سفارش تبلیغ
صبا
آنکه در خردسالی نیاموزد، در بزرگسالی پیش نیفتد . [امام علی علیه السلام]
لوگوی وبلاگ
 

آمار و اطلاعات

بازدید امروز :11
بازدید دیروز :13
کل بازدید :45198
تعداد کل یاداشته ها : 154
97/9/27
10:52 ع

این خواننده تازه مسلمان شده گفت: من خودم دوست ندارم به عکس‌های قبل از مسلمانی ام نگاه کنم. انسان می‌تواند توبه کند و تولد دیگری داشته باشد پایگاه خبری تحلیلی اهل بیت علیهم السلام در گفتگویی با ماشا الیلیکینا نوشت:

ــ چطور شد که تمام موفقیت‌ها و درخشش‌های خود روی صحنه را زیر پا گذاشتی و به اسلام گرویدی؟

ماشا: من به لطف خداوند به سوی او گام برداشتم. این اراده خدا بود.

ــ در زمانی که یک خواننده بودی آیا فکر می‌کردی که روزی اسلام بیاوری، روزه بگیری و به حج بروی؟

ماشا: نه ؛ حتی به ذهنم خطور هم نمی‌کرد که روزی به حج بروم و از بهترین و گواراترین آب ـ یعنی آب زمزم ـ بنوشم.

ــ آیا راهی که برای مسلمان‌شدن طی کردی، مسیری طولانی بود؟

ماشا:من دو سال است که مسلمان شده‌ام. یک روز مطلع شدم که یکی از نزدیک‌ترین دوستانم بر اثر یک حادثه در شهری دیگر به حالت کما رفته است. من نمی‌دانستم که چطور می‌توانم به او کمک کنم. آن روز برای اولین بار نماز خواندم و دست به دعا برداشتم و از خدای بزرگ کمک خواستم.

روز بعد همان دوستم با من تماس گرفت و گفت: «در آن حالات بیهوشی من تو را می‌دیدم و تو خیلی زیاد به من کمک کردی!» ، من در آن لحظه بسیار گریستم ؛ زیرا برای اولین بار در زندگی‌ام بود که چیزی از خدا می‌خواستم.

ــ در حال حاضر به چه کاری مشغولی؟

ماشا: من پنج زبان اروپایی بلد هستم و در حال حاضر در مدرسه و دانشگاه تدریس می‌کنم. ضمناً برخی از نت‌های مجاز شرعی را نیز می‌نویسم.

ــ آیا موسیقی هم گوش می‌دهی؟

ماشا:بله ؛ کارهای "گروه ریحان"، "گروه سامی یوسف" و "گروه کت استیونس" ( که پس از اسلام آوردن نام خود را "یوسف اسلام" گذاشت) را گوش می‌کنم.

ــ آیا چیزی از قرآن هم آموخته‌ای؟ آیا آمادگی داری که زبان عربی را هم به آن پنج زبان اروپایی اضافه کنی؟

ماشا:در ابتدا فکر می‌کردم که آموختن زبان عربی مشکل باشد ؛ اما آن را شروع کرده‌ام و خیلی هم آن را دوست دارم و فکر می‌کنم کلیدی برای فهم دانش برتر باشد.

ــ چرا گرایش به اسلام نسبت به ادیان دیگر بیشتر است؟ و چرا بیشتر کسانی که به اسلام می گروند از بین اهالی هنر و فعالان در کنسرت و موسیقی هستند؟

ماشا: اسلام نسبت به ادیان دیگر، محکم‌ترین اساس را دارد. تمام قواعد اسلام در زندگی کاربرد دارند. راه اسلام سعادت‌بخش است.

ــ از اینکه مسلمان شده‌ای چه احسای داری؟

ماشا:احساس خوشبختی. امروز من این فرصت را دارم که مقایسه کنم قبلاً چه بودم و حالا چه هستم. من اکنون با حیات واقعی آشنا شده‌ام، پس خوشبختم.

