سفارش تبلیغ
صبا
دانش تا با بردباری همراه نگردد، نتیجه ندهد . [امام علی علیه السلام]
لوگوی وبلاگ
 

آمار و اطلاعات

بازدید امروز :19
بازدید دیروز :13
کل بازدید :45206
تعداد کل یاداشته ها : 154
97/9/27
11:40 ع
مردم ترکیه به دنبال چه هستند
 

ترکیه در روزهای اخیر با زنجیره‌ای از بحران های امنیتی و اعتراضات مردمی همراه شده است. بهانه اولیه‌این اعتراضات نارضایتی مردم از طرح دولت اردوغان مبنی بر تخریب مکان تاریخی «گزی پارک» و تبدیل آن به مجتمع تجاری و فرهنگی است. هرچند که آغاز ناآرامی های ترکیه، نارضایتی مردم از اقدام دولت در مقابل‌این مسائل عنوان شده است، اما بررسی مواضع و خواسته های مردم ترکیه بیانگر عمیق تر بودن ریشه های نارضایتی ها و مطالبات مردم است. نکته قابل توجه آنکه اعتراضات مردمی به سیاست های اردوغان صرفاً معطوف به مقطع کنونی نبوده است، بلکه در ماه های گذشته نیز اعتراضات بسیاری به سیاست های اردوغان، نخست وزیر ترکیه وارد شده است که اکنون مسئله مکان تفریحی «گزی پارک» در میدان تقسیم استانبول به شعله ور شدن‌این اعترا ضات منجر شده است. 

 

ریشه های اعتراضات مردمی 
در باب اعتراضات مردمی می توان گفت که‌این امر برگرفته از مجموعه‌ای از تحولات داخلی و خارجی است که نتیجه آن را در تشدید اعتراضات مردمی به سیاست های اردوغان می توان مشاهده کرد. 
الف) حوزه داخلی 
بررسی کارنامه اردوغان در دو سال اخیر نشان می دهد که مجموعه‌ای از رفتارها در حوزه سیاست داخلی ترکیه نمود یافته که چندان مطلوب مردم نبوده است. ناتوانی دولت در حفظ رشد اقتصادی و چالش هایی که به ویژه برای اشتغال جوانان‌ایجاد شده است، تلاش های دولت اردوغان برای تغییر قانون اساسی که بر اساس نظام ترکیه از پارلمانی به ریاست جمهوری با اختیارات تام رئیس جمهور تغییر می کند و اردوغان می تواند بر اساس آن تا دو دوره (حداقل 10 سال) با مقام ریاست جمهوری در رأس قدرت باقی بماند، دامن زدن دولت به مسائل قومیتی از جمله فضای سرکوب علیه علوی ها که 25میلیون نفر از جمعیت ترکیه را تشکیل می دهند، رویکرد به مصالحه با پ.ک.ک و حتی واگذاری برخی از مناطق به آن ها، فضای بسته اجتماعی حاکم بر کشور، چنانکه گزارش های سازمان ملل و خبرنگاران بدون مرز رتبه آزادی بیان در ترکیه را 138 در میان کشورهای جهان عنوان کرده اند که بیانگر وضعیت اسفناک آزادی بیان در‌این کشور است و... از جمله چالش های داخلی ترکیه است که خشم مردم‌این کشور را برانگیخته است. نکته مهم آنکه، برخلاف ادعاهای رسانه های غربی که برآنند اعتراضات مردمی را برگرفته از واکنش های منفی آن ها به اسلام گرایی دولت عنوان کنند، اکثریت جامعه مسلمان ترکیه از خلف وعده های اردوغان مبنی بر اجرای شریعت اسلامی در کشور ابراز نارضایتی می کنند، چنانکه برخی از ریشه های‌این اعتراضات، نارضایتی از عدم اجرای طرح لغو ممنوعیت حجاب برای زنان در مراکز اداری و علمی عنوان شده است. البته‌این نکته قابل توجه است که نارضایتی ارتش و سیاستمداران مخالف دولت از یکجانبه گرایی و خودرأیی دولت اردوغان نیز از مسائل تأثیرگذار در ناآرامی های ترکیه است. 
ب) نابسامانی ها در سیاست خارجی 
آنچه بیش از هر چیز، خشم مردم را برانگیخته است، نارضایتی از سیاست خارجی دولت اردوغان است. دولت ترکیه در سال های اول فعالیت خود اصولی را مورد تأکید قرار داد که مورد توجه مردم بود. اصولی نظیر به صفر رساندن تنش با همسایگان با محوریت همگرایی و بهبود روابط با همسایگان که نمود آن را در از سرگیری روابط ترکیه با سوریه و عراق و حتی میانجی گری میان ارمنستان و جمهوری آذربایجان می توان مشاهده کرد، تأکید بر احیای روابط با کشورهای اسلامی و دوری از غرب، مقابله با رژیم صهیونیستی و حمایت از فلسطین، چنانکه حتی آنکارا بر قطع روابط با‌این رژیم تأکید کرد و... از جمله‌این اقدامات است. مردم ترکیه نیز در ابعاد گسترده‌ای از‌این اقدامات استقبال کرده اند که نتیجه آن نیز سه دور نخست وزیری اردوغان بوده است. هر چند که‌این رویکردها، دستاوردهای بسیاری برای ترکیه به همراه داشته است، اما دولتمردان آنکارا در دو سال اخیر از‌این اصول فاصله گرفته اند. مردم ترکیه تأکید دارند که غرب گرایی دولتمردان شان موجب عدول آن ها از اصولی همچون همزیستی مسالمت آمیز با همسایگان، عدم استمرار همگرایی با جهان اسلام و در نهایت، برقراری روابط با رژیم صهیونیستی شد که نتیجه آن را در رویارویی ترکیه با کشورهای همسایه به ویژه سوریه و عراق و عدم پشتیبانی واقعی از فلسطین می توان مشاهده کرد. 
مردم ترکیه امروز نه تنها از جایگاه خود در جهان تصور عزت و سربلندی ندارند، بلکه تأکید دارند که دولتمردان شان، آن ها را تحقیر و از اوج به زیر کشانده است. به عبارت دیگر، دولتمردان ترکیه با خروج از مسیر خواسته های مردمی در عرصه داخلی و خارجی عملاً جایگاه مردمی خود را از دست داده اند که نتیجه آن را در اعتراضات اخیر می توان مشاهده کرد. به ویژه‌اینکه، سرکوب مردم در روزهای گذشته، واهی بودن ادعای اردوغان مبنی بر تلاش برای آزادی خواهی در جهان را آشکار ساخت. نکته مهم در رفتار غرب آن است که همزمان با اوج گیری اعتراض ها در ترکیه و رویکرد دولت به سرکوب مردم ، غرب تلاش کرده تا از‌این مسئله برای به چالش کشاندن اسلام در منطقه و جهان استفاده نماید. چنانکه ذکر شد آمریکا سالها ترکیه را محور اسلام گرایی معرفی کرده است لذا هر رفتاری از سوی سران ترکیه به عنوان رفتاری از سوی یک دولت اسلامی معرفی می گردد چنانکه سازش دوباره اردوغان با صهیونیست‌ها را سازش یک دولت اسلامی با صهیونیست ها عنوان کرده‌اند. 
اکنون با برجسته سازی سرکوب‌گری‌های صورت گرفته در ترکیه و حتی ابراز نگرانی در قبال‌این مسئله برای تشدید توجهات جهانی به وضعیت درونی ترکیه، غرب تلاش کرده تا دو اصل را اجرایی سازد. 
نخست آنکه به ملت‌هایی که با بیداری اسلامی همراه بوده و به دنبال الگو گیری از ترکیه بوده‌اند چنان تفهیم می کند که حکومت اسلامی در نهایت به سمت دیکتاتوری و سرکوب پیش می‌رود پس ضرورتی برای تشکیل حکومت اسلامی وجود ندارد و در نهایت غرب ترویج فرهنگ سکولار و لائیک را برای‌این جوامع اجرا می‌سازد. 
دوم آنکه غرب با برجسته سازی سرکوب مردم ترکیه در رسانه و برجسته سازی نام اسلام گرایی دولتمردان ترکیه تلاش دارد تا چهره‌ای از اسلام را به جهانیان نشان دهد تا از یک سو توجیهی برای انزوای مسلمانان در غرب باشد و از سوی دیگر جنگ طلبی‌های غرب برای سلطه بر کشورهای اسلامی و حتی مخالفت غرب با بیداری اسلامی ملت‌ها را توجیه نمایند. به عبارت دیگر می‌توان گفت که اردوغان با رویکرد به سرکوب مردم خیانتی دوباره به جهان اسلام داشته است و آن تخریب جایگاه جهانی اسلام به عنوان دین رفعت و مردم سالاری و نمایش چهره‌ای غیر مردمی از آن می باشد. اقدامی که پیامدهای آن کمتر از خیانتی که ترکیه با تقابل با سوریه علیه جهان اسلام داشته نخواهد بود.

