سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا
شایسته است که دانش انسان بر گفتارش افزون و خردش بر زبانش چیره باشد . [امام علی علیه السلام]
لوگوی وبلاگ
 

آمار و اطلاعات

بازدید امروز :21
بازدید دیروز :20
کل بازدید :44360
تعداد کل یاداشته ها : 154
97/7/23
7:12 ع

مقایسه سفرهای خارجی و تعطیلات نوروز متفاوت خانواده آقای هاشمی نسبت به اکثریت اقشار جامعه ( در شش ماه اول سال 1391)

نام

مقصد

 رفت

برگشت

توضیحات

عفت مرعشی- همسر هاشمی رفسنجانی

امارات

6/6/91

27/6/91

به مکه هم رفته است

فاطمه هاشمی

امارات

7/1/91

13/1/91

تعطیلات نوروز

فاطمه هاشمی

امارات

12/2/91

16/2/91

 

فاطمه هاشمی

فرانسه

5/3/91

26/3/91

بازگشت از انگلیس

فاطمه هاشمی

امارات

6/6/91

27/6/91

 

فاطمه هاشمی

امارات

29/6/91

2/7/91

 

محسن هاشمی

پاراگوئه

29/12/90

12/1/91

تعطیلات نوروز  -  بازگشت از قطر

محسن هاشمی

ترکیه

30/1/91

5/2/91

بازگشت از لبنان

محسن هاشمی

آلمان

18/4/91

29/4/91

 

محسن هاشمی

امارات

15/5/91

18/5/91

 

محسن هاشمی

آلمان

26/5/91

21/6/91

 

یاسر هاشمی

آلمان

19/12/90

12/1/91

تعطیلات نوروز

یاسر هاشمی

عراق

17/1/91

19/1/91

 

یاسر هاشمی

امارات

3/2/91

14/2/91

 

یاسر هاشمی

امارات

23/2/91

1/3/91

 

یاسر هاشمی

امارات

10/4/91

31/4/91

 

یاسر هاشمی

مالزی

17/5/91

21/5/91

 

یاسر هاشمی

امارات

6/6/91

27/6/91

 

یاسر هاشمی

امارات

29/6/91

2/7/91

 

فرشته هاشمی- همسرمهدی هاشمی

ترکیه

5/2/91

11/2/91

بازگشت از امارات

فرشته هاشمی

آلمان

18/4/91

8/5/91

 

فرشته هاشمی

امارات

24/5/91

25/5/91

 

فرشته هاشمی

امارات

7/6/91

22/6/91

 

فائزه هاشمی

آلمان

27/12/90

11/1/91

تعطیلات نوروز

فائزه هاشمی

قبرس

22/4/91

29/4/91

بازگشت از ترکیه

فائزه هاشمی

آلمان

12/5/91

29/5/91

 

فائزه هاشمی

انگلیس

المپیک لندن

 

 
 
 
 
 

  
  

مشکلات بالا رفتن ارز به هر دلیل ممکن که باشد چه از ناحیه فشار قدرتهای خارجی و یا عوامل داخلی نباید بوجود می آمد و پذیرفتنی نیست و دولت و دستگاههای مرتبط باید هوشیارتر و قویتر عمل کنند تا شاهد اینگونه مسائل و معضل نباشیم . باید مدیران و 

 دستگاههای که با سهل انکاری خود ضررهای زیادی را متوجه جامعه کردند از ملت عذرخواهی کرده و  ضر و زیان ملت را بپردازند و  آنگاه علاوه بر معرفی عاملان آنها را به مجازات برسند تا اعتماد تخریب شده ، ملت به دولت و نظام بازسازی شود . از بین رفتن اعتماد ملت به نظام و دولت که با زحمات 33 ساله و جانفشانی جوانان این مرز و بوم بوجود آمده و سرمایه عظیمی است به همین آسانی با بالا رفتن ارز و تاثیر مستقیم آن بر تمامی مایحتاج ملت از دست می رود و کسی هم تلاشی در جهت باز سازی این اعتماد نمی کند و تنها مشکلات را به گردن این و آن می اندازد .متاسفانه با اشتباهات اینچنینی محبوبیت و اعتماد ملت به دولت از سال 1384 به امروز به کمترین حد ممکن خود تنزل یافته است لذا باید دولت طوری برنامه ریزی نماید که اینگونه اتفاقات رخ ندهد . نویسنده : عباسی کیسمی


  
  
بیرون آمدن سکولاریسم از آستین قبای سید 

 «از بچگی، مرتب و منظم بود، لباسهایش را خودش می شست و گاهی با چنان دقتی مشغول دوختن جوراب پاره اش می شد که هر که نمی دانست فکر می کرد دارد یک مساله مهم را حل می کند. قم هم که بود فقط یک قبا داشت، اما تا قبایش را ازاتوشویی برایش بیاورند در خانه می نشست». اینها توصیحات مادر «شیک پوش ترین طلبه قم» از پسرش است.

