سفارش تبلیغ
صبا
دانش، فراوان است و کردار، اندک . [امام علی علیه السلام]
لوگوی وبلاگ
 

آمار و اطلاعات

بازدید امروز :15
بازدید دیروز :13
کل بازدید :45202
تعداد کل یاداشته ها : 154
97/9/27
11:17 ع

این کتابخانه کوچک که در محل تجمع معترضان به وال استریت توسط خود معترضان ایجاد شده، نشان می دهد که افراد حاضر در این تجمع، دانشجویان، افراد تحصیلکرده و جوانان خلاق هستند

به گزارش «تابناک»، در میان تصاویر جالب از این رویداد مهم، تصویر کتابخانه کوچک ایجاد شده توسط معترضین در محل تجمع آنها خودنمایی می‌کند. در واقع تصمیم معترضان آمریکایی برای حضور طولانی مدت در برابر وال استریت به عنوان نماد اقتصاد کاپیتالیستی آمریکا باعث شده که آنها برای زندگی جدیدی آماده شوند.

پیش از این نیز تصاویری از تهیه مایحتاج عمومی برای معترضان به صورت خودجوش منتشر شده بود.

  
  
گفت و گوی اختصاصی بولتن نیوز با ژورنالیست معروف روسی
پیش از این تصور می کردم که سخنان «امام خامنه ای» تنها جنبه های عرفانی دارد اما در این سخنرانی، همه چیز کاملا دقیق بیان شد و جنبه‌های سیاسی آن بسیار مهم و عمیق بود. به نظر من ایشان تسلط زیادی بر مسائلی چون «تئوری های انقلاب» و موضوعات بین المللی دارند. سخنرانی ایشان نشانگر دقیق احاطه ایشان بر تحولات منطقه و جهان بود. . . .

بولتن نیوز - سرویس سیاسی : از ساعات اول اجلاس بین‌المللی بیداری اسلامی دنبال مصاحبه با او بودم. اما نشد که نشد. شنیده بودم که «الکساندر پروخانف»، روزنامه نگار معروف روسی که یک مسیحی ارتودکس هست چند ماه پیش به ایران آمده بود و با اشخاص و افراد مختلفی از جمله «حسین شریعتمداری» ، دیدار و گفتگو داشت. بعد هم وقتی که برگشته بود به روسیه، مقاله‌ای نوشت و در آن عنوان کرد که «ایران بمب دارد»! سوژه به خودی خود آن قدر جالب بود که تا چند روز برایش وقت بگذارم و بالاخره وقتی که از بازدید از نیروگاه اتمی بوشهر برگشت، او را در لابی هتل استقلال گیر بیاندازم.

مصاحبه با پروخانف، مردی که چندین برابر من دارای سابقه حرفه‌ای روزنامه‌نگاری بود و صمیمی و دوستانه برخورد می‌کرد آن قدر لذت‌بخش بود که بعد از تمام شدن مصاحبه هم تا ساعاتی در لابی هتل نشستیم و چای خوردیم و بحث کردیم. پروخانف از «آزادی و عدالت» گفت و اینکه آزادی مقدم بر عدالت است. من اما جواب دادم حتی آزادی هم برای آزاد بودن نیاز به عدالت دارد و بدون عدالت هیچ چیز حتی آزادی هم ممکن نیست. و اینکه اگر این دو با ابزار و اهرم هایی کنترل و مهار نشوند هم به شدت خطرناک خواهند شد و هم بر ضد خود.

اینها را که شنید سری تکان داد و بعد هم با تواضع خاصی گفت: حرف‌هات زیادی عمیق بود،باید بیشتر فکر کنم...

 *شما چند ماه پیش سفری به ایران داشتید، انگیزه شما از این سفر چه بود؟

من یک نویسنده هستم. در تمام زندگیم سفر کرده‌ام تا حقیقت زندگی را پیدا کنم. من یک وطن پرست پر و پا قرص شوروی بوده و هستم. آن کشوری که من آن را دوست داشتم برای ایجاد یک ایده‌های والا تأسیس شده بود اما دوام نیاورد و فرو پاشیده شد. به نظر من به دلیل آنکه آن عدالتی که می خواست در شوروی به وجود بیاید منشاء زمینی و مادی داشت باعث این مسأله شد. اما در ایران حکومتی به وجود آمده که توانسته است بین زمین و آسمان، و انسان و خدا ارتباط برقرار کرده و هماهنگی جالبی بین این دو ایجاد کند. و این موضوعی است که به وسیله انقلاب اسلامی به وجود آمد. من به ایران آمدم تا در این‌باره بیشتر بدانم و بفهمم.

*به نظر شما دلایل اصلی فروپاشی اتحاد شوروی چه بوده است؟

اتحاد شوروی بر مبنای مسائل و «گرایشات زمینی» و «مادی گرایانه» شکل گرفته بود. به همین دلیل وقتی زمان گذشت به تدریج این اصول و مبانی کهنه شد و نشان داد که قادر به حل مشکلات و مسائل جهان امروز نیست.

*آیا شما نامه امام خمینی به گورباچف را خواندید ؟

بله، من آن موقع نامه امام خمینی به گورباچف را در روزنامه خودم به نام "فردا" چاپ کردم.

*نظر شما در مورد دیدگاه امام خمینی در این نامه چیست؟

من به نظر امام خمینی و توصیه هایی که ارائه دادند، اعتقاد دارم و طرفدار این دیدگاه هستم.

*عدالت در غرب چه منشایی دارد؟ آیا بر مبنای مادی گرایی  و زمینی است، یا بر اساس اصول و مبانی آسمانی، مذهبی والهی؟ وضعیت موجود را چگونه ارزیابی می کنید؟

«سبک زندگی» در غرب مبنای لیبرالی دارد و به همین خاطر بر مبنای مسائل زمینی و سودجویانه استوار شده است. به تبع آن  «عدالت» نیز در غرب منشاء لیبرالی و زمینی دارد و بنابراین به پایان خود رسیده.

*بنابراین پیش بینی می کند که غرب هم فروپاشید شود؟

در حال حاضر، کشورهای غربی دوره فروپاشی را از سر می گذرانند و همین حالا، پیش بینی در مورد آینده غرب این است که مانند شوروی بحران های اقتصادی شدید و جنگ ها و اتفاقات مختلف را از سر خواهد گذراند. معنویت در غرب کاهش یافته و انسان در حال تبدیل شدن به حیوان است. اینها همه به نظرم باعث فروپاشی غرب در آینده خواهد شد.

*آیا دلیل بحران اقتصادی در غرب همان عدالت زمینی آن است؟

جامعه غربی بر مبنای بی عدالتی بنا شده است. کسانی که تمدن غرب را ساختند می خواستند که عدالت و زیبایی را برپا کنند اما به هدف خود نرسیدند. این آرمان های والا به دست افرادی پست و بی ارزش افتاده و باعث نابودی جوامع و انحراف آنها شده است...

*نظریه افرادی مانند جان رالز (John Rawls) در زمینه عدالت را چگونه ارزیابی می کنید؟

با ایده عدالت جان رالز آشنایی زیادی ندارم نیستم اما دوست دارم درباره عدالت بر مبنای قرآن و انجیل صحبت کنم.

*خب برگردیم به ایران، بعد از سفری که به ایران داشتید در مقاله ای نوشتید که «ایران بمب دارد»، منظور شما از این جمله چه بود؟

آمریکا و رژیم های غربی و روسیه در مورد نیروگاه بوشهر ادعاهایی را مطرح کردند که مثلا ایران در بوشهر بمب اتمی می سازد اما به نظر من آمریکا نگران انرژی اتمی ایران نیست بلکه نگران نفوذ ایران در منطقه است که روز به روز در حال زیاد شدن است.

موضوع نفت ایران نیز مهم نیست بلکه آمریکا از تسرّی «مدل حکومت ایران» در کشورهای منطقه و حتی غرب می ترسد. آنها نگران نفوذ ایران و معنویت در غرب و کشورهای منطقه هستند. آمریکا می ترسد که مدل حکومت ایران برای غرب دردسرساز شود وگرنه کشورهای زیادی هم انرژی هسته ای دارند و هم حتی بمب اتم.