 
کد مطلب: 81778
, مولف : قاسم غفوری

  
  

هفت دهه تلاش و فعالیت سیاسی جنبش جهادی اخوان المسلمین برای تغییر رژیم از دیکتاتوری به مردمسالاری با کودتای ارتش بر باد رفت و اهداف انقلابی که اخوان المسلمین بیش از هفت دهه برای آنها مبارزه کرده بود و این اهداف را جزء لاینفک حرکت انقلابی در جهان اسلام می دانست تنها یکسال دوام آورد . اینک مرسی و رهبران اخوان باید به زندانهای برگردند که مبارک را روانه آن کرده بودند . مهمترین دلیل عدم حمایت انقلابیون و طرفداران ایشان از وی سیاست خارجی غلط مرسی و جبهه اخوان بوده تا جایی که اکثر طرفدارانش در عرض یکسال به حدی از سرخوردگی رسیدند که نه تنها حاضر به خون دادن برای انقلاب و اخوان نبودند بلکه میدان التحریر ا به مخالفان ایشان واگذار نمودند و در مقابل کودتای نرم ارتش سکوت کردند .

دیری نپایید که مردم فهمیدند که مرسی همان مبارک است و راه مبارک را درسیاست خارجی در پیش گرفته است . و سیاست را به اقتصاد می فروشد و تنها با رای آنان به قدرت رسیده است . لذا او را تنها گذاشتند و این شد که دیدیم .

عادی سازی روابط با اسرائیل و ، ایجاد مزاحمت برای اهداف مقاومت در منطقه و عملکرد نا صحیح در مسئله سوریه ، حفظ پیمان صلح با اسرائیل و سکوت در قبال مسئله شهرک سازی در سرزمین های اشغالی و همچنین عملکرد اشتباه او در موضوع کمک به فلسطینی ها با عدم بازگشایی کامل مرز غزه و خارج نکردن فلسطینی ها از محاصره از مهمترین سیاست های خارجی غلط ایشان بوده که با عث منزوی و ناامید شدن حامیان ایشان از و ی و نهایتا سرنگونی دولتش شد .


