکتفا نمی کنند. یکی از پزشکان سرخ پوست به نام کونی اوری که در زایشگاه بیمارستانی در ایالت اوهایوما اشتعال داشت روزی ناخودآگاه به بررسی دفاتر و اسناد زایشگاه پرداخت. او در جریان این بررسی مشاهده کرد تعداد زیادی از زنان سرخ پوست پس از وضع حمل زیر عمل جراحی برداشت رحم قرار گرفته اند. مسئولان مراکز بهداشتی و درمانی امریکا برای سرپوش گذاشتن بر این جنایت از فقر و تهی دستی قربانیان سوء استفاده می کردند و آنان را وادار می کردند موافقت خود را با برداشتن رحم امضاء کنند. البته در برخی موارد بعد از زایمان بدون اطلاع خود بیمار این کار انجام می شد. در برخی موارد بعد از اینکه بچه به دنیا می آمد مسئولان بیمارستان به این بهانه که مادر صلاحیت بزرگ کردن بچه را ندارد بچه ها را از آنها می گرفتند و به موسسات خیریه می دادند. به این ترتیب از تولد سرخ پوستان جلوگیری به عمل می آوردند.

پس از مدتی ساکنین جدید قاره آمریکا تصمیم گرفتند فرهنگ ساکنین اصلی این سرزمین را از بین ببرند. آنها برای این کار اردوگاه هایی تاسیس کردند. فرزندان سرخ پوستان را به این اردوگاه ها می بردند و به آنها تعالیم خود را آموزش می دادند تا آنها تعالیم خود را از یاد ببرند و فرهنگ و تمدن خود را بر آنان تحمیل کنند. آنها به بهانه های مختلف بچه ها را از خانواده های خودشان جدا می کردند و به این اردوگاه ها می بردند.


اردوگاه هایی برای از بین بردن فرهنگ سرخ پوستان تاسیس شد.


تئودور روزولت رئیس جمهور وقت امریکا شجاعت سربازان خود را در این اتفاقات ستود و به وجود آنان افتخار کرد. او نظرش را درباره این کشتار چنین بیان کرد:«حادثه ساندکریک یک حرکت اخلاقی و برای جامعه امریکا سودمند بوده است. از بین بردن نژاد های پست و فرومایه ضرورتی اجتناب ناپذیر است.»


تئودور روزولت


ازاین جمله روزولت برداشت می شود که دولت ایالات متحده فقط به دنبال از بین بردن بومیان منطقه امریکا نیست بلکه به دنبال از بین بردن نژادهایی غیر از نژاد آمریکایی است. در پی این بحث به دنبال مناطقی که تا آن زمان ثبت نشده بودند و مردم آن ناشناخته بودند می روند. در دهه چهارم قرن گذشته نام و نقشه ژاپن در اطلس سرزمین های ناشناخته و گمنام ام