در ایران این حکومت و مدل معنویت انقلابی اسلامی است که برای آمریکا خطرساز است نه بمب و انرژی هسته ای و موشک و... . این مدل حکومت و معنویت ایرانی باعث تسلط بر افکار عمومی جهان شده و به نظر من، این بمب هسته ای ایران است نه انرژی هسته ای و...

*مگر این مدل حکومتی چه اهمیت و تفاوتی با سایر مدل های حکومتی دارد؟ چه نیرویی دارد که غرب تا این حد از آن می ترسد؟

این نیروی معنوی به خدا ارتباط دارد و منشا الهی دارد. با این نیرو می توان حتی خورشید را خاموش کرد. با این نیرو است که مردم به معنویت و خوشبختی می رسند و زلزله و طغیان آب و خطرات و انحراف ها به پایان می رسند. با این نیرو، هماهنگی در جهان و تکامل و تعادل و خوشبختی و سعادت بشر و موجودات را شاهد خواهیم بود.

*با این اوضاع آیا پیش بینی می کنید که جهان در آینده به سمت این معنویت برود؟

 

به نظر من در آینده یک جنگ بین عدالت خواهی و بی عدالتی انجام خواهد شد و عدالت از طریق این جنگ معنوی و روحانی راه خود را باز خواهد کرد. آن وقت انقلاب معنوی که در ایران شروع شده به تمام جهان سرایت خواهد کرد و به پیروزی خواهد رسید. من دوباره به ایران آمدم تا این نظرم را ثابت کنم که درست است.

*به نظر شما این جنگ، از نوع جنگ سخت است یا جنگ نرم؟

شکل های مختلفی دارد و از نوع سخت افزاری تا نرم افزاری را شاهد خواهیم بود. همین حالا شاهد چند جنگ هستیم و تعداد آنها در حال افزایش است و می تواند بیشتر هم شود. از جنگ فرهنگی گرفته تا جنگ تجهیزات و سلاح و بمب و... . خاورمیانه منطقه ای است که اختلافات جهانی در آن تمرکز یافته است. یک فرض هایی مطرح است که در آینده، «جنگ جهانی سوم» در این منطقه به وجود خواهد آمد که بین عدالت و بی عدالتی است. همین حالا بین سیاستمداران، ژنرال های نظامی و... مسائلی مطرح است و در حال نقشه کشیدن هستند تا ایران، سوریه، عراق، اسرائیل، ترکیه، چین و... در آن حاضر شوند. به نظر من فقط خداوند می تواند از این جنگ خسارت بار جلوگیری کند. من معتقدم در آینده نزدیک زمان شهیدان فرا خواهد رسید.

*آیا منظور شما از این جنگ همان آرماگدون و یا جنگ آخرالزمان است؟

بله ، فکر می کنم این جنگ همان جنگ آخر الزمان است.

*به نظر شما پیروز نهایی این جنگ کیست؟

شما خودتان چه فکری می کنید؟ خدا یا شیطان؟

خداوند

بی تردید. پیروز نهایی همیشه خداوند است نه شیطان. معلوم است که سرانجام خداوند و عدالت خواهی و معنویت پیروز خواهد شد.

*به نظر شما برگزاری همایش ها و کنفرانس هایی مانند بیداری اسلامی در تهران چه اثری در جهان خواهد داشت؟

کنفرانس بیداری اسلامی که در تهران برگزار شد مشخصات مهمی دارد و برگزاری این همایش و تعیین یک کمیته (دبیرخانه) دائمی برای آن به این معنی است که حادثه بزرگی در سطح جهان اتفاق افتاده است. در ده دوم قرن بیستم در شوروی نمایندگان مختلفی از کشورهای کمونیستی حاضر شدند و یک کمیته بین المللی ساختند و الان من شاهد هستم که یک «کمیته بین الملل اسلامی» در تهران تشکیل شده است. این موضوع اتفاقی نیست و منشا آن انقلاب اسلامی ایران است و یقینا اثرات مختلفی در جهان خواهد داشت.

نظر شما در مورد سخنان و نظرات رهبر انقلاب، آیت الله خامنه ای در همایش بیداری اسلامی چیست؟

من در این همایش تحت تاثیر دو سخنرانی مهم بودم: آیت الله خامنه ای و احمدی نژاد. پیش از این تصور می کردم که سخنان «امام خامنه ای» تنها جنبه های عرفانی دارد اما در این سخنرانی، همه چیز کاملا دقیق بیان شد و جنبه‌های سیاسی آن بسیار مهم و عمیق بود. به نظر من ایشان تسلط زیادی بر مسائلی چون «تئوری های انقلاب» و موضوعات بین المللی دارند. سخنرانی ایشان نشانگر دقیق احاطه ایشان بر تحولات منطقه و جهان بود.

*یعنی معتقدید ایشان مانند یک استراتژیست صحبت می کردند؟

بله دقیقا. ایشان مانند یک استراتژیست بزرگ حرف می زنند. از منظر منطق سیاست ایشان هم مانند کسی چون استالین این توانایی فوق العاده را دارند که مسائل پیچیده و مبهم را بشکافند و به زبان ساده و عامیانه برای مردم بازگو کنند تا همه مردم آن را متوجه شوند.

در مورد سخنرانی رئیس جمهور نیز به نظرم ایشان می بایست آمار و ارقام و عملکرد ارائه دهد و سخنانش حالت پراگماتیک (عملگرایانه) داشته باشد اما به جای این که سخنان رئیس جمهور احمدی نژاد، جنبه های سیاسی و آماری داشته و عملگرایانه باشد، سخنان فلسفی و شاعرانه بر زبان آوردند. البته پیش بینی های سیاسی ایشان نیز بر پایه آیات قرآنی و مبانی اسلامی بود.  

*نظر شما در مورد روابط روسیه و ایران چیست؟

در شوروی و روسیه امروز مدل تفکر سیاستمداران، لیبرالی است و در ایران، دینی. به همین خاطر اثری که از همین مدل ها ناشی می شود باعث می شود روابط و تلقی ایران و روسیه از مسائل بین المللی با هم هماهنگی لازم را نداشته باشد و اختلافاتی ایجاد کند.

*به نظر شما موضع روسیه چه باید باشد؟

موضع روسیه تحت تاثیر مسائل مختلفی است. تحریم هایی که علیه ایران اعمال می شود با موافقت و امضای روسیه هم هست و موافقت شده که مثلا موشک هایی را به ایران ندهند. البته روسیه اگر چه تحت تاثیر آمریکا است اما نظر خود را به طور مستقل دارد و فشار کمتری را به ایران وارد می کند و در موارد بسیاری از ایران و کشورهای منطقه علیه آمریکاحمایت می کند.

بر این اساس، روسیه متفاوت از آمریکا عمل می کند و در جایی همراه با آمریکاست و در جایی همراه با ایران و مخالف نظر آمریکا رای می دهد.

*نظر شما در مورد نیروگاه بوشهر چیست؟ چه حسی از مشاهده این نیروگاه به شما دست داد؟

وقتی به نیروگاه بوشهر نزدیک شدم یاد مسجدی در بین حد فاصل دریا و خشکی افتادم. سقف و مناره نیروگاه،  گنبد و مناره مسجد را به یاد من آورد. من فکر می کنم در مسجدی که این همه انسان جمع می شوند معنویت زیادی وجود دارد و انرِژِی اتمی با معنویت بالایی همراه است.

در دوره جنگ ایران و عراق، تعداد زیادی از مردم ایران برای دفاع از بوشهر و این نیروگاه شهید شدند. این نیروگاه نشانگر عدالت است. به همین خاطر نیروگاه باید در یک جای مقدس ساخته شود. به نظر من ارتباط اسرارآمیزی بین نیروگاه و مسجد وجود دارد. بین نیروگاه و مسجد معنویت جاودانه حاکم است و معنویت به علم و تفکر وابسته است. این نیروگاه را تنها فیزیکدانان ایجاد نکرده اند بلکه «امام خامنه ای» ایجاد کرده که توانسته است «علم و معنویت» را با هم همراه کند.

*سؤال آخر اینکه پیش بینی شما در مورد انقلاب های خاورمیانه چیست؟

این انقلاب ها با موانع بسیاری روبه‌رو خواهد شد اما سرانجام مردم انقلابی پیروز خواهند شد. بعد از پیروزی دیگر نه تنها کشورهای مسلمان که کشورهای غیر مسلمان را هم تحت تاثیر قرار خواهد دهد. زیرا در آسمان تنها یک خداوند وجود دارد و این معنویت و عدالت الهی است که در نهایت پیروز خواهد شد.