  
  

سرنوشت سرخ پوست ها در رویارویی با آنگلوساکسون ها مانند سرنوشت کنعانیان در رویارویی با اسرائیلی ها همانا مرگ است. (جیمز بولدن نماینده کنگره در سالهای 1834 – 1839)

سرنوشت سرخ پوست ها در رویارویی با آنگلوساکسون ها مانند سرنوشت کنعانیان در رویارویی با اسرائیلی ها همانا مرگ است. (جیمز بولدن نماینده کنگره در سالهای 1834 – 1839)

سرخپوستان تا قبل از ورود اروپاییان به قاره آمریکا از نظر شرایط اقتصادی منطقه به منطقه متفاوت بودند اما از نظر نظام اجتماعی بسیار پیشرفته بودند. در آن زمان در میان آنها شهرهای مختلفی به وجود داشته است. ساختار اجتماعی و طبقات اجتماعی در آن شکل گرفته بوده است. کشاورزی در این مناطق وجود داشته است ودر هر منطقه محصول متناسب با آنجا کشت می شده است. مزارع ذرت و... که در خاطرات اولین اروپایی هایی که به  این قاره می روند به آنها اشاره شده است بیان گر این است که در آن زمان سرخ پوستان کشاروزی را به صورت سازمان یافته انجام می داده اند. 


سرخ پوستان قبل از ورود اروپائیان به قاره امریکا مزارع ذرت و ... داشتند و به کشاورزی می پرداختند.


خانم ارنا گنیشر در خصوص معماری و شاهکارهای هنری آنان در کتاب خود اشاره می کند. او می نویسد: «در روستای opitaten متعلق به قوم سرخ پوست نوتکا حدود 200 خانه بسیار زیبا و مجلل وجود داشت که دیوارها وسقف های آن با انواع شاهکارهای هنری نقاشی شده و مجسمه های گوناگون به زیبایی آن افزوده بود. در ها و پنجره های آن را به شکل موجودات زنده ساخته بودند. اگر خواسته باشید وارد یکی از این خانه ها بشوید بی تردید لازم است  از دربی که به شکل جسم انسان و سرحیوان ساخته شده است عبور کنید.»


سرخ پوستان به صورت روستایی به دور هم زندگی می کردند. 
در روستای opitaten متعلق به قوم سرخ پوست نوتکا حدود 200 خانه بسیار زیبا و مجلل وجود داشت


از نظر فرهنگی نیز با توجه به روایاتی که از برخی از فعالیت های اجتماعی آنها شده است؛ برداشت می شود؛ از فرهنگ اجتماعی فوق العاده بالایی برخوردار بوده اند.

در زمینه مهمان نوازی بسیار قوم با فرهنگی بوده اند. یکی از سربازان همراه کاپیتان «جان اندیکوت» در توصیف حمله خود بر قوم پیکو چنین می گوید: «هنگامی که سرخ پوستان پیکو احساس کردند به آنان نزدیک می شویم به استقبال ما شتافتند و فریاد خوش آمدید انگلیسی ها سردادند اما آنها از طرح شومی که برای آنان پنهان کرده بودیم آگاهی نداشتند.»

در زمینه آداب و رسوم جنگیدن آنان ستانلی دایموند می گوید میان سرخ پوستان کشته شدن انسان یک حادثه تاریخی به شمار می آید. اگر یک نفر در  میان جنگ زخمی شود جنگ متوقف می شود تا او را برای درمان ببرند. 


میان سرخ پوستان کشته شدن انسان یک حادثه تاریخی به شمار می آید.

این صفات سرخپوستان باعث شد تا اروپاییان به راحتی بتوانند وارد این قاره شوند. در بدو ورود آنان سرخ پوستان به استقبال آنان می روند. آنها را به خانه های خود دعوت می کنند. از آنها پذیرایی می کنند و به آنها محل سکونت می دهند.  
  
آنها یک سرخ پوست جوان را که پدر و مادر خود را از دست داده بود به بردگی می گیرند. نویسندگان و تاریخ نگاران آمریکایی اعتراف کرده اند که این نوجوان سرخ پوست برای مهاجران غذا تهیه می کرد و شیوه کاشت ذرت و کدو و انواع حبوبات و صید ماهی و شخم زدن زمین را به آنان می آموخت همچنین آنان را به چگونه حمام رفتن و خود را از کثافت و پلیدی و بوی زننده تعفن شستشو دادن راهنمایی می کرد. این در زمانی است ملکه ایزابیل به اطرافیان خود فخر فروشی می کرد که در عمر  خود دوبار بدنش را شستشو داده است. یکبار هنگام تولد و بار دیگر هنگام ازدواج. 


نوجوانی سرخ پوست به آنها ماهیگیری آموخت


از این زمان به تدریج دست یازی اروپاییان تازه وارد به سرزمین های آمریکا شروع می شود. قوم سرخ پوست سینیکا ، جرج واشنگتن، پیشوا و بینان گذار جمهوری آمریکا را «ویرانگر شهرها» نامیدند چرا که به دستور مستقیم او بود که 28 شهر از 30 شهر اصلی قوم سینیکا در ظرف پنج سال بکلی ویران و با خاک یکسان شدند. جرج واشنگتن می گوید: گسترش تدریجی شهرک های سفید پوست نشین مستلزم آن است که سرخ پوستان وحشی از مناطق سکونت خود فرار کنند. همانگونه که گرگ ها فرار می کنند . گرگ ها و سرخ پوستان هر دو موجودات درنده هستند هر چند که منظرشان متفاوت است.