ــ و چه تفاوتی با قبل داری؟

ماشا:ایمان به خدا زندگی مرا متحول کرد. میل به عبادت خداوند در فطرت و وجود همه انسان‌ها نهاده شده است. من اطمینان دارم که خداوند به ما تفکر و تعقل نداده است تا بیاییم، زندگی کنیم، بخوریم، بخوابیم و بمیریم. خدا به ما فرصت زندگی کردن داده است تا به او برسیم.

ـ آیا گاهی به موفقیت‌ها و درآمد سابق خود فکر نمی‌کنی؟ حسرت آن دوران را نمی‌خوری؟!

ماشا: آن جلوه‌ها، پس از مسلمان شدن، برایم بی‌ارزش و منفور هستند.

ــ از اینکه آشکارا خود را مسلمان معرفی می‌کنی هراس نداری؟

ماشا: نه نمی‌ترسم. برعکس، تکلیف و وظیفه خود می‌دانم که دیگران را از راه گمراهی باز دارم و به عنوان الگویی برای آنها باشم.

ــ از اینکه عکس‌های سابقت در اینترنت هست ناراحت نیستی؟

ماشا:من خودم دوست ندارم به این عکس‌ها نگاه کنم. اما اشکال ندارد که مردم آنها را ببینند تا برایشان عبرت شود و بدانند که انسان می‌تواند تولد دیگری داشته باشد و از نو به دنیا بیاید. انسان می‌تواند توبه کند و با انجام کارهای خوب، تمام سیاهی‌های گذشته‌اش را پاک کند، ان شاء الله.

ــ اینک چه چیزی از "اسلام" می‌توانی به دیگران بگویی؟

ماشا:اسلام می‌گوید: «اگر نمی‌توانی راجع به خدا بیاندیشی حداقل سعی کن از قید خودت رهایی یابی و پلیدی‌های نفست را مهار کنی؛ رذایلی مانند خودپسندی، تکبر، حسد، ظلم، دروغ، خودستایی و خودنمایی». اگر کسی می‌خواهد به سوی اسلام گام بردارد فقط باید اندیشه کند و از فطرت خود مدد بگیرد.

ــ چه پیامی برای مسلمانان داری؟

ماشا:آرزو می‌کنم که کارهای نیک و عبادات برادران و خواهران دینی من مورد قبول خداوند متعال قرار بگیرد و رحمت خدا بر خانه‌های آنان ببارد.

ــ و برای غیر مسلمانان؟

ماشا:امیدوارم کسانی که هنوز به دین اسلام مشرف نشده‌اند لحظه‌ای به خود بیایند و فارغ از انبوه اطلاعات پوچ و بیهوده‌ای که چشم و گوش مردم این عصر را فرا گرفته است کمی اندیشه کنند..../خبرگزاری آران

 


  
  

نسخه نادری از انجیل به زبان آرامی با قدمتی 1500 ساله در ترکیه یافت شد که در آن حضرت مسیح (ع) بشارت آمدن پیامبر اسلام حضرت محمد (ص) را پس از خود می دهد.

به گزارش شفقنا، یافته شدن این نسخه بسیار نادر و تاریخی توجه واتیکان را به خود جلب کرده، بصورتیکه پاپ بندیکت شانزدهم خواستار آن شده است که این نسخه بسیار قدیمی را از نزدیک مطالعه کند. این نسخه بسیار نادر و تاریخی طی 12 سال گذشته مخفی نگه داشته شده است.

" طغرل گونای" وزیر فرهنگ و گردشگری ترکیه گفت: ارزش این کتاب 22 میلیون دلار برآورد شده است. وی افزود: این نسخه انجیل حاوی بشارت مسیح (ع) درباره آمدن پیامبر اسلام (ص) است، ولی کلیسای مسیحی به دلیل شباهت بسیار زیاد آن با آنچه که در قرآن درخصوص این مسأله آمده، آن را مخفی کرده است.

همچنین در این نسخه از انجیل که با عقاید اسلام همخوانی دارد، حضرت مسیح بعنوان یک انسان وصف شده و نه خدایی که پرستش می شود.

در این نسخه انجیل همچنین آمده است که حضرت مسیح به یک کاهن که پرسیده بود چه کسی پس از او می آید گفته : " محمد نام مبارک او است ".