گفت و گو از محمد پورغلامی


  
  

یک درصد آمریکایی ها، 40 درصد ثروت این کشور را در اختیار دارند

با ورود اعتراضات وال استریت به سومین هفته خود، و در حالی که این اعتراضات به شهرهای دیگری از جمله بوستون و لس آنجلس نیز گسترش یافته است، معترضان یک شعار جدید را سر می دهند: "ما همان 99 درصدیم". اشاره این شعار به یک جدال اقتصادی است که بین 99 درصد از آمریکایی ها با یک درصد آمریکایی های ثروتمند در جریان است. این یک درصد از آمریکایی ها، کسانی هستند که روز به روز سهم بیشتری از ثروت ملی را برای خود می اندوزند و طبقه متوسط را متضرر می کنند.

ممکن است شگفت زده شوید اگر بدانید که این یک درصد آمریکایی ها چقدر ثروتمند هستند. به این پنج نکته توجه کنید:

1- یک درصد از آمریکایی ها چهل درصد از ثروت ملی را در اختیار دارند. این واقعیتی است که جوزف استیگلیتز برنده جایزه نوبل به آن اشاره می کند.

2- این جماعت یک درصدی، 24 درصد درآمد ملی ایالات متحده را به خانه می برند. این در حالی است که در سال 1976 سهم آنها از درآمد ملی در حدود 9 درصد بود؛ ولی هم اکنون سه برابر شده و بالغ بر یک چهارم از درآمد ملی می شود.

3- یک درصدی ها، نیمی از سهام، اوراق قرضه، و سرمایه جمعی کشور را در اختیار دارند. آنها در حالی بیش از نیمی از سرمایه گذاری را در آمریکا انجام داده اند که 50 درصد از آمریکایی های کم درآمد، تنها پنج دهم درصد از سرمایه گذاری را بر عهده گرفته اند.

4- فقط پنج درصد کل بدهی های شخصی آمریکا مربوط به یک درصدی هاست. در همین حال، 90 درصد آمریکایی ها متعهد 73 درصد بدهی های این کشور هستند.

5- از سال 1920 به بعد، یک درصدی ها درآمد ملی به مراتب بیشتری را داشته اند.

پروفسور الیزابت وارن  می گوید: "در آمریکا هیچ کس با تلاش خودش ثروتمند نشده است. هیچ کس !

http://fa.azadnegar.com/shobeir/news/16703.html


  
  
نصیحت بدهکار 1200 میلیاردی بانکی کشور به ملت ایران 
گفتگوی شماره جدید نشریه پنجره با «محمدرضا زنوزی مطلق»، بدهکار بزرگ سیستم بانکی کشور، و حس و حال طلبکارانه و فریبکاری ایشان و جالب ترین بخش از مصاحبه اش که معتقد است بدون روابط و رانت و تنها از مجری قانونی 1200 میلیارد به بانک بدهکار است .


وی که هم اکنون با سرمایه ای حدود 12000 میلیارد تومان، 30 درصد از سهام بانک گردشگری، 24 درصد از سهام بانک سامان، بخشی از سهام ایران خودوری تبریز و بخشی از سهام شرکت هواپیمایی «آتا» و... را در اختیار دارد و در همین حال حداقل 1200 میلیارد تومان به شبکه بانکی کشور بدهکار است، نکاتی را در این گفتگو طرح کرده که خواندن آن جالب به نظر می رسد:

ـــ نباید کسی را با کسی دیگر مقایسه کرد. من هیچ وجه اشتراکی با امیر منصور خسروی ندارم.

ـــ در مورد پرونده اخیر نباید علیه کشور خوراک تبلیغاتی درست کرد و باید آبروی نظام را با این همه شهید حفظ کرد، چون اگر تخلفی صورت گرفته باشد حتما با آن برخورد خواهد شد.

ـــ من تاکنون از هیچ رانتی برای بهره بردن از تسهیلات استفاده نکرده ام و کاملا بر اساس قوانین موجود کار کرده ام.

ـــ من تنها به فکر کارآفرینی و اشتغال زایی هستم و به این حرف ها کاری ندارم.

ـــ شهرام جزایری و امیر منصور خسروی کار اقتصادی نمی کردند و چون با سیاسیون کار می کردند کارشان به اینجا کشید.

ـــ برخی می گویند پس از رسوایی مالی اخیر، مسئولان بانک مرکزی با من تماس گرفته و گفته اند بدهی هایم را صاف کنم اما به خدا قسم چنین تماسی گرفته نشده و چنین بحث هایی نبوده است.

ـــ از رسانه ها می خواهم واقعیات را بگویند.

و اما چند نکته با توجه به آنچه زنوزی در این گفتگو بر زبان رانده است:

* اتفاقا چون تاکنون این قیاس ها نبوده، هیچ یک از اتفاقات قبلی مایه عبرت نشده و دوباره همان اتفاقات، بلکه با ابعادی وسیع تر رخ داده است.

* خوراک تبلیغاتی سوء علیه نظام را معمولا مفسدین مرتبط با سیستم تأمین می کنند و رسانه ها ـ البته نه آن دست رسانه هایی که خریده می شوند! ـ اتفاقا موظفند در چارچوب اخلاق و انصاف، افکار عمومی و بلکه مسئولین نظارتی را از عمق فاجعه آگاه سازند.

* در اینکه بسیاری از مفاسد از کانال همین قوانین موجود رخ می دهد شکی نیست، اما نکته اینجاست که چرا همین قوانین موجود در رابطه با همه یکسان اجرا نمی شود. ضمنا بد نیست با این شرایط «رانت» را یکبار دیگر معنا کنیم چون ظاهرا آقایان معنای دیگری از آن برداشت می کنند.

* کارآفرینی و اشتغال زایی اتفاقا حلقه مفقوده امروز اقتصاد کشور است اما باید توجه داشت که نانی که با شغل حاصل از رانتخواری و تخلف از قانون بخواهد بر سفره مردم برود، دقیقا مصداق بارز «بار کج به منزل نمی رسد» است.

* اتفاقا ایراد اصلی شما هم بالا رفتن از نردبان سیاسیون است ـ اسناد آن در وقت مقتضی منتشر خواهد شد ـ و به احتمال زیاد کار شما هم به همین جا خواهد کشید.

* شاید تنها نکته صادقانه در این گفتگو همین تماس نگرفتن از سوی بانک مرکزی باشد، چه، اولا شکی نیست که بانک مرکزی با مدیریت فعلی قطعا فکرش به اینجا قد نمی دهد که یقه بزرگترین بدهکار سیستم بانکی کشور را بگیرد و حق مردم را از او مطالبه کند، ثانیا به صراحت بر بدهکار بودن خود صحه می گذارید ولی از پرداخت آن به راحتی طفره می روید، که امیدواریم حداقل دستگاه های نظارتی حواسشان به این مسئله باشد.

* و نکته آخر اینکه اتفاقا سعی رسانه های دلسوز این است که واقعیات را بگویند البته اگر این هوای گرگ و میش اجازه دهد!