جرج واشنگتن، پیشوا و بینان گذار جمهوری آمریکا


این حمله اروپاییان به شدتی است که یکی از رهبران قوم اروکوا در دیدار با جرج واشنگتن به او می گوید: «هنگامی که نام و یاد تو به میان می آید زنان ما از شدت ترس به پشت سرخود نگاه می کنند. رنگ چهره آنان زرد می شود... کودکان از شنیدن نام تو از شدت ترس به گردن مادرانشان آویزان می شوند.»

اروپاییان برای از بین بردن ساکنان اصلی قاره آمریکا از روش های گوناگون برده داری، گرسنگی ، کوچ جمعی، حمله و غارت استفاده می کنند. 

آنها به شهرهای سرخ پوستان حمله می کردند. ابتدا مزارع آنها را به آتش می کشیدند بعد هم هر کدام از آنها را که در برابر خود می دیدند می کشتند.  حتی تا مدتی برای کسانی که پوست سر سرخ پوستان را می کندند و تحویل می دادند جایزه تعیین می¬شده است. به این ترتیب مسابقه بر سر کشتن سرخپوستان و کندن پوست سر آنان به وجود می آید. این مسابقه تا جایی پیش می رود که دیگر به سختی می توانستند سرخ پوستی پیدا کنند. جان مایسون نویسنده کتاب تاریخ جنگ پیکو و بنیان گذار مستعمره کونتیک در این باره اظهار نظر می کند که سفید پوستان اروپایی کشتار و قتل عام مستقیم سرخ پوستان را بهترین شیوه برای از بین بردن آنان می دانستند و آتش زدن مزارع و خانه های آنها را در درجه دوم برنامه های خود قرار داده بودند. 

دایوید لودرباک فرمانده اسب سسواران ارتش امریکا که در آفرینش این جنایات شرکت داشت چنین گواهی داده سات: «با شیوه وحشتناکی پیکرهای زنان و کودکان را مثله کرده بودند. من فقط هشت پیکر را دیدم. جرأت دیدن پیکرهای بیشتر را نداشتم چرا که بیشتر این پیکرها تکه تکه و پوست سر قربانیان کنده شده بود. واقعا صحنه دلخراشی بود.» با پایان یافتن مأموریت کشتار ساندکریک سرگرد چونگتون کنفرانس مطبوعاتی برگزار کرد و در آن اظهار داشت: «او با همراهی و همکاری سربازانش خونین ترین جنگ را ضد سرخ پوستان انجام داده است. در این جنگ مهم ترین و مقاوم ترین پایگاه قوم سرخ پوست را ویران کرده است.» 


حمله و کشتار سرخ پوستان


دیگر ابزار آنها برای از بین بردن سرخ پوستان کوچ اجباری و برده داری بود. آنها سرخ پوستان را با اعمال زور واردار به کوچ از سرزمین های خود می کردند. و برخی از آنها را به عنوان برده می گرفتند و به سایر کشور ها می بردند و می فروختند. سرخ پوستانی که به عنوان برده در دست آنان قرار می گرفتند از حداقل حقوق انسانی بر خوردار نبودند غذای آنها در بسیار کم بود و کیفیت آن هم بسیار پایین. آنها در برابر جان آنها کمترین احساس مسئولیتی نداشتند. اگر مریضی به برای آنها به وجود می آمد برای آنها اهمیت نداشت ولو اینکه آنها از آن مریضی جان دهند. زیرا هزینه گرفتن یک برده جدید کمتر از هزینه مداوای آن برده بود.


آنها سرخ پوستان را به عنوان برده به سایر کشورها می بردند و می فروختند.


یکی از مسائلی که با ورود اروپاییان به این قاره رخ می دهد شروع طاعون در این منطقه است. طاعون این منطقه فراگیر می شود. اما نکته این است که این بیماری فقط در میان سرخ پوستان است و خود اروپاییان به آن مبتلا نمی شوند. با رواج یافتن وبا و طاعون در میان سرخ پوستان تعداد زیادی از آنها از این طریق از بین می روند. اروپاییان وقتی که شهرهای سرخ پوستان را محاصره می کردند اجساد سرخ پوستانی را که در اثر طاعون می مردند را به داخل شهر ها می انداختند. اما نحوه انتقال طاعون و وبا به سرخ پوستان به این نحو بود که آنها ملافه ها و پتو های آلوده به وبا را در میان سرخ پوستان تقسیم می کردند و سرخ پوستان با اعتماد به آنها پتوها را آنها  می گرفتند. به این ترتیب پس از مدتی تعداد زیادی از سرخ پوستان به این بیماری مبتلا می شدند. وبه این نحو تعداد زیادی از سرخ پوستان کشته می شوند.


کشتار وسیع سرخ پوستان با طاعون و وبا


آنها به کشتار وسیع سرخ پوستان اکتفا نمی کنند. یکی از پزشکان سرخ پوست به نام کونی اوری که در زایشگاه بیمارستانی در ایالت اوهایوما اشتعال داشت روزی ناخودآگاه به بررسی دفاتر و اسناد زایشگاه پرداخت. او در جریان این بررسی مشاهده کرد تعداد زیادی از زنان سرخ پوست پس از وضع حمل زیر عمل جراحی برداشت رحم قرار گرفته اند. مسئولان مراکز بهداشتی و درمانی امریکا برای سرپوش گذاشتن بر این جنایت از فقر و تهی دستی قربانیان سوء استفاده می کردند و آنان را وادار می کردند موافقت خود را با برداشتن رحم امضاء کنند. البته در برخی موارد بعد از زایمان بدون اطلاع خود بیمار این کار انجام می شد. در برخی موارد بعد از اینکه بچه به دنیا می آمد مسئولان بیمارستان به این بهانه که مادر صلاحیت بزرگ کردن بچه را ندارد بچه ها را از آنها می گرفتند و به موسسات خیریه می دادند. به این ترتیب از تولد سرخ پوستان جلوگیری به عمل می آوردند.