گونای اظهار داشت:  " واتیکان به صورت رسمی بررسی این کتاب را که اکنون در اختیار مسوولان ترک قرار دارد، خواستار شده است .. این کتاب در سال 2000 در ترکیه ناپدید شد و در آن زمان گروهی از قاچاقچیان آثار تاریخی به سرقت آن هنگام حفاری های غیرقانونی متهم شدند .. این افراد اکنون درحال محاکمه هستند".

کشیش "احسان اوزبک" به روزنامه "زمان" ترکیه می گوید:  " این نسخه از انجیل به یکی از پیروان برنابا باز می گردند، زیرا این انجیل در قرن پنجم یا ششم نوشته شده، درحالیکه کشیش برنابا در قرن اول میلاد زیسته است".


  
  

  چه بسا چیزی را دوست نداشته باشید، حال آنکه خیر شما در آن است؛ و یا چیزی را دوست داشته باشید، حال آنکه شر شما در آن است و خدا می داند و شما نمی دانید"

نویسنده: آلنگ - 1390/11/25

کسانی که از حجاب و چادر گریزانند و عواقب بدی که در اثر بی حجابی و انحرافات اخلاقی دچار میشند و موحب از هم پاشیدن کانون خانواده و... میشه بسیار فراتر از سختی های ظاهری حجاب است. و از این بالاتر رنج و عذاب الهی در جهنم، اصلا قابل مقایسه با این زحمات نیست!

آیه 216 سوره بقره  : (عسی ان تکرهوا شیئا و هو خیر لکم و عسی ان تحبوا شیئا و هو شر لکم و الله یعلم و انتم لا تعلمون)؛ " چه بسا چیزی را دوست نداشته باشید، حال آنکه خیر شما در آن است؛ و یا چیزی را دوست داشته باشید، حال آنکه شر شما در آن است و خدا می داند و شما نمی دانید"

مبنع :  http://alangedris.persianblog.ir/


  
  

به مسئولان خیرخواه در قوای سه‌گانه بیاموزید که تسامح در مبارزه‌ با فساد، به نوعی هم‌دستی با فاسدان و مفسدان است.
ضربه عدالت باید قاطع، در عین حال دقیق و ظریف باشد. در امر مبارزه با فساد نباید هیچ تبعیضی دیده شود. هیچ کس و هیچ نهاد و دستگاهی نباید استثنا شود. هیچ شخص یا نهادی نمی‌تواند با عذر انتساب به این‌جانب یا دیگر مسؤولان کشور، خود را از حساب‌کِشی معاف بشمارد با فساد در هر جا و هر مسند باید برخورد یکسان صورت گیرد.


  
  

 

لیدر اپوزیسیون و رهبر تحریم انتخابات مجلس نهم و رئیس دولت اصلاحات بعد از متوجه شدن میزان مشارکت ملت در انتخابات برای اینکه جایگاهش را در بین ملت حفظ نماید حامیانش را قال گذاشت و در میان بهت و حیرت اپوزیسیون داخل و خارج  ضمن حضور در انتخابات رای خود را در صند ق انداخت .


  
  

شب جمعه بود با اعضای هیئت رئیسه مجلس آن زمان نشسته بودیم. دوستان پیشنهاد کردند که بجاست به دیدار آقای رجایی برویم و نخست وزیر خسته را «خداقوت» بگوییم و ضمناً نگرانی خود را نسبت به شورای عالی دفاع روزهای اول جنگ به او اعلام نماییم. تلفن زدیم که بی تکلف پذیرفته شد.
به خانه شهید رجایی رفتیم. با ورود به آن خانه ساده و راهرو تنگ و اتاقک های محدود خجل شدم. زیرا تا آن هنگام فکر می کردم که من با وضع ساده ای زندگی می کنم و حال می دیدیم که نخست وزیر متناسب شرایط زندگیش زندگی ساده تری دارد.
در اتاق پانزده متری پذیرایی بجز فرش و احتمالا یک آینه چیز دیگری ندیدم. نه ببخشید. در گوشه اتاق روی سفره ای جعفری و تره خورد شده پهن بود تا خشک شود و در گوشه دیگر مقداری کشمش آش، به یادم آمد که آن وقتها توی دامغان ما هم، زنها در اتاق خلوت و معمولا پذیراییشان سبزی خشک می کردند تا در مسیر رفت و آمد و بخصوص کودکان نباشد.