 برگرفته از : تابناک

  
  

اولین روز دبستان بازگرد
کودکی ها شاد وخندان بازگرد

بازگرد ای خاطرات کودکی
برسوار اسبهای چوبکی

خاطرات کودکی زیباترند
یادگاران کهن ماناترند

درسهای سال اول ساده بود
آب را بابا به سارا داده بود

درس پند آموز روباه وخروس
روبه مکارو دزد وچاپلوس

روز مهمانی کوکب خانم است
سفره پر از بوی نان گندم است

کاکلی گنجشککی باهوش بود
فیل نادانی برایش موش بود

باوجود سوزو سرمای شدید
ریز علی پیراهن از تن می درید

تا درون نیمکت جا می شدیم
ما پر از تصمیم کبری می شدیم

پاک کن هایی ز پاکی داشتیم
یک تراش سرخ لاکی داشتیم

کیفمان چفتی به رنگ زرد داشت
دوشمان از حلقه هایش درد داشت

گرمی دستانمان از آه بود
برگ دفتر ها به رنگ کاه بود

همکلاسی های درد ورنج وکار
بچه های جامه های وصله دار

بچه های دکه سیگار سرد
کودکان کوچک اما مرد مرد

کاش هرگز زنگ تفریحی نبود
جمع بودن بود وتفریقی نبود

کاش میشد باز کوچک می شدیم
لااقل یک روز کودک می شدیم

یاد ان آموزگار ساده پوش
یاد آن گچها که بودش روی دوش

ای دبستانی ترین احساس من
بازگرد این مشقها را خط بزن

درسهای سال اول ساده بود
آب را بابا به سارا داده بود

درس پند اموز روباه وخروس
روبه مکارو دزد وچاپلوس

روز مهمانی کوکب خانم است
سفره پر از بوی نان گندم است

کاکلی گنجشککی باهوش بود
فیل نادانی برایش موش بود

باوجود سوزو سرمای شدید
ریز علی پیراهن از تن می درید

تا درون نیمکت جا می شدیم
ما پر از تصمیم کبری می شدیم

پاک کن هایی ز پاکی داشتیم
یک تراش سرخ لاکی داشتیم

کیفمان چفتی به رنگ زرد داشت
دوشمان از حلقه هایش درد داشت

گرمی دستانمان از آه بود
برگ دفتر ها به رنگ کاه بود

همکلاسی های درد ورنج وکار
بچه های جامه های وصله دار

بچه های دکه سیگار سرد
کودکان کوچک اما مرد مرد

کاش هرگز زنگ تفریحی نبود
جمع بودن بود وتفریقی نبود

کاش میشد باز کوچک می شدیم
لااقل یک روز کودک می شدیم

یاد ان آموزگار ساده پوش
یاد آن گچها که بودش روی دوش

ای دبستانی ترین احساس من
بازگرد این مشقها را خط بزن


  
  

علی (ع ) میل به جگر پخته پیدا کرد که با نان نرم بخورد. تا یک سال ترتیب اثر به میلش نداد، پس از یک سال به فرزندش امام حسن (ع ) تذکر داد، امام حسن (ع ) رفت ، جگری تهیه کرد و آن را پخت . علی (ع ) آن روز روزه بود، هنگام افطار، وقتی خواست از آن جگر بخورد، آن را نزدیک خود آورد. در همین هنگام فقیری در خانه را زد، علی (ع ) همه جگر را به امام حسن (ع ) داد و فرمود:((پسرم !این جگر را به آن فقیر بده ، مبادا در روز قیامت در نامه اعمال ما (این آیه را) بخوانی :

((اذ هبتم طیباتکم فی حیاتکم الدنیا و استمتعتم بها))؛ ((شما در زندگی دنیا، خوشی های خود را بردید و از آن ها بهره مند شدید و امروز شما را عذاب خواری دهند.))



----------------------------------
منبع : کتاب « علی علیه السلام و محرومان » نوشته عباس عزیزی


90/7/22::: 1:52 ص
نظر()
  
  

درحالی که تلاش نظام سلطه و غرب جهت تغییر باور ها و نگرش ملت های جهان سوم به این باور که شما هیچ و بوچ و غرب به سرکردگی امریکا دروازه تمدن و پیشرفت و کمال و مردم این کشور غرق در ناز و نعمت و قدرت و ثروت هستند این مردم امریکا چه می گویند ؟ !!!

،99 درصدی‌ها به کسانی گفته می‌شود که به دلیل مشکلات اقتصادی که دولت برایشان درست کرده، در تأمین نیازهای زندگی خود ناتوانند و بر این باورند که 99 درصد مردم آمریکا چنین وضعی دارند و یا در آینده نزدیک با آن روبه‌رو خواهند شد و این تنها 1 درصد از جمعیت هستند که با دزدی از اموال و حقوق مردم، به ثروت و قدرت رسیده‌اند.

در حالی که تظاهرات جوانان معترض به سیاست‌های اقتصادی دولت آمریکا از «وال استریت» نیویورک به دیگر ایالت‌های آمریکا تسری پیدا کرده و پلیس تنها طی دیروز، نزدیک 700 جوان معترض را دستگیر کرده، جنبش دیگری در اینترنت به نام «ما 99 درصد هستیم» آغاز شده است.

به گزارش «تابناک»،99 درصدی‌ها به کسانی گفته می‌شود که به دلیل مشکلات اقتصادی که دولت برایشان درست کرده، در تأمین نیازهای زندگی خود ناتوانند و بر این باورند که 99 درصد مردم آمریکا چنین وضعی دارند و یا در آینده نزدیک با آن روبه‌رو خواهند شد و این تنها 1 درصد از جمعیت هستند که با دزدی از اموال و حقوق مردم، به ثروت و قدرت رسیده‌اند.

وبلاگ wearethe99percent.tumblr.com درباره همین موضوع، از مردم آمریکا خواسته است با ارایه شرح حال خود، دلایل حضور در تظاهرات روزهای جاری را عنوان کنند که تاکنون، 300 نفر با دست خط خود، مشکلات جدی زندگی‌شان را نوشته و تصویر آن را روی این وبلاگ گذار‌ده‌اند که بخشی از این نوشته‌ها و تصاویر به شرح زیر می‌آید.

http://weknowmemes.com/2011/10/i-am-the-99-percent


  

چشم چرانی هوس حسرت خوشگل دختر جنس مخالف حشر

چه اشکالی دارد که انسان به چهره جنس مخالف، نگاه کند و لذت ببرد؟
جواب: دیدن هر چیز به ظاهر زیبا برای ما خوشایند و سودمند نیست مثلا نگاه مستقیم به خورشید با آن همه روشنایی و زیبایی نه تنها سودی ندارد بلکه باعث کوری یا ضعف بینایی می شود.

نگاه به حسن جمال جنس مخالف هم ضررهایی دارد که به طور خلاصه اشاره می کنم:
می بینی، می خواهی، به وصالش نمی رسی، دچار افسردگی می شوی...


می بینی، شیفته می شوی، عیب ها را نمی بینی، ازدواج میکنی، چشم چرانی هوس حسرت خوشگل دختر جنس مخالف حشرطلاق می دهی.

می بینی، دلباخته می شوی، به وصالش نمی رسی، خودکشی می کنی.

می بینی، باهمسرت مقایسه می کنی، ناراحت می شوی، بداخلاقی می کنی.

می بینی، لذت می بری، به این لذت عادت می کنی، چشم چران می شوی، درنظر دیگران خوار می گردی.

می بینی، لذت می بری، حب خدا در دلت کم می شود، ایمانت ضعیف می شود.

می بینی، عاشق می شوی، از راه حلال نمی رسی، دچار گناه می شوی.

می بینی، دائم به او فکر می کنی، از یاد خدا غافل می شوی، از عبادت لذت نمی بری.

و ده ها ضرر دیگر که با تعقل، به آنها پی خواهیم برد.

وچون خداوند که سازنده و خالق جسم و روح ماست می داند که چه چیزهایی برای جسم و روح ما سود دارد و چه چیزهایی مضر است، به همین دلیل، انسانها را در این مورد، محدود کرده است و درسوره نور، آیه 30و31 می فرماید: ای پیامبر به مردان و زنان مومن بگو تا چشم ها را از نگاه بد بپوشند و فروج و اندامشان را از کار زشت محفوظ دارند و زنان زینت و آرایش خود را برای نامحرم آشکار نسازند و باید که سینه و دوش خود را با مقنعه بپوشانند مگر برای محرمان خود.

روایات، نگاه به نامحرم را به "تیر شیطان"، تشبیه کرده که به روح انسان اصابت می کند و سزای چشم چران در آخرت،چشمانی پر از آتش خواهد بود.

و برای زنانی که زینت و زیبایی های خود را به نمایش می گذارند، عذابی مضاعف ذکر شده است؛ عذابی برای گناه بد حجابی و عذابی برای به گناه انداختن دیگران.

منبع : http://kda.persianblog.ir/post/258/


  
  

سید شهیدان اهل قلم با یادگاری‌های خود، از روایت فتح تا دست نوشته‌هایش، خط اصیل انقلاب فرهنگی را پیش روی ما گذاشته است؛ خطی که از آغازین روزهای پیروزی انقلاب اسلامی، برخی به دنبال منحرف کردن آن بودند و هم اکنون نیز آن را پیگیری می‌کنند.