پس از مدتی ساکنین جدید قاره آمریکا تصمیم گرفتند فرهنگ ساکنین اصلی این سرزمین را از بین ببرند. آنها برای این کار اردوگاه هایی تاسیس کردند. فرزندان سرخ پوستان را به این اردوگاه ها می بردند و به آنها تعالیم خود را آموزش می دادند تا آنها تعالیم خود را از یاد ببرند و فرهنگ و تمدن خود را بر آنان تحمیل کنند. آنها به بهانه های مختلف بچه ها را از خانواده های خودشان جدا می کردند و به این اردوگاه ها می بردند.


اردوگاه هایی برای از بین بردن فرهنگ سرخ پوستان تاسیس شد.


تئودور روزولت رئیس جمهور وقت امریکا شجاعت سربازان خود را در این اتفاقات ستود و به وجود آنان افتخار کرد. او نظرش را درباره این کشتار چنین بیان کرد:«حادثه ساندکریک یک حرکت اخلاقی و برای جامعه امریکا سودمند بوده است. از بین بردن نژاد های پست و فرومایه ضرورتی اجتناب ناپذیر است.»


تئودور روزولت


ازاین جمله روزولت برداشت می شود که دولت ایالات متحده فقط به دنبال از بین بردن بومیان منطقه امریکا نیست بلکه به دنبال از بین بردن نژادهایی غیر از نژاد آمریکایی است. در پی این بحث به دنبال مناطقی که تا آن زمان ثبت نشده بودند و مردم آن ناشناخته بودند می روند. در دهه چهارم قرن گذشته نام و نقشه ژاپن در اطلس سرزمین های ناشناخته و گمنام امریکایی ها به ثبت رسید و در پی آن ژاپنی ها هم به فهرست خلق های وحشی پیوستند. دیری نپایید که اداره انتوبولوژی موسسه فرهنگی اسمیت سونیان امریکا نژاد ژاپنی را در ردیف نژادهای پست و فرومایه روی زمین قرار داد.

سپس آنها گفتند که جمجمه ژاپنی به اندازه دو هزار سال از جمجمه ما انگلوساکسون ها عقب مانده تر است. به این ترتیب طبق معمول ماشین تبلیغات امریکا پیش از حمله به ژاپن جنگ روانی گسترده ای برای وحشی جلوه دادن ژاپنی ها به راه انداخت. آنها سپس به سراغ سایر ملل رفتند. ویتنامی ها را مورچه سفید نامیدند همانگونه که سرخ پوستان را انگل و فیلیپینی ها را حشره و اعراب و عراقی ها را سوسک و سوسمار و مردمانی احمق نامیده بودند. 

سربازان امریکایی بر اساس این تحلیل هیچ مانعی نداشتند که بخشی از اعضاء بدن مورچه های سفید ویتنامی را به عنوان یادگاری نگه دارند یا برای دوستان خود کادو کنند، آنگونه که پدرانشان در جریان جنگ جهانی دوم جمجمه ژاپنی ها را به یادگاری نگه داشته بودند. درسال 1971 هیو مانکه رئیس بخش داوطلبان بین المللی اعزام به ویتنام هنگام حضور در کنگره امریکا و ادای توضیحات تاکید کرد سربازان امریکا تصمیم جدی گرفته اند ویتنامی ها ساکن مناطق کوهستانی را یکی پس از دیگری از بین ببرند. او گفت: ما مشکل ویتنامی ها را حل خواهم کرد آنگونه که مشکل سرخ پوستان را حل کردیم. ژنرال مکسویل بایلور نیز در سخنانی در کنگره امریکا ویت کنگ های ویتنامی را سرخ پوست توصیف کرد و افزود آنان بهتر از شپش که در پوست سگ لانه می کند نیستند. 

شبکه تلویزیونی history روز 13 ژوئیه سال 1996 با پخش فیلم مستندی به عنوان «پرواز سیمرغ»شیوه های جدید و پیشرفته تری از صحنه های پوست کنی و سر بریدن ویتامی ها توسط سربازان امریکایی نشان داد این فیلم نشان می دهد که سربازان امریکا در اواخر سال 1967 در جریان عملیاتی به نام «خیزش سیمرغ operation phoenix» که سازمان اطلاعات مرکزی امریکا آن را تدارک دیده بود افراد مشکوک به همکاری با ویت کنگ ها را سر بریدند.

یکی از سربازان شرکت کننده در این کشتار ها می گوید: «با آتش و دینامیت زمینهای این روستاها را هموار کردیم روی پیکرها هیزم ریختیم و آتش زدیم.»


علمیات شکار سیمرغ و کشتار درویتنام



در پی افشای جزئیات رسوایی های این جنگ ها توسط «سیمور هیرش seymour hirsh» از راه انتشار گزارش 40 جلدی کنگره امریکا مطبوعات آن کشور تشویق شدن پرونده خونین جنگ ویتنام را بگشایند. این همان کاری است که باعث شد مطبوعات عامل شکست امریکا در جنگ ویتنام معرفی شوند. به این ترتیب این اخبار وزارت دفاع امریکا را وادار کرد تا در جنگ های آینده امریکا انتشار هرگونه اخبار را در انحصار وزارت دفاع قرار دهد.