رجایی مهمان دیگرش را که از معلمان سابق و همکاران سابقش بود با سیبهای بسیار ارزان قیمت که هیچگاه سیب به آن ارزانی را نخریده بودم پذیرایی می کرد. وقتی چای خواستیم به خاطر کمبود قند و اینکه سهمیه به مقدار مهمان نداریم از آوردن آن عذرخواهی کرد! ما همه با پررویی کشمشها را جلو کشیدیم و به خوردن مشغول شدیم. آقای رجایی که بیرون رفته بود در حالیکه وارد اتاق شد به شوخی گفت: شما از اینجا می روید ولی من باید جواب کم شدن کشمشها را بدهم.
بحثها به شکل جدیش آغاز شد و چون نگرانی ما را از وضع شورای دفاع و جنگ شنید با صلابت و استحکام همیشگی اش گفت: «نگرانی ندارد، حقانیت انقلاب بیش از آن است که به این زودیها ضربه بخورد. بنی صدر می گوید آقا، توپها تو خالی است و همینکه جلویش بایستی جا می خورد و زودهم در می رود.
همنشینی دیگر با رجایی زمانی نصیبم شد که با رأی قاطع مردم و تنفیذ امام، رئیس جمهور شده بود و هیئت دولت باید انتخاب می گردید. البته نخست وزیری باهنر هم با رأی اعتماد مجلس قطعی شده بود. به اتفاق جمعی از جوانان مجلس و همفکران و مشاوران سابق رجایی به دیدارش رفتیم. در همان اتاقی که روزی و روزگاری هویدا و آموزگار قدرت مداری می کردند و بنی صدر در دوران ریاست جمهوریش متکبرانه و هارون وار زمین و زمان را نمی شناخت و هوای حکومت مطلقه را در سر می پروراند.
وقتی وارد شدیم رئیس جمهور به همان سادگی همیشگیش تنهای تنها، پشت میز کار غذا می خورد. ساعت چهار بعدازظهر بود و غذا معلوم بود که کاملاً سرد و بی مزه شده است خورشت بادمجان با بشقابی برنج سفید که برنجش را دست نخورده کناری گذاشته بود و بقیه را با نان تناول می کرد. پس از غذا با همه روبوسی کرد و من هم که او را در پست جدید ندیده بودم، بوسیدمش و تبریکش گفتم.
گفت روزی وارد این اتاق شدم که بنی صدر نشسته بود و به عنوان ادای احترام فقط دستش را از روی زانویش کمی بلند کرد و بدین وسیله احترامات فائقه را نسبت به نخست وزیرش انجام داد! گفتم من شنیده ام که در جمع روحانیت مبارز تهران هم وقتی شما وارد جمع شده اید همه از جای برخاسته اند به جز بنی صدر و بعد به خاطر این بی اعتنایی مورد اعتراض قرار گرفته است.
رجائی در پاسخ من گفت فکر می کنم این خبر راویش موثق نباشد چه آنکه بنی صدر برای هیچ کس از جای بلند نمی شد و صریحاً می گفت که رئیس جمهور باید از این حرکات در برابر دیگران و حتی رئیس دولت بپرهیزد، نباشد که ابهت و عظمتش خدشه دار گردد!
بحث ترکیب کابینه آغاز شد. آقای رجایی متین و موثر نظر خود را بیان می کرد.
ساعتی از مجلس گذشته بود که ناگاه صدای انفجاری پنجره پشت رئیس جمهور را به سختی لرزاند. هنوز معلوم نبود که چه شده رجایی گفت: خوب الحمدلله که رحمت الهی می رسد. از جای برخاستم تا ببینم چه شده است. چهره ها آرام و مطمئن بود و گویا از آوای مرگ همه به آسانی استقبال می کنند و راستی رئیس جمهور هم با شوخی و مزاح می خواست اگر نگرانی در کسی وجود دارد آن هم زایل شود. پاسداران و پاسبانها داخل حیاط نخست وزیری این طرف و آن طرف رفتند و رجایی، بهزاد را با دست نشان می داد که پاسداران را به این طرف و آن طرف هدایت می کرد. آمدند و گفتند انفجاری بود در نزدیکی که امر چندان مهمی نیست. بحث ادامه یافت. چهره هایی از عناصر انجمن حجتیه برای کابینه نامزد می شدند که جمع تقریباً به اتفاق نمی پذیرفت. و رجایی با آرامش و ضمناً با رضایت و قبول، نظر جمع را تأیید می کرد.»
والسلام-سیدحسن شاهچراغی
14/11/1360