به مناسبت 20 فروردین، سالروز شهادت سیدرتضی آوینی، نامه اعتراضی او در سال 70 خطاب به وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی وقت یعنی سیدمحمد خاتمی را بازخوانی می‌کنیم تا مشخص شود چه کسانی تلاش داشتند تا بعد از رحلت امام (ره) زمینه را برای انحراف فرهنگی انقلاب فراهم کنند.

در نامه آقا مرتضی آمده است:

«وزیر فرهنگ و ارشاد در نشستی که به دعوت انجمن اسلامی دانشگاه تهران انجام گرفته بود سخنانی ایراد کرد که سخت قابل تأمل است.*

قبل از هر چیز آنچه که تحسین ما را برانگیخت صراحت لهجه و صداقتی بود که در گفتار ایشان وجود داشت. در روزگارانی که همه به مصلحت اندیشی و حزم و احتیاط و ملاحظه کاری گراییده‌اند، این صراحت بسیار پربُهاست و به اعتقاد ما، اگر دیگران نیز بتوانند با پرهیز از ریا و عُجب و دورویی و سیاست بازی، با همین صراحت نظرات خود را ابراز دارند، فضایی سالم برای تضارب آرا و دستیابی به حق ایجاد خواهد شد. تصورات ما از یکدیگر هنگامی درست است که ما دور از حیله بازی و نقاب سازی منویات خود را بیان کنیم و مصلحت اندیشی‌های ریاکارانه ما را از ابراز اعتقادات خویش منع نکند.

وزیرارشاد اسلامی در این سخنان آن همه صداقت دارد که در جایی می‌گوید: «ما معتقد نیستیم که هر چه در جمهوری اسلامی می‌شود خوب است. گاهی اشتباه می‌کنیم. اول فکر می‌کنیم خوب است، بعد می‌بینیم بد است و با آن برخورد می‌کنیم.»

... واین صداقت شرط پذیرش حق است. مناظره و مباحثه فکری هنگامی به حق خواهد رسید که طرفین برای خود امکان اشتباه قائل شوند و خود راحقّ مطلق نینگارند. مقدماتی که وزیر محترم ارشاد برای سخنان خویش چیده است نیز بسیار داهیانه و تحسین برانگیز است و ما به خود اجازه می‌دهیم که بر قسمت‌هایی از سخنان ایشان تأکید ورزیم و در حاشیه آن‌ها به بحث بپردازیم. ایشان در‌‌ همان آغاز در جهت «شناخت عالمانه واقعیت‌ها» می‌گوید: «انقلاب ما با آنچه در دنیا می‌گذرد در بنیاد فکری و اهداف در تضاد است و اصولاً هر انقلابی با وضع موجود به مخالفت بر می‌خیزد.»

و اما در عـین حال، ایشان از غـــرب و یا به قول ایشان «جهان رقیب ما» غفلت نکرده‌اند و گفته‌اند:
«ما نباید از یاد ببریم که جهان رقیب ما از یک نظام نظری و سیاسی جا افتاده و پرسابقه برخوردار است. دنیای امروز – غرب فکری – دارای اندیشه است، قرن هاست که شکل گرفته است، مبانی آن فرموله شده است، از جهات مختلف توسط صد‌ها دانشمند بیان شده است، تجربیات مختلفی را پشت سر گذاشته است، خود را با واقعیت محک زده است و اصلاح کرده است و نحله‌های فکری مختلف سمبل آن است. مسئله مهم این است که این نظام ارزشی، فکری و سیاسی با تمایلات اولیه بشر سازگار است؛ خود به خود طبع اولیه مدافع و خواستار این نظام است. مبانی نظام امروز بر آزادی است؛ بخصوص با شکست تفکر سوسیالیستی این آزادی بیشتر مورد خواست است. آزادی از دیدگاه آن‌ها یعنی رهایی از همه موانع برای انجام دادن هر آنچه که انسان تمایل به آن دارد و حدود این آزادی، آزادی دیگران است.»

تمایلات پیش پا افتاده در غرب پاسخ داده می‌شوند

سازگاری نظام فکری، سیاسی و ارزشی غرب با تمایلات اولیه بشر حقیقی است که هرگز نباید مورد غفلت قرار گیرد و‌‌ همان طور که حجت الاسلام خاتمی فرموده‌اند، طبع اولیه بشر خود به خود خواستار این نظام است. به اعتقاد ما لفظ «بدویت» بیشتر مناسب این مقام است، تا آنجا که امروزه صورت مصطلح یافته. انسان هر چه بیشتر از بدویت به سوی تعالی روحانی که غایت خلقت اوست پیش رود، از تمایلات طبع اولیه خویش بیشتر فاصله خواهد گرفت و بنابراین، این «آزادی» به آن صورتی که در دنیای امروز تفسیر می‌شود هرگز مطلوب انسان مؤمن متعالی نیست. این آزادی، که در ادامه این گفتار وزیر ارشاد آن رامعنا کرده است، مطلوب انسان‌های بدوی است و بدویت به این معنا در مقابل تمدن قرار ندارد. بشر امروز بدویت را مثابه متضادی برای مفهوم تمدن می‌شناسد و لذا از این سخنان سخت در حیرت فرو خواهد شد. و اما بدویت – آن سان که مورد نظر ماست – نه در متضادّ تمدن بلکه متضاد تعالی روحانی است. تعالی روحانی غایت دین و وحی است و بنابراین، تمدن غرب از آن لحاظ که بشر را ازدین و دینداری دور کرده، او را بیش از پیش به سوی بدویت و جهالت ادوار جاهلیت رانده است.

اما این روزگار، از سویی دیگر، روزگار استحاله ظاهر و باطن تمدن‌های متفاوت باستانی در باطن تمدن غرب است. در همه جای کره زمین حیات افراد بشر صورت واحدی دارد و ارتباطات بین المللی، خواه نا‌خواه، تفکر غرب را از طریق یک شبکه واحد در سراسر دنیا پراکنده است. تفکر غرب و ارزش‌های آن برای مردم سراسر کره زمین به صورت امر متعارفی در آمده است و اصلاً فرصت و قدرت آنکه خود را از سیطره این امر متعارف خارج کنند و آن را مورد ارزیابی قرار دهند ندارند. در داخل کشور ما نیز بسیارند کسانی که مسیطَر این امر متعارف هستند و از‌‌ همان نظر گاهی که عرف جامعه غربی و غرب زده است، به ما و اعمال و سیاست‌های ما می‌نگرند؛ و متأسفانه نشریات و رسانه‌های ما بیشتر در دست اینهاست.

چه باید کرد؟ مسلّماً در شرایطی اینچنین که همه سیاست‌های نظام اسلامی با عرف بدویت و جاهلیت جامعه غرب سنجیده می‌شود هرگز نمی‌توان غایات الهی اسلام و صورت مطلوب آن را یکباره، بدون در نظر داشتن خواست همه اقشار جامعه، بر آن حاکمیت بخشید. این‌‌ همان علتی است که در آغاز پیروزی انقلاب، آنان را که امیال خود را منافی با دین و دینداری می‌یافتند از کشور تاراند. نکته‌ای که آقای خاتمی ما را به آن تذکر داده‌اند این است که این امیال در نظام ارزشی تفکر غرب، که اکنون بر سراسر دنیا سیطره یافته، چیزی خلاف عرف نیست.

روایتی از آزادی در جوامع غربی

در غرب نوشیدن مایع تندی که عقل را زائل می‌کند و اختیار را از کف انسان باز می‌گیرد عملی خلاف عرف نیست؛ قمار، زنا، همجنس بازی، جلوه فروشی، عُجب، کبر، تسلیم در برابر عادات، بندگی غیر، بندگی نفس... و حتی خود کشی امری خلاف عرف نیست. آن‌ها حتی وسایلی ساخته‌اند که با آن می‌توان در کمال سهولت و در عین احساس لذت از شرّ زندگی خلاص شد! در آنجا – و به تبع آن در جوامع غرب زده – نوشتن و خواندن کتاب‌هایی که در آن انواع و اقسام این امور متعارف (!) انجام می‌شود مجاز و حتی ممدوح است، و اصلاً بشر دغدغه‌ای جز این ندارد که اوقات فراغت خود را مستغرَق در لذات گوناگون سپری کند و در ساعات کار نیز فقط برای تأمین حوایج اوقات فراغت خویش مثل سگ جان بکند. در آنجا این پارادوکس که به نظر ما ابلهانه می‌آید امری کاملاً متعارف است. در غرب – و به تبع آن در جوامع غرب زده – ساختن فیلم‌هایی که در آن خلاف عرف عمل نمی‌شود کاملاً مجاز است، یعنی مثلاً یک زن شوهردار به مردی دیگر دل می‌بازد و این کار سه نوبت تکرار می‌شود و حتی در نوبت سوم نیز به کامیابی نمی‌انجامد.