سیمور  هیرش


اگر خواسته باشیم جزئیات و لحظه های تاریخی استعمار شمال امریکا توسط انگلیسی ها را بررسی کنیم بی تردید باید ریشه آن را در ادبیات و اندیشهای تاریخی اسرائیلی ها جستجو کنیم. رویدادها، شخصیت های تاثیرگذار و ابعاد گرایشات دینی، اجتماعی و سیاسی و ساختار ایدئولوژیکی این ادبیات همه در پوشش واژگان «برگزیدگان الهی» و «خودخواهی» و «حق مالکیت بر دیگران و تملک سرزمینهای دیگران» مطرح بوده است. نخستین مهاجران انگلیسی به قاره امریکا خود را «اسرائیلی»، «عبرانی» و «یهودی» نامیدند و برای این سرزمین جدید که وارد آن شده بودند نامهای سرزمین کنعان و اسرائیل جدید را انتخاب کردند. از طرف دیگر تقسیم کردن مردم به انگلوساکسون و غیر انگلوساکسون و معرفی نژاد غیر انگلوساکسون به عنوان نژاد بی ارزش که حیات آنها ارزشی ندارد و معرفی نژاد خود به عنوان نژاد برگزیده الهی از آموزه های اساسی اسرائیلی است که بر اساس آن هر فردی که از نژاد آنها نباشد باید از بین برود.

این امر تا آن حد روشن است که ساموئل لانگدون رئیس دانشگاه هاروارد در کتاب «جمهوری اسرائیلی ها: چراغ راهنمای راه ایالات متحده امریکاست» اشاره کرده است کار تدوین و تصویب قانون اساسی به تحول و تحکیم مفهوم اسرائیلی بودن امریکا کمک کرده است. بنیانگذاران ایالات متحده امریکا همچون فرانکلین و جفرسون نیز هر دو اصرار داشتند تا خروج عبرانیان از مصر و حرکت به سمت به سرزمین کنعانیان فلسطین را بهترین الگو و سرمشق مبارزات رهایی بخش ملت امریکا جلوه دهند.


  
  

به بهانه رحلت پدر فرمانده شهید لشکر 10 حضرت سیدالشهداء (ع)

روز گذشته پیکر مرحوم حاج‌علی اصغر نجفی رستگار پدر سردار شهید کاظم نجفی رستگار فرمانده لشکر 10 حضرت سیدالشهداء (ع) تشییع و به خاک سپرده شد.

 

به گزارش رجانیوز، مرحوم نجفی رستگار که خود از رزمندگان دفاع مقدس بود، در شهرری زندگی می‌کرد و همه او و خانواده‌اش را به انقلابی بودن می‌شناختند.

محدثه نجفی رستگار فرزند شهید حاج کاظم رستگار درباره او می‌گوید: "زمانی که 40 روز از تولدم می‌گذشت، پدرم به شهادت رسید؛ پدربزرگم را «بابا» صدا می‌زدم؛ ایشان خیلی صبور بودند و این صبر را به من منتقل کردند؛ حضورشان قوت قلبی برای ما بود؛ ایشان با محبت‌های خود جای پدرم را پر می‌کردند؛ لذا من هم توانستم دوری از پدرم را با افتخار تحمل کنم. خصوصیات بارز پدربزرگم، گذشت و ایثار او بود؛ چرا که ایشان به خاطر اسلام گذشت کردند و با فرزندش وارد صحنه‌های نبرد شدند؛ پدربزرگم، پدرم را امانت از سوی خداوند می‌دانستند که در راه خودش به او بازگردانده شد."

 

به همین بهانه فیلم خاطره جالب و شنیدنی که توسط ناصر رستگار برادر شهید کاظم رستگار نقل می‌شود، به همراه متن آن منتشر می‌کنیم.

در این خاطره، برادر شهید رستگار ماجرای درخواست مادر این شهید بزرگوار که هنوز هم در قید حیات هست، را بیان می‌کند که در آن در عالم رویا از فرزندش درخواست می‌کند که بتواند قرآن بخواند.

 

 دانلود

" مادر من یک کلاس هم  سواد ندارد. در عالم خواب برادر شهیدم، شهید کاظم رستگار را می‌بیند که به مادر می‌گوید: مادر جان! من الان در بهشتم چه چیزی می‌خواهی که برای تو از آنجا بیاورم؟ مادر به شهید می‌گوید: الان که در بهشت هستی می‌توانی از خدا بخواهی که من بتوانم قرآن بخوانم. این خواهران بسیج و خانم‌های جلسه‌ای می‌آیند و من را به جلسه قرآن می‌برند. همه که قرآن می‌خوانند وقتی نوبت به من می‌رسد می‌گویم که من سواد ندارم و آنها می‌گویند که اشکال ندارد، خب سوره حمد یا قل هو الله را بخوان. من دیگر خسته شدم و خجالت می‌کشم. تا آنجا که بعضا به این مجالس به بهانه اینکه حالم مساعد نیست، نمی‌روم. الان که بهشت هستی می تونی از خدا بخواهی که من قرآن را یاد بگیرم. شهید رستگار به مادر می‌گوید: بعد از نماز صبح بلند شو قرآن را باز کن انشاالله می‌توانی بخوانی."

مادر من بعد از نماز صبح بلند می‌شود و هرجای قرآن را که باز می‌کند، می‌خواند.

برادر شهید کاظم رستگار در گفت‌وگو با رجانیوز، درباره صحت این موضوع گفت: هیاتی از علمای قم برای تحقیق درباره این موضوع آمدند و آن را تایید کردند.