کتاب سودای سکولاریسم در هفت فصل تنظیم شده است، شاید به نیت هفتمین دوره انتخابات ریاست جمهوری که نام سید محمد خاتمی را سر زبانها انداخت و وزیر ارشاد مستغفی دولت سازندگی را رییس دولت اصلاحات کرد.
اگر فصل اول کتاب را که به ارائه مباحثی تئوریک در زمینه سکولاریسم می پردازد کنار بگذاریم بقیه فصول، همگی به دوره هایی از زندگی سید محمد خاتمی اختصاص دارد. فصل اول عنوان «سکولاریسم اسلامی: نظریه توحید و شرک در سیاست» را به خود می بیند و با مرور تاریخچه سکولاریسم در غرب، به ارائه بحثی درباره سکولاریسم اسلامی می رسد.

نویسنده در فصل دوم بررسی زندگی و کارنامه سید محمد خاتمی را آغاز کرده و در این فصل که «فرزند آیت الله» نام دارد زندگی او را از بدو تولد تا دوره ریاست بر مرکز اسلامی هامبورگ مرور میکند. در بخشی از این فصل که «طلبه یا شاگرد جان لاک» نام دارد، می توان ایجاد اولین زمینه ها برای رسوخ تفکر لیبرالی و غربی در ذهن و اندیشه خاتمی را مورد مطالعه قرار داد. آنجا که او در کنار طلبگی به تحصیل فلسفه غرب در دانشگاه اصفهان می پردازد و روحیه لطیف و شاعرانه اش این مرام و مسلک را می پسندد. مرور حضور اجمالی خاتمی در جمع مبارزین قبل از انقلاب نیز از دیگر بخشهای این فصل است.

فصل سوم «از کیهان تا کیان» نام دارد. نویسنده در ابتدای این فصل به تحلیل چرایی تعلل خاتمی در برگشت به کشور پس از پیروزی انقلاب پرداخته و این امر را ناشی از تردید او در به ثمر نشستن انقلاب و ناکام نماندن آن می داند.
این فصل زندگی خاتمی تا دوره وزارت ارشاد او را در بر می گیرد و بررسی حلقه کیان و تفکرات خاتمی و دیگر اعضای آن از مطالب مهم این فصل است.

اما فصل چهارم «آقای رییس جمهور» را از پایان سال 76 تا پایان دوره ریاست جمهوری روایت میکند. این فصل با «قهر با رهبری، رفاقت با هاشمی» آغاز می شود و بعد با بررسی فضای سیاسی آن سالها  از این می گوید که «خاتمی چگونه کاندیدا شد؟».

نویسنده در این فصل فعالیت های دولت اصلاحات و «اهم رویدادهای سیاسی دوران اصلاحات» را بررسی میکند و در تمام این موارد به موضع گیری و نقش رییس جمهور وقت نگاه ویژه ای دارد.

فصل چهارم با جواب دادن به این پرسش پایان می یابد که «چرا سکولارها ناکام ماندند؟».

فصل پنج وقتی شروع می شود که دوران ریاست جمهوری خاتمی رو به پایان است؛ او «بنیاد باران» را تاسیس کرده و «اسلام میانه» را در پیش گرفته است. نویسنده در اینجا توضیح کوتاهی درباره انقلاب رنگی ارائه میکند و بعد به انتخابات دهم می رسد. مرور فعالیتهای خاتمی قبل، حین و بعد از برگزاری انتخابات 88 در این فصل انجام شده و نویسنده در انتها از «تقلا برای بازگشت» می گوید.

حالا که نویسنده دوسیه خاتمی را رو کرده، وقت آن است که برخی اقدامات شاذ او در فصل «حرف ها و عکس ها» بررسی شود. فصل ششم با بررسی «حضور خاتمی در نشست بیلدربرگ» آغاز می شود؛ محفلی مشکوک که آن را دولت پنهان جهان می دانند. «دیدار با جرج سوروس و معامله بزرگ» نام بخش دیگر این فصل است. «مصافحه با زنان ایتالیایی»، «مصافحه با راسموسن» و «نامه محرمانه به رهبری» از دیگر بخشهای این فصل است؛ فصلی که با بخش «طرح ترور خاتمی» پایان می یابد.