آقای خاتمی گفته است: «آزادی از دیدگاه آنان یعنی رهایی از همه موانع برای انجام دادن هر آنچه که انسان – طبع اولیه انسان – تمایل به آن دارد و حدود این آزادی، آزادی دیگران است.» و در برابر این مفهوم آزادی، تصویری از دشواری حیات دینی ترسیم می‌کند و می‌گوید: «نظامی که ما عرضه می‌کنیم از طریق جهاد و ریاضت کسب می‌شود. کسب تقوا کار بسیار مشکلی است. هدف زندگی غربی‌ها رفاه مادی و رسیدن به آزادی است. همچنین دشمن ما نسبت به مبانی فکری خود غیرتمند است و هر کس این مبانی را نپذیرد با او به ستیز بر می‌خیزد، از امکانات غول آسای تکنولوژی یا ظرفیت تکنیک‌ها در جهت القای افکار خود سود می‌جوید. این در شرایطی است که مثل گذشته در دنیا مرز وجود ندارد و هیچ قدرتی نمی‌تواند بین ذهن افراد و واقعیت فاصله ایجاد کند.»

پیش از آنکه به ادامه بحث بپردازم باید بگویم که حتی اگر ما به اندازه غربی‌ها هم نسبت به مبانی فکری خود غیرتمند بودیم، اگر چه شرایط امروز ما به مراتب بهتر از این می‌بود که اکنون هست، اما باز هم طرح این بحث‌ها ضرور می‌نمود چرا که ما تا جواب این سؤال‌ها را پیدا نکنیم و با یکدیگر به اتفاق نظر نرسیم، هرگز نخواهیم توانست شیوه مقابله درستی برای مبارزه با غرب بیابیم.

خاتمی راست می‌گوید

گفتار وزیر محترم ارشاد کاملاً درست است؛ در این جهان بی‌مرز هیچ قدرتی نمی‌تواند بین ذهن افراد و واقعیت فاصله ایجاد کند. اما مگر ما فقط از همین طریق است که می‌توانیم به غایات دینی خویش دست یابیم؟ برای آنکه مردم به دینداری رو کنند حتماً باید در ذهن خویش از واقعیت فاصله بگیرند؟ این واقعیت خلاف فطرت بشر است و اگر ما حجاب‌ها را یک سو نهیم، خواهیم دید که دعوت مردم به دینداری دعوتی است همسو با جذبه? فطرت... اگر چه طبع بدوی بشر از آن اِعراض دارد. گویا وزیر محترم ارشاد اصل را براین قرار داده‌اند که اسلام فقط با دور کردن مردم از این واقعیت – یعنی عرف حیات غربی و غرب زده – محقق می‌شود و حال که نمی‌توان از این واقعیت فاصله گرفت، پس ما اعتراض و انتقاد را هم کنار بگذاریم و‌‌ همان طور که در برابر نشان دادن کُشتی و بکس و... تسلیم شدیم، همه آنچه را که دشمن می‌خواهد بر ما تحمیل کند بپذیریم.

در اینجا حداقل سه اشتباه روی داده است که من خود را ناچار از ذکر آن‌ها می‌بینم، هر چند این احتمال نیز وجود دارد که مراد وزیر محترم ارشاد‌‌ همان مطلبی نبوده است که بنده از سخنان ایشان ادارک کرده‌ام:

- حیات دینی کاملاً منطبق بر فطرت بشر است و ما هرگز نباید به این توّهم دچار شویم که تفکر ما در برابر تفکر متعارف غربی از جاذبیت کم تری برخوردار است. البته‌‌ همان طور که عرض کردم طبع اولیه بشر به عالم حس نزدیک‌تر است و بنابراین، به متعلّقات حواس ظاهری خویش بیشتر تمایل دارد. با این حال، جاذبیت حیات معنوی اگر چه وسعت کم تری دارد، اما از عمق و ماندگاری بیش تری برخوردار است.

- دوستان ما در یک امر دیگر نیز دچار اشتباه شده‌اند و آن این است که عرف خاص و عام را با یکدیگر خلط کرده‌اند و این جماعت معدود و محدود اهل هیاهو را بدل از «مردم» گرفته‌اند. این‌‌ همان اشتباهی است که به نحوی دیگر دوستان ما در تلویزیون نیز به آن گرفتار آمده‌اند. «عرف خاصّ» جامعه ما‌‌ همان است که حیات خویش را در ارتباط با غرب یافته و اصلاً تصور دیگری از زندگی، تاریخ، جامعه و یا انسان ندارد. روشنفکران به این عرف خاص تعلق دارند و البته باید اذعان داشت که نشریات کشور ما و رسانه‌های دیگر بیشتر در اختیار اینان است، چرا که تجربه تاریخی تشکل و تحزب، ژورنالیسم و غیره را از سر گذرانده‌اند و اکنون از ذخایر این تجربیات بهره می‌برند.

اما تجربیات این یک دهه بعد از پیروزی انقلاب نشان داده است که این عرف خاص جز کفی بر رودخانه بیش نیست و تحولات تاریخی جامعه ما از جای دیگری رهبری می‌شود که مدخلیت روشنفکران در جریان آن، جز در برهه کوتاهی از مشروطیت، واقعیت نیافته است.

عرف جامعه ما از اسلام سرچشمه گرفته است

عرف روشنفکری «عرف عامّ» جامعه ما نیست. عرف عامّ جامعه ما منشأ گرفته از شریعت اسلام است و از غرب جز تأثراتی ظاهری نمی‌پذیرد و بنابراین، حتی بعد از پنجاه سال حکومت پهلوی، مردم باز هم قدرت یافتند که انقلاب اسلامی را به ثمر برسانند. هنوز هم چیزی تغییر نکرده است. امکان حضور مردم در تحولات این دهه دوم بعد از پیروزی انقلاب کمتر شده و اگر چه این معضلی بسیار بزرگ است، اما حضور بالقوه مردم هنوز هم در هر موقعیت دیگری که فطرت الناس در رابطه با ولایت تشخیص دهد می‌تواند به فعلیت برسد. عرف عام همچون رودخانه‌ای در عمق جریان دارد، اما عرف خاص کفی است که می‌جوشد و سطح و ظاهر را پوشانده است و اجازه نمی‌دهد که باطن آن یعنی رودخانه را ببینیم. هیاهو‌ها نباید ما را به اشتباه بیندازد که هر چه هست و هر که هست هم اینانند که در هفته نامه‌ها و ماهنامه‌ها و فصلنامه‌ها قلم می‌زنند.

- اشتباه دیگر دوستان ما که ریشه در مرعوبیت آن‌ها در برابر غرب دارد آن است که آن‌ها افق حرکت انقلاب و شرایط آماده جهانی را در این عصر احیای معنویت و اضمحلال غرب نمی‌بینند و بالتَبع هرگز برای وصول به این غایت تلاش نمی‌کنند. دگراندیشان و روشنفکران سکولار باید آزاد باشند، اما رشد و بالندگی نسل انقلاب نیز مواظبت می‌خواهد. دولت جمهوری اسلامی حقیقتاً به شعار آزادی مطبوعات، نویسندگان و هنرمندان پایبندی اعتقادی دارد، اما دوستان خویش را از یاد برده است و اکنون مجموع سیاست‌های نظام اسلامی کار را به آنجا کشانده که نسل انقلاب در هنر و ادبیات احساس عدم امنیت و بیهودگی می‌کند.