خاطراتی از نقش شهید رستگار در تقویت حزب الله لبنان

ناصر رستگار با اشاره به نقش شهید در تقویت جبهه مقاومت اسلامی و حزب الله لبنان در همراهی با حاج احمد متوسلیان گفت: وقتی که شهید رستگار بعد از 13 سال که در شرق دجله به شهادت رسیدند رجعت کردند و بدن پاکشان به میهن برگشت،  سید حسن نصرالله یک هیاتی فرستادند و خودشان هم پیام دادند.

وی اظهار داشت: یکی از همین افراد هیات اعزامی از سوی دبیر کل حزب الله لبنان می‌گفت که بزرگان حزب الله لبنان تصویر شهید رستگار را در خانه‌های خود نصب کرده‌اند و به او افتخار می‌کنند.

 

 

برادر شهید رستگار با بیان اینکه بیشتر کارهای اجرایی در لبنان بر دوش شهید رستگار بود چرا که حاج احمد به دلیل فرمانده بودن نمی‌توانست زیاد از قرارگاه خارج شود، افزود: آموزش‌هایی که شهید رستگار در آنجا داشتند بسیار موثر بود.

حاج حسین الله کرم از فرماندهان دفاع مقدس نیز در سخنانی که در مراسم تشییع جنازه پیکر پدر شهید رستگار داشت، گفت: بیشتر فرماندهان لشکر حضرت رسول(ص) و تیپ 10 سیدالشهدا(ع) تهران از بچه‌های شهرستانی بودند و در این بین، فرماند‌هانی همچون حاج احمد متوسلیان و حاج کاظم رستگار از برجسته‌ترین فرماندهان به حساب می‌آمدند که تهرانی بودند.

وی ادامه داد: باید بگویم شهید رستگار مانند این حرم، یعنی حضرت عبدالعظیم حسنی قبله دینی مردم به حساب می‌آید، او قبله انقلابی‌گری، فرماندهی نیروهای بسیجی و ولایتمداری بود.

الله‌کرم با اشاره به آموزش نیروهای حزب‌الله در لبنان خاطرنشان کرد: می‌توان گفت، سیدحسن نصرالله توسط شهید رستگار به این جایگاه رسید چون نخستین گروهی که حزب‌الله لبنان را آموزش داد و آنها را به این سطح از آمادگی رساند حاج کاظم رستگارها بودند.

این فرمانده دوران دفاع مقدس با اشاره به دو نکته در رابطه با حاج کاظم رستگار گفت: نکته اول این است که حاج کاظم رستگار چگونگی اطاعت از ولایت فقیه را به ما آموزش می‌دهد. شهید کاظم رستگار سال 64 طی نامه‌ای که به امام خمینی(ره) نوشت، یادآور شده بود، اینگونه که در تابستان و زمستان بجنگیم باعث می‌شود عراق تمرکز قوای بیشتری داشته باشد و شکست بخوریم. حضرت امام خمینی (ره) نیز به او فرموده بودند، من وضع موجود را متوجه هستم اما شما باید همچنان بجنگید. شهید رستگار که در آن جایگاه بالای فرماندهی قرار داشت این فرمایش امام را پذیرفت و در جایگاه رزمندگی نیز از فرمانده خود اطاعت کرد.

 

 

زندگی نامه سردار رشید اسلام شهید حاج کاظم نجفی رستگار

حاج کاظم نجفی رستگار در آغازین روزهای شکوفایی بهار سال 1339 در شهر ری به دنیا آمد و در دامان مادری مهربان و با دسترنج پدری کشاورز تکامل و تربیت یافت. از هفت سالگی، قدم در راه تحصیل علم گذاشت و با وجود سختی های زندگی تا کلاس سوم متوسطه با موفقیت به ادامه تحصیل پرداخت. اما پس از آن از ادامه تحصیل بازماند و وارد مبارزات و فعالیتهای انقلابی شد. او که دوران نوجوانی  را با زمزمه های نهضت امام خمینی (ره) آغاز کرده بود، در روزهای نخست پیروزی، با شروع غائله کردستان و تحریکات نیروهای ضد انقلاب، همراه نیروهای دکتر چمران راهی کردستان شد و آموزش های چریکی را در آنجا فرا گرفت. وی که تربیت یافته مکتب بزرگانی چون شهید دکتر چمران و حاج احمد متوسلیان بود، پس از بازگشت در پادگان توحید به عضویت رسمی سپاه پاسداران در آمد و بعد از مدتی به فیروز کوه رفته، کلاس های آموزش احکام دینی و مسائل نظامی را برای جوانان و نوجوانان برپا کرد. وی را به عنوان فرمانده یکی از گردانهای تیپ رسول الله (ص) که فرمانده آن احمد متوسلیان بود، انتخاب کردند و بعد از شش ماه فعالیت، مسولیت واحد عملیات را در پادگان توحید پذیرفت و تا شروع جنگ در این سمت باقی ماند.

حاج کاظم در این زمان طی ماموریتی جهت توانمند سازی نیروهای حزب الله به عنوان فرمانده گردان به جنوب لبنان اعزام شد و مسولیت تعدادی از عملیاتها را بر عهده گرفت. وی در راه آماده سازی شیعیان لبنان از هیچ کوششی فروگذار نکرد. بازگشت او با تشکیل تیپ دوم سپاه تهران مصادف شد که این تیپ به نام مبارک « سیدالشهدا (ع)» مزین شد و با جمعی از یاران و دوستانش، فرماندهی عملیات تیپ را عهده دار شد. در مهرماه سال 1361 همسری مومن و پارسا اختیار کرد و چند روز بعد به جبهه رفت. شهید رستگار که تمام عمر خود را در جستجوی رستگاری ابدی گذرانده بود، در حین عملیات بدر، روز پنجشنبه 25 اسفند ماه 1363 هنگام اذان ظهر در شرق دجله ( منطقه هور الهویزه)  در حال شناسایی منطقه، همراه چند نفر از فرماندهان تیپ سیدالشهدا (ع) به درجه رفیع شهادت نائل آمد و آخرین آرزویش نیز محقق شد.