  
  

بخشی از اعترافات سلطان رشوه ها

 گزارش راسخون به نقل از مهر، بر اساس این کیفرخواست متهم تاکنون به پرداخت بیش از 30 فقره رشوه اعتراف کرده که تا این مرحله برای 4 مورد به شرح ذیل قرار مجرمیت صادر شده است و در سایر موارد از جمله پرداخت رشوه به محمودرضا خاوری مدیرعامل وقت بانک ملی و ده‌ها مورد دیگر پرونده مفتوح است.

از جمله موارد جالب در این مورد اخذ بیش از 290 میلیارد تومان از یک شرکت وابسته به صندوق فولاد ایران به صورت وجه دستی ! و پرداخت رشوه به یکی از معاونین وزارت راه، یکی از معاونین وزارت صنایع و مدیرکل سابق دفتر محرابیان، مدیر دفتر بازرسی بیمه مرکزی و یکی از مدیران عامل فعلی بانک‌های بزرگ خصوصی کشور است.

بر اساس اعترافات امیر منصور رؤسای بانک‌ها تا پول نمی‌گرفتند کار نمی‌کردند.

برخی از موارد منتشره در خصوص رشوه‌های پرداختی به افراد مهم به این شرح است :

1- پرداخت مبلغ 9 میلیارد ریال به آقای «خ.الف» رئیس سازمان ایمیدرو و معاون وزیر صنعت، معدن و تجارت که متهم ردیف نهم پرونده است با همکاری و وساطت آقای «ع.ر» متهم ردیف دهم پرونده

2- 500 میلیون تومان به آقای "ش" مدیرعامل فعلی یکی از بانک‌ها از طریق «ح.س»

3- مبلغ 202 هزار یورو و همچنین 800 میلیون ریال به «م.الف» یکی از معاونین وزیر راه و ترابری با وساطت «الف.گ».



4- پرداخت یک میلیون دلار به آقای "ف.م" مسئول یکی از وزارتخانه‌های اقتصادی مهم درخصوص سپرده کردن پول در بانک

5- پرداخت 550 میلیون ریال به آقای «ع.ب» رئیس وقت بانک پارسیان شعبه پامنار و رئیس فعلی بانک تات شعبه بازار مبل 2.



6- پرداخت مبلغ 266 هزار دلار در یک نوبت و 350 میلیون ریال در نوبت دیگر به آقای «ش.ر» یکی از مسئولان ارشد وزارت راه و ترابری

7- پرداخت مبلغ 168 هزار یورو به آقای «ع.الف» مدیرکل راه و ترابری یکی از شهرستان‌ها با وساطت «الف.گ


8- پرداخت رشوه به کارکنان بانک ملی شعبه مرکزی کیش و بانک صادرات اهواز از قرار مبلغ 24 میلیارد و 500 میلیون ریال به آقای «س.ک» رئیس شعبه گروه ملی بانک صادرات اهواز.

9- همکاری آقای ف رئیس دفتر بازرسی بیمه مرکزی در دریافت رشوه یکی از متهمان. او هم برای سپرده کردن پول در بانک ملی حدود 300 میلیون تومان گرفته است.