دوستان ما توجه ندارند که واقعیت متعارف در جهت وصول به غایات ما دچار تحولاتی بنیادین شده است و اکنون تاریخ کره زمین آمادگی پذیرش یک انقلاب جهانی را دارد. رادیوهای خارجی، ویدئو و حتی ماهواره نباید ما را بترسانند. مبارزه از این پس سخت‌تر خواهد شد و به جای فرار از آن – و یا فرار دادن مردم از آن – و پناه آوردن به شعار قلابی «نسل سوم» (1) در برابر نسل مضمحل دوم، که هر دو و بلکه هر سه مرعوب غرب و مُنهمِک (2) در آن هستند، باید روی به مبارزه آورد، با این اطمینان قلبی که ما مبشّر‌‌ همان تفکر نجات بخشی هستیم که جهان امروز به آن نیازمند است و در انتظار آن بوده. نسل سوم هنر و ادبیات غرب زده با نسل دوم آن نه در تفکر و نه در قوالب تفاوت چندانی ندارد و آنچه که باید منظر امید انقلاب اسلامی را پُر کند نسلی است انقلابی و شریعتمدار که روی به هنر و ادبیات آورده است.

و البته ما نیز به این مشکل بزرگ توجه داریم که اسلام قرن‌ها از صحنه حیات اجتماعی مردم دور بوده است و اکنون تا جواب‌های مناسبی برای تدبیر و تقدیر مناسبات و معاملات امروز بیابد، سال‌ها طول خواهد کشید. وزیر ارشاد نیز نوشته است: «مشکل دیگر ما این است که اسلام قرن‌ها از صحنه زندگی دور بوده است. ما در امور متعالی مثل عرفان و حکمت در اوج تعالی هستیم ولی در آن مواردی که به نظم اجتماعی و روابط بین انسان‌ها برمی گردد، دچار خلأ هستیم. این خلأ، خلأ تئوریک است. اسلام اصیل همواره به عنوان مبارز حضور داشته و خواهان تغییر شرایط بوده ولی در زمینه موارد اثباتی کار زیادی انجام نشده است. در این موارد با فقه سرو کار داریم. فقه نظم عملی رفتار فردی و جمعی را مشخص می‌کند. فقه مصطلح ما در این زمینه‌ها دچار نقص است. فقه ما باید تحول پیدا کند تا با نیازهای ما متناسب شود...»

و البته‌‌ همان طور که وزیر محترم ارشاد در جملات بعد گفته است، حضرت امام خمینی (س) نیز به این نقص در فقه مصطلح اذعان داشتند و خود در تمام زندگی در جهت جبران آن تلاش کردند. و بعد افزوده است: «هر کس که این مشکلات را نادیده بگیرد و مشکل دیگر را اصل کند جامعه را از حل مشکلات باز می‌دارد.»

فقه و روشنفکران

باید توجه داشت اشکالی که بر فقه مصطلح وارد است هرگز‌‌ همان اشکالی نیست که بعضی از روشنفکران بر آن نأکید می‌ورزند. اشکال فقه یک نقص ذاتی نیست و هر کس چنین بیندیشد اسلام را از توان تشکیل حکومت تهی می‌کند و تلاش‌هایش همه در جهت جدایی دین از سایر شئون و حیثیات وجود بشر قرار می‌گیرد. این اشکال از آنجا منشأ گرفته که اسلام هرگز در قرون جدید تجربه حاکمیت سیاسی نداشته و اکنون که این ضرورت به طور کامل چهره نموده است، لاجرم از یک سو ابواب جدیدی برای جوابگویی به این مسائل مستحدثه در فقه گشوده خواهد شد و از سوی دیگر، تفکری که در آفتاب و سایه دین پرورش یافته است به مقابله با تفکراتی روی خواهد آورد که با اصل دین مخالفت می‌ورزند.

نباید توقع داشت که مقابله با همه موانع و مشکلات – و مثلاً مقابله با نحله‌های فلسفی معارض با دین – به دست فقه مصطلح و یا فق‌ها انجام شود. نطفه علم کلام در یک چنین مقابله‌ای تاریخی بسته شده است، و اگر در نسبت فقه – به معنای مصطلح – با علم کلام بیندیشیم، خواهیم دید که معنای فقه و فقیه از معنای مصطلح خویش وسعت بیش تری خواهد یافت و به معنای تحت اللفظی فقه (3) نزدیک‌تر خواهد شد. فقه در این معنای وسیع‌تر، علم کلام و حتی همین علم کلام جدید را که حضرت آیت ا... مطهری (ره) بنیانگذار آن هستند در بر خواهد گرفت. ساده انگاری است اگر بخواهیم معرضه فکری این شیخ شهید را با نحله‌های فلسفی غرب در دفاع از ساحت دین و دینداری، از آن لحاظ که خارج از حوزه مفهومی فقه مصطلح قرار دارد، بی‌ارتباط با این بحث بدانیم. اسلام پاسخگوی تمام مسائل بشر است و میان امروز و دیروز در این معنا تفاوتی حاصل نمی‌آید. همواره در حوزه عرف خاص، این پاسخگویی با تفقه در دین – به معنای وسیع کلمه که علم کلام و بخشی از تاریخ فلسفه دوره اسلامی را نیز شامل می‌شود – می‌سور و محقق گشته است و در حوزه عرف عام با تفقه به معنای مصطلح. ما که اسلام را پاسخگوی همه مسائل بشر می‌دانیم مقصودمان آن نیست که پاسخگویی فقط از طریق فقه مصطلح انجام می‌گردد. حکمت احکام فقهی نیز نه آنچنان است که حتماً از طریق فقه مصطلح قابل استنباط باشد. حکمت معنایی اعمّ از فلسفه دارد و می‌تواند محصول تفکر عقلی باشد، وقتی در نسبت با حضور دینی تحقق یابد. عقل می‌تواند در اتقطاع از وحی و در خدمت اهوای بشر و یا در نسبت با وحی، صورت‌های مختلفی از تحقق و تعین پیدا کند. عقل نظری و عقل عملی نیز دو وجه مختلف از امر واحد هستند و عقل یک بار در مقام نظر و بار دیگر در مقام عمل تحقق می‌یابد؛ و عمل صورتی متنزل از نظر است.

بنابراین، خلاف آنچه وزیر محترم ارشاد فرموده‌اند، خلأ مبتلابهِ مادر نظم اجتماعی و روابط بین انسان‌ها، خلأ تئوریک نیست. اسلام در مقام نظر هیچ نقصی ندارد و نقص – هر چه هست – از آنجاست که تمدن امروز محصول فلسفه‌ای منقطع از وحی است. از یک سو تمدن غرب محصول تفکری عقلی است که در ذیل فلسفه یونان تحقق یافته است و از سوی دیگر، از لحاظ تاریخی این نخستین بار است که مواجهه‌ای نظری و عملی میان تفکر دینی ما و تمدن فلسفی غرب روی می‌دهد و تا این مواجهه اتفاق نمی‌افتاد، حکمت نظری دین امکان نمی‌یافت که در صورتی عملی تنزل یابد و پاسخگوی مسائل روز باشد.
کسانی که کتاب «بررسی اجمالی مبانی اقتصاد اسلامی» را از متفکر شهید، استاد مطهری (ره) دیده‌اند می‌توانند در آن مصداق روشنی برای این امر بیابند که چگونه حکمت نظری دین می‌تواند به معنای تحت اللفظی تفقه نزدیک شود. فی المثل، استاد شهید در این کتاب، سرمایه داری ماشینی را به مثابه موضوعی جدید در فقاهت و اجتهاد دیده‌اند و نوشته‌اند: «صرف توسعه و تغییر کمّی ماهیّت شیء را عوض نمی‌کند مادام که منجّر به تغییر کیفی نشود. به عقیده ما مشخّصه اصلی سرمایه داری که آن را موضوع جدیدی از لحاظ فقه و اجتهاد قرار می‌دهد دخالت ماشین است، ماشینیزم صرفاً توسعه آلت و ابزار تولید نیست، که انسان ابزار بهتری برای کاری که باید بکند پیدا کرده است، بلکه تکنیک و صنعت جدید علاوه بر بهتر کردن ابزار‌ها، ماشین را جانشین انسان کرده است، ماشین مظهر فکر و اراده و نیروی انسان بما هُوَ انسان است... ماشین جانشین انسان است نه آلت و ابزار انسان، یک انسان مصنوعی است.» (4)

تحجر و تجدد؛ دو پرتگاه جهنمی

صاحب نظران می‌دانند که همین مبنایی که شهید مطهری اتخاذ کرده‌اند می‌تواند جوابگوی بخش عظیمی از سؤالات جوامع امروز در مواجهه با ماشین باشد و لذا، دغدغه عدم تناسب آهنگ انقلاب با زمان – که به نظر می‌آید دغدغه اصلی وزیر ارشاد و بسیاری دیگر از مسئولان نظام اسلامی است- نباید آن‌ها را به این سمت براند که تنها راه حفظ انقلاب را در دور شدن مردم از واقعیات ببینند و از سر رعب و دستپاچگی، تلاش اصلی خود را در این جهت قرار دهند که اسلام را حامی ارزش‌ها و دستاوردهای تمدن امروز نشان دهند و با صراحت بگویم، به جای اعتماد به نسل هنرمندی که از انقلاب جوشیده‌اند و در جریان انقلاب پرورش یافته‌اند، در مواجهه با روشنفکران ضدّ دین به اختراع نسلی دیگر – هر چند من درآوردی و بی‌ریشه – بپردازند که در ضدیت با دین و انقلاب هیچ چیز از آن دو نسل دیگر کم ندارند.