نویسنده در فصل هفتم در صفحاتی نه چندان زیاد به «آسیب شناسی» می پردازد و اینگونه می نویسد: «در آسیب شناسی موضوع تحقیق حاضر بی تردید اساسی ترین پرسشی که به ذهن متبادر می شود آن است که، به چه دلیل شخصیتی چون سید محمد خاتمی فرصت و امکان این را می یابد که ظرفیت و توان بحران سازی علیه سیستم را در خود انباشت کند؟».بخش عکس ها و ضمائم کتاب نیز که در پایان آمده است نسبتا جذاب و قابل اعتنا است.

نکته ای که خواندن این کتاب را می تواند جذاب کند، ارائه کدها و شاهد مثال هایی است که نویسنده از نشریات و کتابهای مختلف آورده و تحلیلهایش را با آنها مستند کرده است.

«سودای سکولاریسم» که عنوان «رمزگشایی از زندگی و کارنامه سید محمد خاتمی» را بر روی جلد خود می بیند کاری است از «سید یاسر جبرائیلی» و توسط خبرگزاری فارس در 464 صفحه و با قیمت 9800 تومان منتشر شده است.

  
  

نوام چامسکی استاد دانشگاه ام آی تی. و کارشناس مسائل خاورمیانه بر این باور است که در ایالات متحده تمامی مسلمانان در معرض اسلام ستیزی قرار دارند و می گوید: در آمریکا اسلام ستیزی یک پدیده همه گیر است. مسلمانان در فرودگاهها بازداشت می شود، از سوی اف‌بی‌آی. تحت تعقیب قرار می گیرند و در دانشگاهها و دیگر جاها با مشکلاتی روبرو هستند.

به گزارش مهر به نقل از یک وب سایت غربی نوشت: چامسکی می گوید: در آمریکا اسلام ستیزی یک پدیده همه گیر است. مسلمانان در فرودگاهها بازداشت می شود، از سوی اف‌بی‌آی. تحت تعقیب قرار می گیرند و در دانشگاهها و دیگر جاها با مشکلاتی روبرو هستند.

چامسکی در پاسخ به پرسشی درباره فعالیت گروه صهیونیستی موسوم به (IDF) در دانشگاههای آمریکا، گفت: من از فعالیت این گروه اطلاعی ندارم، اما به نظر من مسلمانان همگی در معرض آزار و اذیت هستند. فلسطینی ها هم البته بخشی از آن هستند و استادان فلسطینی در دانشگاهها اغلب بیش از گذشته با این مشکلات روبرو هستند. برای مثال به آنها تهمت هایی نظیر "تروریست های ضد اسرائیلی" زده می شود.

وی همچنین در بخش دیگری از مصاحبه خود به سیاست های اسرائیل در کشتار و قتل عام فلسطینیان اشاره کرد و گفت:  در سال 2008 بین حماس و اسرائیل آتش بسی برقرار شد و از آن پس موشک های ساخت حماسی ها به سوی اسرائیل شلیک نشد، اما اسرائیل به این آتش بس اهمیتی نداد. بخشی از این آتش بس این بود که اسرائیل باید محاصره نوار غزه را متوقف می کرد. در آن زمان ارتش اسرائیل به غزه حمله کرد و بسیاری از مبارزان حماس را کشت.

این کارشناس آمریکایی با اشاره به سیاست های جنگ طلبانه اسرائیل در منطقه افزود: اسرائیل کشور دیوانه ای است. به گمان من آنها در تلاش هستند شرایطی را ایجاد کنند تا آمریکا به ایران حمله کند. زیرا که خودشان نمی خواهند دست به این اقدام بزنند. اگر اسرائیل دست به اقداماتی بزند تا اتفاقی در خلیج فارس رخ دهد من تعجب نخواهم کرد. هرگونه اتفاقی در خلیج فارس علیه ناوهای هواپیمابر آمریکا می تواند واکنشی تند از سوی ایالات متحده را به همراه داشته باشد.