10- پرداخت رشوه برای تاسیس بانک آریا توسط آقایان «ع.الف» و «ع.د» که همه هماهنگی‌ها توسط آقای «الف» معاون یکی از وزارتخانه‌ها بود که در قبال گرفتن یک مرحله پول به مبلغ 200 الی 300 میلیون تومانی و 5 درصد بانک آریا

11- پرداخت رشوه برای خرید 4 شرکت از سازمان خصوصی‌سازی با روابط آقای د و گ که علی‌رغم نداشتن سرمایه این مهم صورت پذیرفته است. از قبیل گروه‌های فولاد 93 میلیارد تومان خط و ابنیه 125 میلیارد تومان - فولاد اکسید 153 میلیارد تومان ماشین‌سازی لرستان با بدهی به سازمان گسترش 15 میلیارد تومان- تأسیس بانک آریا 150 میلیارد تومان که جمعاً حدود 600 میلیارد تومان می‌شود.


  
  

راسخون :«شان علی استون» که پس از انتشار خبر گرویدن وی به دین مبین اسلام در میان بهت جهان غرب به آمریکا برگشته است، در مصاحبه با روزنامه نیویورک پست گفت: پدرم (الیور استون) از مسلمان شدن من استقبال کرد.


به گزارش راسخون به نقل از فارس، «شان استون»، کارگردان و بازیگر آمریکایی که برای ساخت فیلم به ایران سفر کرده بود، طی مراسمی در اصفهان در حضور آیت‌الله ناصری با ذکر شهادتین به دین مبین اسلام مشرف شد و نام «علی» را برای خود برگزید.

مسلمان شدن یک هنرمند آمریکایی که فرزند «الیور استون»، یکی از منتقدان دولت و سیاست‌های جنگ‌طلبانه آمریکاست با واکنش‌های متفاوت رسانه‌های غربی روبرو شد.

«شان استون» که پیش از این یک مسیحی کاتولیک بود، دو روز پیش به عنوان یک مسلمان شیعه با نام زیبای «علی» به کشور خود بازگشت و همه کنجکاوانه منتظر عکس‌العمل پدر او بودند.

روزنامه آمریکایی نیویورک پست اعلام کرد که مسلمان شدن «شان استون» در هالیوود با واکنش‌های منفی زیادی روبرو شده است.

«علی استون» در مصاحبه با روزنامه نیویورک پست، در اینباره گفت: من هم‌اکنون در حال تجربه یک دشمنی نژادپرستانه هستم، افراد زیادی در صنعت فیلمسازی هالیوود هستند که ابراز داشته‌اند که دیگر تمایل ندارند با من کار کنند و مطمئنم که از سوی برخی از افراد قدرتمند و صاحب نفوذ کنار گذاشته می‌شوم ولی تنها می‌توانم در جواب به آنها یک عبارت عبادت گونه ساده را بگویم: هیچ‌خدایی مگر خداوند یکتا وجود ندارد و محمد پیامبر و فرستاده اوست.

«استون» در یک ضیافت ناهار به گزارشگر این روزنامه گفت: من قرآن را خوانده‌ام و تحقیقات بسیاری درباره فرهنگ اسلامی انجام داده‌ام، بخصوص در ایران و به این عقیده راسخ رسیده‌ام که محمد پیامبر همان خدایی است که دیگر ادیان نیز او را می‌پرستند، من یک یهودی زاده‌ام و به آیین مسیحیت غسل تعمید شده‌ام و هم‌اکنون هم آموزه‌های مسیح، کتب عهد عتیق و همچنین قرآن مقدس را قبول دارم، من معتقدم که خداوند یکی است حال آن را الله، یهوه یا هر چیز دیگری که بخواهیم بنامیم. او همه ما انسان‌ها و تمامی ادیان را خلق کرده است، من خودم را یک یهودی مسیحی مسلمان می‌دانم. 

وی افزود: من با اینکارم تلاش کردم تا باب گفتگو درباره دین را باز کنم، اینجا در غرب یک اسلام هراسی و گریزی خاصی وجود دارد ولی باید بگویم که اسلام همچون یهودیت و مسیحیت به هیچ عنوان دین خشونت نیست.

«علی استون» در ادامه درباره واکنش پدرش نسبت به مسلمان شدنش گفت: پدرم «الیور استون» به شدت از اینکار من استقبال کرد، او به من گفت، «خداوند با توست»، پدرم درک کرده است که هدف من از اینکار ایجاد یک پل ارتباطی و همچنین ایجاد صلح است.