تحجر و تجدد دو پرتگاه جهنمی هستند که در این سوی و آن سویِ صراط عدل دهان باز کرده‌اند: زاهدان متنسّک و عالمان متهتّک؛ آنان فلسفه و عرفان و شعر و موسیقی را تفکیرمی کنند و اینان فقه را از پاسخگویی به مسائل روز عاجز می‌دانند، و صراط عدل از میانه این دو پرتگاه و از بطن آن می‌گذرد. وزیر محترم ارشاداسلامی فقط به تحجر و عوام زدگی تاخته‌اند و از غرب زدگی و تجدد سخنی به میان نیاورده‌اند. ایشان پس از ذکر این حقیقت که: «انقلاب ما آرمان‌هایی داشت که در شعار‌هایش متبلور بود. یک دین حقیقی به‌‌ همان میزان ماندگار است که قابل تحقق باشد. آرمان به خودی خود وجود ندارد بلکه ما را به سمت اهداف می‌راند. زندگی ما نظم می‌خواهد. اگر آهنگ انقلاب متناسب با زمان نباشد دچار مشکل می‌شویم.» فرموده‌اند: «شاید آسان‌ترین راه را انسان‌های سطحی مطرح می‌کنند، یعنی اینکه رقیب ما، اندیشه مخالف ما، نباید اجازه حرف زدن داشته باشد و باید جلویش گرفته شود. اما واقعاً این راه حل مشکل ما را حل می‌کند؟ ملاک سلیقه کی باید باشد؟... استراتژی فرهنگی یک نظام نمی‌تواند بر منع قرار گیرد. در طول تاریخ اسلام این گونه نبوده است. اندیشمندان اسلامی به استقبال اندیشه‌های دیگران می‌رفتند و لحظه به لحظه فرهنگ اسلامی را غنی‌تر می‌کردند».

بسیاری به صورت نادرست می‌پندارند که تنها مجاری انتقال افکار کانال‌های رسمی است و نباید هیچ اندیشه مخالفی در قالب کتاب یا فیلم اجازه انتشار داشته باشد و این فکر شوخی است. امواج رادیویی امروز و امواج تصویری فردا این انتقال را امکانپذیر می‌سازد.

یک سوال از وزیر ارشاد

شکی نیست که استراتژی فرهنگی یک نظام نمی‌تواند بر منع قرار گیرد و میزان آن را نیز خود وزیر ارشاد در سخنان خویش معین فرموده‌اند: «در لیبرال‌ترین حکومت‌ها در جایی که علیه نظام توطئه می‌شود منع وجود دارد و درک این توطئه بر اساس سلایق شخصی نیست و قانونمندی خاص خود را دارد.»

اما مسلّماً جای این سؤال وجود دارد که «آیا استراتژی فرهنگی نظام نمی‌تواند بر تقویت تلاش‌هایی ارتکاب یابد که در تفکر و غایات با او همسو و هماهنگ هستند؟»

مگر کسی از وزارت ارشاد خواسته است که استراتژی فرهنگی خود را بر منع قرار دهد؟ دوستان ما باید به یاد داشته باشند که اکنون حجاب سکوت و صبر هنگامی شکسته شده که اتمسفر فرهنگی در عرف خاص آنچنان مسموم و نا‌امن است که هیچ مؤمنی احساس امنیت نمی‌کند. من با صراحت به مسئولان فرهنگی و هنری کشور اعلام می‌دارم که این دغدغه که فرزندان ما امروز و فردا در فضای کدام فرهنگ رشد خواهند یافت ما را به سختی به وحشت می‌اندازد.

از داهیانه‌ترین سخنانی که وزیر ارشاد در این گفت‌و‌گو به زبان آورده‌اند این است که: «ما معتقدیم که باید با تبادل اندیشه در افراد مدافع نظام مصونیت به وجود بیاوریم. لازمه این کار این است که جامعه با آرای مخالفین مواجه شود ولی این مواجهه باید کنترل شده باشد.»

اما واقعاً همین استراتژی است که به منصّه عمل در آمده است؟ آیا واقعاً دوستان ما در وزارت ارشاد آتمسفر فرهنگی جامعه را کنترل دارند؟ آیا لازمه این مصونیت اجتماعی آن نیست که در کنار مواجهه جامعه با آرای مخالفین، تلاش‌های دوستانه مؤید انقلاب و دینداری نیز تقویت شود؟ آیا لازمه مصونیت یافتن مدافعان انقلاب در مواجهه با آرای مخالفین آن است که ما آتمسفر فرهنگی جامعه را آن گونه که نسل‌های جدید فرصت هدایت را از دست بدهند؟

ما نیز با تحجر مخالفیم، اما در عین حال می‌دانیم که تنها مرتجعین و متحجرین نیستند که به نظام فرهنگی و هنری کشور اعتراض دارند. اگر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی می‌خواهد که حصارهای جهل و خرافه و تحجر را بشکند و جامعه را از تفریط باز دارد، باید با تجددِ افراطی نیز مبارزه کند تا مردم را از چاله‌ای به چاه نیفکند... و البته باز هم صد هزار بار شکر که عرف عام از این کشاکش فارغ است و راه خویش را فطرتاً در نسبت با شریعت می‌یابد. دشمنان ما می‌گویند: «مشکل امروز ما غرب زدگی نیست، عوام زدگی است.»

پی نوشت‌ها:
*در حاشیه? سخنان وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در جمع دانشجویان، دهم اردیبهشت 1370. [ر. ک. به: سخنان وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی پیرامون بحث‌های اخیر فرهنگی و هنری در کشور، کیهان، 14173، 10 اردیبهشت 1370، ص 22. -و.]
(1) ر. ک. به مقاله? «حلزونهایی خانه به دوش» در همین مجموعه.
(2) مستغرق.
(3) «فقه» به معنای دریافتن و فهمیدن است.
(4) مرتضی مطهری، بررسی اجمالی مبانی اقتصاد اسلامی، حکمت، تهران، 1403 ق، ص 96.

منبع: شبکه ایران

  

هر روز وقتی بر می گشتیم ، بطری من خالی بود؛ اما بطری مجید پازوکی پر آب بود.توی این حرارت آفتاب ، لب به آب نمی زد.
همیشه به دنبال یک جالی خاص بود. نزدیک ظهر روی یک تپه خاک با ارتفاع هفت - هشت متر نشسته بودیم و اطراف را نگاه می کردیم که مجید بلند شد. خیلی حالش عجیب بود . تا حالا او را این گونه ندیده بودیم .
مرتب می گفت : ((پیدا کردم این همون بلدوزره.))
یک خاکریز بود که جلوش سیم خاردار کشیده بودند. روی سیم خاردار دو شهید افتاده بودند و پشت سر آنها چهارده شهید دیگر.
مجید بعضی از آنها را به اسم می شناخت. مخصوصا آنهایی که روی سیم خاردار خوابیده بودند. جمجمه شهدا با کمی فاصله روی زمین افتاده بود.
مجید بطری آب را برداشت ، روی دندان های جمجه می ریخت و گریه می کرد و می گفت :((بچه ها ! ببخشید اون شب بهتون آب ندادم. به خدا نداشتم. تازه ، آب براتون ضرر داشت!))
مجید روضه خوان شده بود و...

حالا ما ماندیم و جواب لب های تشنه ی آن شهدا.......براستی پاسخگو هستیم؟ جوابی داریم؟


  
  
   1   2      >
پیامهای عمومی ارسال شده