وی در بخش دیگری از این مصاحبه گفت: در واقع ما باید به خاطر داشته باشیم که آمریکا هم اکنون بر اساس استانداردهای پنتاگون در جنگ با ایران است؛ ترور دانشمندان، جنگ سایبری، جنگ اقتصادی، تمامی این اقدامات در صورتی که علیه ما باشد اعلام جنگ تلقی خواهد شد، اما در صورتی که ما این کارها را بکنیم اینطور نیست. بنابرین بر اساس استانداردهای ما، آمریکا هم اکنون در حال جنگ با جمهوری اسلامی است.

وی در ادامه به تلاش ها برای عاری سازی منطقه خاورمیانه از تسلیحات هسته‌ای اشاره می کند و می گوید: این روند مورد حمایت قوی جهانیان است. اما آمریکا سالهاست که آن را بلوکه کرده است. آمریکا در این روند خواهان آن است تا اسرائیل که صدها بمب اتمی دارد از این قاعده مستثنی شود. در ماه اکتبر نشستی در این رابطه برگزار خواهد شد. اما اسرائیل در آن شرکت نمی کند و اینکه آیا ایالات متحده در آن شرکت کند یا خیر بسته به این است که این کشور چه کار می خواهد در آن انجام دهد. تا کنون در این باره اعلام رسمی صورت نگرفته، اما اوباما گفته که "بله ما موافق منطقه عاری از تسلیحات هسته ای هستیم اما بدون مشارکت اسرائیل" که این اعلام در واقع مانع از عاری سازی منطقه خواهد شد.

استاد دانشگاه ام آی تی می گوید: اگر کسی فکر می کند که ایران یک تهدید است، من فکر میکنم این تصور باطلی است. اما اگر شما به این اعتقاد دارید این راهی برای ممانعت از عاری شدن منطقه از تسلیحات هسته ای اسرائیل است.

وی به تجهیزات نظامی اسرائیل از جمله زیر دریایی های این رژیم اشاره می کند و می گوید: اسرائیل از آلمان زیر دریایی خریداری کرده است. می تواند آنها را در خلیج فارس مستقر و اقدام به حمله به ایران کند. اما اقدام علیه ایران  بسیار پرهزینه خواهد بود. جهان از این اقدام خشمگین خواهد شد. همه در اسرائیل خشمگین خواهند شد. حتی در اروپا اسرائیل خطرناک ترین دولت در جهان بشمار می رود و در حال تبدیل شدن به یک کشور منزوی است. در جهان سوم و جهان عرب و اسلام این رژیم بسیار منفورتر است و حمله به ایران آن را به یک آفریقای جنوبی [دوره آپارتاید و منزوی] تبدیل خواهد کرد. آنها ترجیح می دهند که آمریکا چنین حمله ای را بکند.

http://www.barackobama.ir/en/news/8853/چامسکی-اسرائیل-کشور-دیوانه-ای-است


  
  
ایده تصرف سوریه بعد از بشاراسد ساده لوحانه است/ پس از گسترش رادیکالیسم، موقعیت برج های دوقلو آنکارا را مشخص کنید

 ناصر نوبری از کارشناسان ارشد امور دیپلماسی است که در گذشته مسئولیت های مهمی مانند سفارت ایران در شوروی و ریاست مرکز بررسی های استراتژیک وزارت امورخارجه را بر عهده است. این دیپلمات کارکشته اخیرا در نامه ای سرگشاده خطاب به رجب طیب اردوغان به اظهارنظر درباره نقش این کشور در مناسبات منطقه غرب آسیا و ماجرای سوریه پرداخته است که در ادامه می خوانید:

 
1- نگارنـده این سطور یـک ایرانـی آذری و تــرک زبــان و یـک دیپلمـات آزاد است که هیچ‌گونه پست و مسئولیتی در دستگاه‌های حکومتی و غیرحکومتی ندارد و لذا مطالب ارائه شده نظریه صرفاً شخصی و مشاوره‌ای و دوستانه است. 
 