گویی حاج کاظم فرمانده غریب لشگر سیدالشهدا (ع) به زیارت مولای کاظمین رفته بود که پیکر مطهرش بعد از 13 سال همچون سید و سالار شهیدان، قطعه قطعه به وطن بازگشت.

راز فرماندهی

شهید رستگار فرمانده لشگر 10 سیدالشهدا(ع) بود و خانواده اش از این سمت حاجی، هیچ اطلاعی نداشتند. یک روز، برادر او به منطقه آمد تا از او خبری بگیرد. حاج کاظم، قرار بود صحبتی برای نیروها داشته باشد. وقتی از جایگاه اعلام شد:« فرمانده لشگر 10 برای صحبت بیایند»، آقای رستگار بلند شد و به سمت جایگاه حرکت کرد. برادرش از همه جا بی خبر، با دست اشاره می‌کرد که « چرا در میان جمعیت بلند شدی؟» حتما با خودش گفته بود: « برادرمان بی ملاحظه است و رعایت نظم و انضباط را نمی کند.» حاجی با اشاره جواب داد که الان می نشینم. خلاصه صحبت ایشان آغاز شد و تا آخر جلسه، برادرشان متحیر مانده بود. حاج کاظم به برادرش سفارش کرد که جریان فرماندهی او را برای کسی نگوید. اگر چه خانواده اش بالاخره فهمیدند.

سخن شهید

پیام من این است که همه سعی کنند زیر بار ذلت نروند، اگر مردم جهاد را کنار بگذارند خواه ناخواه به ذلت و خاری کشیده می شوند. اگر این جنگ تمام شود باز هم تا ستمگر و ظالم هست، جنگ هم وجود دارد.

جنگ ما زمانی تمام می شود که ظالمی روی زمین نباشد انشاء الله. امام مهدی (عج) می آید و صلح جهانی را برقرار می کند... « قلب حرم خداوند است، پس در حرم خدا، جز او را ساکن مکن» اگر ما خود را با این حدیث، مطابقت دهیم، باید بدانیم که هر کجا که باشیم پیروز هستیم. اگر یقین داشته باشیم که قلبمان محضر خداست، مسلما در محضر خدا گناه نمی کنیم و هیچ ترسی در دلمان نمی افتد.

 

 

بخشی از وصیت نامه شهید

ستایش خدای عز و جل را که مرا از امت محمد (ص) و شیعه علی (ع) قرار داد و سپاس خدایی را که مرا با آوردن حق، از ظلمت به روشنایی هدایت کرد و از طاغوت نجاتم داد و مرا از کوچکترین خدمت گزاران به اسلام و انقلاب اسلامی قرار داد.

امیدوارم که خدای متعال، رحمت خود را نصیب بنده گنهکار خود بفرماید ومرا به آرزوی قلبی خود یعنی شهادت فی سبیل الله برساند که (این را) تنها راه نجات خود میدانم و آرزوی دیگرم این است که اگر خداوند شهادت را نصیب بنده گنهکار خود کرد، دوست دارم با بدنی پاره پاره به دیدار الله و ائمه معصومین به خصوص حضرت سیدالشهدا(ع) بروم، من راهم را آگاهانه انتخاب کردم و اگر وقتم را شبانه روز در اختیار این انقلاب گذاشتم به این دلیل است که خود را بدهکار انقلاب و اسلام می دانم و انقلاب اسلامی، بر گردن این بنده، حق زیادی داشته که امیدوارم توانسته باشم جزء کوچکی از آن را انجام داده باشم و مورد رضایت خداوند بوده باشم.

 http://www.rajanews.com/detail.asp?id=161387

کد خبر:161387 -


  
  

حزب بظاهر اسلام گرایی عدالت و توسعه به نخست وزیری اردوغان و رئیس جمهوری عبدالله گل ، با فریبکاری و ریا و وانمود کردن گرایشات اسلام گرایانه توانسته است درسه دوره متوالی (12 سال) اکثریت را در ترکیه داشته باشد که طی این مدت حتی ممنوعیت حجاب را برای ورود بانوان محجبه به مدارس و دانشگاهها و مرکز اداری از بین نبرده است و اخیرا پلی را بنام سلطان سلیم که قاتل دهها هزار علوی شیعه است نامگذاری نموده است لذا مردم با دریافت حقایق و اطلاع از فریب افکار عمومی توسط دولت اردغان و حمایت ایشان از اختلافات قومی و نژادی در عراق و سوریه و حمایت سیاسی و تسلیحاتی تکفیری های و تروریست های افراط گرای سوری و خوش خدمتی و همسویی با غرب و اسرائیل اعتراضات خود را نسبت به این وضع اعلام کرده اند لازم به ذکر است که نظامیات و سایر احزاب ترکیه گرایشات بمرتب بالاتر به سکولار ئیسم دارند.

لینک ها ی مرتبط :   http://www.siasatrooz.ir/vdcaa0na.49n6015kk4.html

 http://fararu.com/fa/news/151795/%D9%86%D8%A7%D8%A2%D8

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13920312000360


  
  
پیامهای عمومی ارسال شده