«استون» متعجب از برخی از واکنش‌های منفی بالاخص ساخت فیلمی ترسناک با عنوان «استون خاکستری» گفت: من فکر نمی‌کنم تا این اندازه انسان بد و ترسناکی باشم، مثل این می‌ماند که چون اسلام پذیرفته‌ام پس یک جنایتکارم، فکر نمی‌کردم که اسلام ستیزی تا به این حد عمیق و ریشه‌دار باشد، خیلی مسخره و بیهوده است که برخی از مردم تصور می‌کنند که من مسلمان شده‌ام چون از یک خانواده فاسدم و یا اینکه خودم را گم‌کرده‌ام.

وی در پایان متذکر شد: اگر بیش از این نیز انتقاد شوم و این انتقادها همچنان ادامه داشته باشد، باز هم برای من مهم نیست، اگر توانسته باشم قدمی در مسیر ایجاد باب گفتگو درباره دین ایجاد کنم و درک برخی مسائل را راحتر کنم، مسلمان شدن ارزش تمام این سختی‌ها و انتقادها را دارد.


  
  

چیزی حدود یک هفته پیش هاشمی رفسنجانی در خصوص اختلاس اخیر با "بزرگ وبی‌سابقه" خواندن آن "ابراز نگرانی و تأسف" کرد و البته وی تقریبا در دسته آخرین مسئولانی قرار گرفت که به این اختلاس در سیستم بانکی واکنش نشان داد.

اولین موضع گیری رسمی او در جلسه مجمع تشخیص مصلحت نظام در روز شنبه نهم مهرماه اتخاذ شد. گفتنی است؛ در دوران ریاست جمهوری هاشمی رفسجانی در سال 74، یکصد و بیست و سه میلیارد تومان از بانک صادرات اختلاس شد که کارشناسان با توجه به رشد اقتصادی در کشور، ارزش آن را با ارزش رقم اختلاس اخیر نزدیک یا برابر دانسته‌اند. خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»،‌ در خصوص اظهار نظرهای آقای هاشمی درباره اختلاسهای دوران سازندگی کسب اطلاع کرده و نظرات جالبی را بدست آورده است. آقای هاشمی در خطبه های نماز جمعه آن سالها به این موضوع اشاره کرده و می گوید: "این قدر بحث اختلاس ها و دزدی ها را نکنید و روحیه مردم را خراب نکنید، وقتی یک سدی می سازیم مثلا 10 میلیارد خرج می کنیم ممکن است از قبل آن پانصد میلیون هم اختلاس شود، اما این سد برای کشور می ماند و هیچ کس نمی تواند از این سد اختلاس یا دزدی کند."(!) این اظهار نظرها در حالی در کتاب "بی پرده با هاشمی رفسنجانی" آمده است که وی علاوه بر اینکه با تخلفات گسترده مدیران و وزرایش برخورد نمی کرد مایل نبود که با آنها از سوی قوه قضائیه یا دیوان عدالت اداری برخوردی صورت گیرد. او در جائی به سفارش خود به رئیس سازمان بازرسی اشاره می کند و می گوید: "من فقط یک بار به آقای رئیسی از سازمان بازرسی توصیه کردم که وقتی دیدید این مدیران ما سوء استفاده شخصی می کنند؛ قاطع برخورد کنید ولی اگر می بینید در مدیریت برای پیشبرد کار تخلفی انجام می دهند اینجا جای سخت گیری نیست. اینها مستحق این سخت گیری ها نیستند... تنها کسانی مستحق سخت گیری اند که سوءاستفاده شخصی می کنند." رئیس دولت سازندگی در مصاحبه ای هم گفت: "یک بار آقای عابدزاده رئیس هواپیمایی آسمان را سر هواپیمایی که سقوط کرده بود گرفتند و من از همین حساب 210 دولتی که در اختیارم بود 2 میلیارد تومان ضمانت کردم که او را آزاد کنند. او مدیر خوبی بود..." سوالاتی از هاشمی که هنوز بی جوابند چرا دانه درشت ها مالیات نمی دهند؟


  
  
پیامهای عمومی ارسال شده