2- بنده حدود 35 سال پیش یک سفر دانشگاهی به ترکیه داشتم و اخیراً نیز از ترکیه دیدن نمودم و پیشرفت فوق‌العاده این کشور در این مدت را ملاحظه و بسیار شگفت‌زده شدم. در سفر اولم دیدم که ترکیه در دست سولچی‌ها و ساقچی‌های لائیک چگونه به ورشکستگی و عقب‌افتادگی و فقر مفرط دچار شده بود در حالی که ترکیه امروز با حاکمیت اسلامگراها به کشوری توسعه یافته در رده جهانی نزدیک شده است. 
3- این که اسلامگراهای ترکیه به رهبری آقای اردوغان با زیرکی و هوشیاری فوق‌العاده توانسته‌اند در کشوری ضد دین و مذهب و عضو ناتو و ارتشی کودتاچی لائیک حاکم گردند بسیار جالب و آموزنده بود، از این که اسلامگراها توانسته‌اند در یک کشور لائیک، سمبل پیشرفت و توسعه و آزادی گردند، برایم الگویی قابل توجه و مطالعه بود. در کشوری که هنوز خانم‌های باحجاب دچار محدودیت‌ها و محرومیت‌ها هستند اما این افراد با خانم‌های محجبه و پایبندی جدی به اعتقادات مذهبی توانسته‌اند رئیس جمهور و نخست وزیر شوند برایم که دوران لائیک ترکیه را دیده بودم، شگفت‌انگیز و به عنوان یک ترک زبان افتخارآمیز بود. 
 
 
4- طی سه، چهار سال اخیر سیاست خارجی ترکیه نیز مانند سیاست داخلی‌اش در منطقه و جهان گل کرد، مواضع شجاعانه و قدرتمند آقای اردوغان در یک اجلاس بین‌المللی و علنی در برابر آن صهیونیست کودک‌کش بسیار افتخارآفرین بود و دل همه مسلمانان و آزادیخواهان جهان را خنک کرد. ارسال کشتی کمک‌رسان به غزه و شهید شدن 9 مسلمان ترک و برخورد عزتمندانه دولتمردان ترکیه با اسرائیل نیز دیگر عامل قوت‌بخش در شکوفایی رهبرانی اسلامگرا و هوشیار و شجاع در ترکیه و منطقه بود. 
 
 
5- ترک‌ها سال‌های طولانی با مواضع لائیک سعی کردند برای پیشرفت، سیاست نگاه به غرب را در پیش بگیرند و مرتب اروپا را دق‌الباب کردند ولی غرب با آنها بازی کرد و هیچ گاه دوران امپراتوری عثمانی را فراموش نکرد و اجازه ورود ترکیه به اروپا را نداد و آنها را عقب مانده و فقیر نگه داشت. حالا نشانه‌هایی که از رهبران اسلامگرای ترکیه دیده شد، این نوید را به ما در منطقه داد که سرخوردگی ترک‌ها از اروپا و غرب بالاخره ترک‌ها را سر عقل آورده و آنها از نگاه به غرب به سمت نگاه به شرق میل پیدا کرده‌اند. 
 
 
6- بروز جنبش‌های بیداری اسلامی در کشورهای عربی نیز بعد دیگری به مدیریت متعادل و هوشمند اسلامگراهای ترکیه بخشید و آنها با زیرکی و اعتدال در کنار این تحولات قرار گرفتند به طوری که حتی به عنوان رقیب و هووی ما (ایران) در منطقه به عنوان یک الگوی اسلامی میانه‌روی معتدل برای جنبش‌های مردمی قرار گرفتند. ما ایرانی‌ها به دلیل خرسندی فراوان از ظهور اسلامگراهای مدبر و هوشمند در ترکیه و بدون توجه و حساسیت به رقیب و هوو شدن ترکیه در الگوسازی منطقه‌ای، حتی برای تقویت و بالا بردن وزن و اعتبار ترکیه مسلمان با امریکایی‌ها و غربی‌ها درگیر شدیم تا اجلاس‌های مناقشه هسته‌ای بین ایران و 1+5 را از اروپا به استانبول منتقل کنیم. اسلامگراهای ترکیه را به چشم نه رقیب بلکه متحد نگاه می‌کردیم که آمده‌اند و ما را در تنهایی سال‌ها مبارزه و مقاومت در برابر صهیونیست‌ها در منطقه، همراه و یاورمان باشند. 
 
 
7- توسعه روند منطقه‌ای به سوریه رسید و بحران در سوریه با آغاز تظاهرات مردمی جهت مطالبه حقوق ملی و شهروندی آغاز شد، این بار نیز اسلامگراهای ترکیه در ابتدا با هوشیاری و دلسوزی وارد صحنه شدند و با رفت و آمد‌های مکرر به دمشق و گفت‌وگو با معارضین با همان روش میانه‌روی و اعتدال‌شان سعی در ایجاد مصالحه و حل دلسوزانه بحران نمودند. آقای اردوغان بهترین موضعگیری مسالمت‌جویانه و میانه‌روانه را کردند و گفتند راه حل بحران سوریه، «صندوق‌های رأی» می‌باشد. 
 
 
8- اما سوریه وضعیتی متفاوت داشت، برعکس حکومت‌های مصر و تونس که غیر از سرکوب داخلی در خارج نیز به ملت خیانت کرده و به نوکری صهیونیست‌ها و دشمنان اجنبی‌شان پرداخته بودند، حکومت سوریه در خارج در صف مقدم مقاومت در برابر صهیونیست‌ها قرار داشت؛ تضعیف و سقوط آن به منزله تضعیف دژ مستحکم مقاومت منطقه‌ای آزادیخواهان و مبارزان علیه صهیونیست‌ها می‌بود، بنابر این موضعگیری در قبال بحران سوریه با توجه به طمع‌ها و حساسیت‌های ویژه صهیونیست‌ها و امریکایی‌ها و متحدانش بسیار بغرنج و پیچیده بود. متأسفانه آقای اردوغان بدون توجه به پیچیدگی‌های فوق‌العاده بحران سوریه و با تکیه بر همان نگاه ساده آزادیخواهانه‌ای که در قبال تحولات مصر و تونس و لیبی داشتند، در دامی بسیار خطرناک افتادند. ترکیه که مزیتش در ارائه الگوی «میانه‌روی اسلامی» بود، به یکباره به پایگاه تندروترین رادیکال‌های مسلح منطقه جهت جنگ با دولت سوریه تبدیل شد. 
 
 
9- ترکیه به نوک پیکان عملیات و حمله انتقامگیرانه و کینه‌جویانه اردوگاه غرب به رهبری امریکا (که مدافع منافع صهیونیست‌ها در منطقه هستند) علیه اردوگاه مقاومت منطقه‌ای ضد صهیونیستی تبدیل شد. این اشتباه استراتژیک بود چرا که ترکیه را از جایگاه برتر و اصلی‌اش یعنی «‌میانه‌روی اسلامی» به جایگاه «رادیکالیسم» منتقل می‌کرد. جایگاهی که موقعیت ترکیه را ارتقا داده بود، جایگاه میانه بین مسلمانان و میانه بین غرب و شرق بود وگرنه جایگاه مرکز رادیکالیزم عملیات غرب علیه شرق را قبلاً پاکستان در منطقه ایفا کرده بود و نتایج فلاکت‌آمیز آن نیز روشن شده بود به طوری که امروز استقلال، آزادی و امنیت در پاکستان هم از سوی رادیکال‌ها و تروریست‌ها و هم از سوی هواپیماهای بدون سرنشین امریکا مورد تاخت و تاز قرار می‌گیرد. 
 
10- آقای اردوغان اخیراً گفته‌اید و درست هم گفته‌اید که شما در ابتدا تلاش زیادی کردید در تماس با دولت سوریه تا کار به اینجا نکشد و شاید مشاهده آوارگی‌های مردم و کشته‌ها به خاطر حس انساندوستی شما را به اینجا کشاند اما آیا از دست دادن سعه صدر و بی توجهی به عمق و ابعاد پیچیده بحران و افتادن شما به ورطه یکسویه، از کشته‌ها و آوارگی‌ها کاست و یا برعکس آن را چندین برابر و غیرقابل کنترل کرد؟ 
 
11- شاید نگاه‌ها و علائق دیرینه امپراتوری عثمانی که زمانی تمام این مناطق جزو قلمرو عثمانی بود، باعث طماعی و از دست دادن سعه صدر شد و باخود گفته‌اید که بحران سوریه فرصتی طلایی است تا از دروازه سوریه دوباره وارد قلمرو امپراتوری از دست رفته گذشته‌مان شویم. اما این ساده‌لوحانه است که اگر تصور کرده‌اید بعد از سقوط دولت سوریه، امریکا و غرب و صهیونیست‌ها آنجا را تحویل شما خواهند داد! محور استراتژی امریکا در منطقه، منافع اسرائیل است و برای اسرائیل قدرت‌گیری هر کشور مسلمان با هر موضعی خطر اساسی است. منافع اسرائیل در تضعیف و تجزیه همه کشورهای مسلمان است و طلیعه ظهور مجدد امپراتوری ترک‌ها کابوس وحشتناک است. در واقع در دامی که امروز شما افتاده‌اید، وضعیت منطقه را مطلوب اسرائیل کرده، کشته از دو طرف مسلمان و تفرقه و فتنه و تضعیف همه طرف‌های مسلمان را به بار آورده است. 
 
12- به قول ما ایرانی‌ها، شما دیر آمده‌اید و زود هم می‌خواهید بروید! سال‌ها ترکیه، منطقه را فراموش کرد و سعی کرد به همه سازهای غرب برقصد تا به اردوگاه غرب راه پیدا کند ولی نشد. در این سال‌های طولانی که کشور شما نگاه اسلامی را رها کرده و به نگاه لائیک و غربی روی آورده بود، ما به تنهایی با نگاه اسلامی اردوگاه اسلامی را بپا کردیم و با هزینه‌ها و خًُون دل‌های فراوان آن را یک تنه تاکنون سرپا نگه داشته‌ایم و حالا شما از راه نرسیده و غافلانه و بدون توجه به اعماق پیچیده مسئله همه چیز را یکجا می‌خواهید! واقعاً ممکن بود همه چیز به دست شما بیفتد؟ ما که بخیل نیستیم! ما فقط به دنبال استقلال ملت‌ها در برابر صهیونیست‌ها و زیاده‌خواهی‌های غرب و امریکا هستیم. 
 
13- شما از طریق فعالیت‌های حزبی و پارلمانتاریسم با هوشیاری فوق‌العاده روی کار آمده‌اید اما تجربه سال‌ها مبارزات منطقه و انقلاب را ندارید به همین دلیل یک بازیگر حرفه‌ای و قوی و زیرک در بازی در سطح هستید اما بازیگر حرفه‌ای و باتجربه در عمق نیستید. تا موقعی که مسائل منطقه در سطح ادامه داشت، به خوبی بازیگر و میدان‌دار بودید اما اکنون که تحولات عمق پیدا کرده، حرفه‌ای‌گر این میدان نیستید و باید به مشاوره‌های دوستانه ما قدیمی‌ها، بدون غرور و خودمحوری توجه کنید. 
 
 
14- ممکن است خیال کرده باشید که با توجه به کمکی که به این افراد برای جنگ مسلحانه می‌کنید عملاً در آینده آنها از شما تبعیت خواهند کرد و نمک‌نشناسی نخواهند کرد اما آیا دوستی شما با آنها از دوستی بن لادن با امریکا قوی‌تر است؟ زمانی گروه سعودی بن لادن یکی از بزرگ‌ترین شرکت‌های ساختمانی امریکا و جهان بود. اما بعد از این که در افغانستان پیروز شدند، برج‌های دوقلوی نیویورک هدف‌شان شد. رادیکالیسم کور مهارنشدنی است و شما مار در آستین پرورش می‌دهید. ترکیه و مرزهای اطرافش به اندازه کافی حساس و بی‌ثبات است و اگر امروز شما اجازه می‌دهید رادیکالیسم در آنجا تخم‌ریزی کند، باید از همین امروز ببینید کجا معادل برج‌های دوقلو در استانبول است و به طور جدی از آن حفاظت کنید. این بار دیگر امریکا تجربه دارد و از خود به اندازه کافی محافظت کرده و تمام تبعات این ماجرا را به شما سپرده است! 
 
15- پانصد سال پیش هم در همین شهر حلب فتنه و رودررویی به پا شد (البته امروز جایگاه شما وارونه شده) از آن موقع تاکنون سیاست غرب، اختلاف در شرق برای بهره‌برداری بوده است. من نمی‌خواهم حق و باطل را در این مدت تعیین کنم (چه بسا در مقاطعی ما اغفال شدیم) بلکه می‌خواهم به یک حقیقت تلخ و ثابت تأکید کنم که در تمام این مدت متأسفانه بی‌اعتمادی بین خود و اعتماد به بیگانگان حاکم بوده و این نقطه رخنه بیگانگان بوده است و امروز آنها کجایند و ما کجا؟ امروز هم آنها خیلی القا کرده‌اند که فروپاشی در سوریه تضعیف جدی موقعیت ایران است. این یک نگاه سطحی و کوتاه مدت است که آنها برای فریب القا کرده‌اند درحالی که یک تجزیه تحلیل حرفه‌ای و عمیق نشان می‌دهد فروپاشی در سوریه بیش از همه به ضرر ترکیه است! با توجه به جنگی که به طور متعادل در سوریه جریان دارد معلوم می‌شود هر دوطرف دعوا جایگاه دارند و به این اضافه کنید جایگاه کردها را. بنابراین پس از فروپاشی، سوریه به کشوری بی‌ثبات که در آن حداقل سه جریان فعال هستند تبدیل خواهد شد. ما که از آنجا به اندازه یک کشور دوست عراق فاصله داریم اما شما هم مرز هستید و یک بی‌ثباتی دائمی برای شما حاصل می‌گردد. ممکن است بگویید با فروپاشی در سوریه، پایگاه ضد اسرائیلی ایران از بین می‌رود و ایران ضعیف می‌شود، در کوتاه مدت این درست به نظر می‌رسد اما در میان مدت و دراز مدت اوضاع متفاوت خواهد بود، واقعیت این است که تنها مرزی که در این مدت اسرائیل در آنجا علی رغم اشغالگری (ارتفاعات جولان) کاملاً آسوده بوده، مرز با سوریه بوده است. مزاحمت‌ها و بی‌ثباتی برای اسرائیل در مرزها با لبنان و فلسطین مشکلی دائمی شده و امروز مرزهای مصر هم اضافه شده است. برای همه در منطقه و جهان ثابت شده که ایران متخصص تبدیل تهدید‌ها به فرصت هاست و در کشت و بهره‌برداری از بی‌ثباتی‌ها و بحران‌ها هنرمند است، فروپاشی در سوریه و بی‌ثباتی در آنجا، یک مرز بی‌ثبات به مرزهای اسرائیل اضافه می‌کند و این فرصت جدید برای ایران و یک دردسر جدید برای اسرائیل خواهد بود. اتفاقاً ایران در کار با گروه‌ها و جریان‌ها در مناطق بحرانی و بی‌ثبات بیشتر مهارت دارد تا در کار با دولت‌ها، بنابراین فروپاشی در سوریه چون بی‌ثباتی به بار می‌آورد فقط مدل کار ما را تغییر می‌دهد و در میان مدت می‌تواند منجر به تنگ تر شدن حلقه محاصره اسرائیل گردد. 
 
 
 
16- ممکن است بگویید پس چرا ایران با فروپاشی در سوریه مقابله می‌کند؟ ما مجدانه با تهاجم اسرائیل و فروپاشی لبنان هم مخالف بودیم ولی پس از اشغال لبنان توسط اسرائیل ما هنرمندانه در بی‌ثباتی چنان عمل کردیم که نه تنها اسرائیل از لبنان فرار کرد بلکه موقعیت‌مان در لبنان به شرایط امروزی ارتقا یافت. موضع ما مجدانه این بوده و هست که مخالف حضور نیروهای خارجی و امریکایی در منطقه بوده و هستیم. اما وقتی هم که آنها توجه نکردند بالعکس عمل نموده و نیروهای خود را وارد منطقه کرده و افغانستان و عراق را اشغال و بی‌ثبات کردند تا ایران را محاصره و ساقط کنند، نتیجه بالعکس شد، خودشان محاصره شدند و با صرف هزینه‌های گزاف مادی و جانی بالاخره از عراق فرار کردند و نهایتاً عراق دوست ایران برجای ماند! و امروز به دنبال راهی برای فرار از افغانستان هستند و در آینده‌خواهید دید که چه افغانستانی برجای خواهند گذاشت ! امروز هم ما با فروپاشی و بی‌ثباتی در سوریه مخالفیم اما اگر این اتفاق بیفتد، تازه ما وارد کار تخصصی و حرفه‌ای مان‌خواهیم شد. 
 
17- آقای رجب طیب اردوغان! توصیه من به عنوان یکی از دوستدارانتان این است که هرچه زودتر بادقت و تدبیر به همان موضع اولی‌تان یعنی «راه حل صندوق‌های رأی» برگردید که این با جایگاهتان، «اسلام میانه‌رو» همخوانی دارد همان جایگاهی که شما را پر آوازه کرد، حرکت برخلاف آن زحمات چندین ساله و آوازه برحقتان را مخدوش و ترکیه را تضعیف خواهد کرد. امروز اگر ایران و ترکیه دست به دست هم دهند، فتنه اجانب و بحران و خونریزی بین برادران مسلمان در سوریه جایش را به سازش و مصالحه خواهد داد که قرآن می‌فرماید: «فاصلحو بین اخویکم.» 
 
? کارشناس ارشد بین‌الملل

  
  
پیامهای عمومی ارسال شده